رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 18 خرداد 1405 - Monday, 8 June 2026

ترامپ و جبهه‌های جنگ او

ترامپ و جبهه‌های جنگ او

ترامپ و جبهه‌های جنگ او

جنگ کنونی آمریکا و اسرائیل علیه حکومت اسلامی، تنها یک درگیری منطقه‌ای یا واکنش به برنامه هسته ای حاکمان ایران نیست؛ بلکه جلوه‌ای از نبردی گسترده‌تر بر سر نظم آینده جهان و جایگاه امریکا و اسرائیل است. در پس این جنگ، رقابت بر سر هژمونی جهانی، کنترل گلوگاه‌ های انرژی، مسیرهای تجاری و تثبیت جایگاه امریکا در ژئوپولیتیک جهان قرار دارد.

در این مدار، آمریکا می‌ خواهد نقش عامل اجرایی خود در خاورمیانه را به اسرائیل واگذار کند و این کشور را به قدرت  برتر خاورمیانه ارتقاء دهد.

جنگ کنونی، گرچه آبشخور آن، بحران‌های ناشی از پان‌اسلامیسم، پروژه‌های نیابتی و تقابل ایدئولوژیک منطقه‌ای است، اما در سطح کلان، امریکا بخشی از طرح بزرگتر برای کنترل بر گلوگاه‌ های حیاتی جهان است. خلیج فارس، دریای سرخ و مسیرهای دریایی، کانال‌ها و حتی قطب شمال مورد نظر آقای ترامپ بوده و از همین منظر می توان چرائی علاقه آقای ترامپ به گرینلند، پاناما و دیگر نقاط حساس ژئوپولیتیک را درک کرد. هدف شفاف است؛ تسلط بر شاهراه‌هایی که در دهه‌های آینده، تعیین‌کننده قدرت اقتصادی، انرژی و نظامی جهان خواهند بود.

برخلاف سیاست محتاطانه‌ آقایان اوباما و بایدن، ترامپ خواهان نمایش عریان برتری آمریکاست. او معتقد است که آمریکا باید پیش از ورود جهان به مرحله‌ای تازه از رقابت‌های بزرگ، سنگرهای استراتژیک خود را تثبیت کند و دست بالا در برابر چین، اروپا و روسیه داشته باشد.

استقرار در پایگاه‌های تعیین‌کننده ژئوپولیتیک، تقویت بلوک‌های نظامی و واگذاری بخشی از مدیریت امنیتی مناطق بحرانی به متحدان محلی(نیابتی ها)، بخشی از معماری جنگ‌های آینده است. در این الگو، برای آمریکا مطلوب است که بدون فرورفتن در جنگ‌های فرسایشی مستقیم، هزینه مدیریت منطقه را به نیروهای نیابتی و متحدان استراتژیک خود منتقل کند.

از منظر نگرش سیاسی درازمدت، جنگ امروز امریکا و اسرائیل به ایران محدود نمی‌شود. این جنگ در نهایت به رقابت آمریکا و چین، اروپا، توازن با روسیه و شکل‌گیری نظم جدید جهانی گره خورده است.

اما برای مردم ایران، عاجل تر از مسئله رقابت قدرت‌های جهانی، تمرکز خود بر مسئله اصلی داخلی و تعیین سرنوشت کشور توسط ملت است. حکومت اسلامی در هیچ زمینه ای ایران و ملت ایران را نمایندگی نکرده و نمی تواند بکند.  این رژیم با سیاست‌های ایدئولوژیک و ویرانگر خود، کشور را به میدان کشمکش قدرت‌های جهانی بدل کرده و موجودیت ایران را در معرض خطر قرار داده است.

در برابر این وضعیت بغرنج، پیروزی انقلاب زن زندگی آزادی و برچیدن حکومت اسلامی، افقی نو برابر ملت ایران و کشورهای منطقه قرار می دهد. مبارزه برای تغییر ریل کنونی، اولویت سیاست ملی و مردمی در ایران است. مسیری که می‌تواند با تامین استقلال ایران از اشغال شبکه های مافیائی اسلامگرایان، کشور را از تبدیل شدن به ابزار جنگ‌های منطقه‌ای و جهانی بیرون آورد و با “دوستی با همه و دشمنی با هیچکس”، آزادی، رفاه، کرامت انسانی و صلح را در سطح ملی وجهانی نمایندگی کند.

اقبال اقبالی

09.05.2026
 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!