رفتن به محتوای اصلی
شنبه 16 خرداد 1405 - Saturday, 6 June 2026

چرا مشروطه‌خواه نیستم؟ – قسمت سوم

چرا مشروطه‌خواه نیستم؟ – قسمت سوم

آیا قانون اساسی مشروطه واقعاً می‌تواند راه‌حل آینده ایران باشد؟ یاشار استهبان‌نژاد در این پادکست با نگاهی تاریخی و حقوقی، یکی از بحث‌برانگیزترین پرسش‌های اپوزیسیون ایران را بررسی می‌کند. نویسنده تلاش می‌کند میان “پادشاهی” و “قانون اساسی مشروطه” تفاوت بگذارد و نشان دهد که توسعه و نوسازی ایران در دوره پهلوی، بیش از آنکه محصول متن قانون اساسی باشد، نتیجه ساختار قدرت و اراده سیاسی پادشاهان سلسله پهلوی بود. همچنین ادعاهایی چون سکولار بودن قانون اساسی مشروطه، امکان لغو خودکار قراردادهای جمهوری اسلامی، و ضرورت اجرای آن در دوره گذار، از منظر حقوقی و تاریخی به چالش کشیده شده است. 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

انتشار از:

گفتگوی روز

تصویر

تصویر

تصویر

دیدگاه‌ها

گفتگوی روز
گفتگوی روز

عنوان مقاله:
ادامه

جناب کردی
هدف من به درازا کشیدن بحث نیست اما این جمله خود شماست که گفتید: «بین مشروطه خواه نبودن و پادشاهیخواه بودن یک دریا فاصله است».
احتیاج به تکرار نیست اما من می‌توانم «پادشاهی‌خواه» باشم و «قانون اساسی مشروطه» را قبول نداشته باشم.
در ضمن شما ذکر کردید که «در دوران گذار همه نیروهای مشروطه خواه که خواهان نظام پادشاهی هستند خواستار ملغی شدن تمامی بندهایی که با شریعت وابستگی دارد شده اند».
گرامی، مگر دست من و شما، یا فعالان سیاسی هست که کدام بخش «قانون اساسی مشروطه» را ما می‌خواهیم اجرا شود و کدام بخش نباید اجرا شود. این مبحثی است که فقط و فقط در اختیار نمایندگان مردم در مجلس مؤسسان است. مسائل حقوقی بحث سیاسی نیست که هر کس به دلخواه خود بتواند بخشی از «قانون اساسی» را حذف کند. هر قانون اساسی تا زمانیکه رسما قانون اساسی کشور است، اصول آن جزئی از قوانین کشوری است که باید اجرا شود حتی اگر من و شما با آن مخالف باشیم.
شما پرسیدید که «برای من توضیح دهید که پادشاه را چگونه میخواهید محدود کنید که دیکتاتور نشود؟ یا رئیس جمهور را؟»‌
اولا که قانون اساسی به تنهایی نمی‌تواند سد راه یک دیکتاتور باشد، قطعاً شما در این باره ما من مخالفتی ندارید.
در ثانی کشورهایی چونان انگلیس یا اسرائیل که فاقد «قانون اساسی» هستند، آیا دموکراسی در این کشورها نیست؟
و سوم، از همه مهمتر، گرامی من هرگز نگفتم مخالف «قانون اساسی» هستم. من مخالف اجرای «قانون اساسی مشروطه» هستم به دلایلی که در۴ پادکست‌ ذکر کرده‌ام.
برای آینده ما نیاز به یک «قانون اساسی مدرن و سکولار» داریم. در دوره گذار هم ضرورتی به یک قانون اساسی نیست. دولت موقت می‌تواند کشور را با قوانین مدنی اداره کند تا زمانی که نوع حکومت در یک رفراندوم آزاد از سوی مردم انتخاب شود. آنگاه نمایندگان مردم در مجلس مؤسسان بر اساس انتخاب نوع حکومت ‌(پادشاهی یا جمهوری) می‌توانند اصول «قانون اساسی جدید» را بحث و تصویب کنند.
جناب کردی، «مشروطه‌خواهی» به معنی صرفا دفاع از «قانون اساسی» نیست بلکه «مشروطه‌خواهی» معنی و مفهوم خاص خود را در تاریخ ایران دارد که نتیجه آن همانا پیروی از «قانون اساسی مشروطه» ‌است. این خود همان دعوتی است که من از مشروطه‌خواهان برای یک مناظره کرده و همچنان می‌کنم.
سپاسگزارم از توجه و تبادل اندیشه
روز و شبتان خوش

چ., 13.05.2026 - 23:07 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

ادامه

من معنی این پاراگراف را نفهمیدم که چه ربطی به سخن من داشت. این پاسخ به سوالی است که من نکردم که نوشتید: این سخن شما که «بین مشروطه‌خواه نبودن و پادشاهی‌خواه بودن یک دریا فاصله است»، با پوزش، از دید تاریخی کاملاً نادرست است. ایران بیش از ۲۵۰۰ سال نظام شاهنشاهی داشته، اما تنها ۷۲ سال تجربهٔ حکومت مشروطه را پشت سر گذاشته است.
خب که چی؟ من حرف شما را رد میکنم چرا که آتا تورک هم زمان رضاشاه بود! منطق؟ همان منطقی که شما استفاده کردید.
2500 سال نظام شاهنشاهی داشته و فقط 73 سال تجربه حکومت مشروطه داشته. سوال: آیا اردشیر بابکان از تلگراف استفاده میکرد؟ نمیکرد؟ خب دوران مشروطه استفاده میکردند. بازهم بیربط!
در دوران گذار همه نیروهای مشروطه خواه که خواهان نظام پادشاهی هستند خواستار ملغی شدن تمامی بندهایی که با شریعت وابستگی دارد شده اند. دین رسمی کشور و این حرفها. کسی با حرفهای شما مشکل ندارد. حتا تقی زده و طاهری نیز خواستار الغای بندهای مرتبط با شریعت هستند. شما با چه کسی میخواهید بحث کنید؟
اما برای من توضیح دهید که پادشاه را چگونه میخواهید محدود کنید که دیکتاتور نشود؟ یا رئیس جمهور را؟ بجز با شرط قائل شدن برای ریاست او بر کشور؟ این نامش مشروطه است. جمهوری مشروطه ایران یعنی جمهوری ایران که اختیارات رئیس جمهورش بی نهایت نیست توسط قانون اساسی مشروط و محدود میشود. که البته مشروط را به آن چسبانده اند که میدانید که از شارت فرانسه آمده و باقی قضایا. میخواهم بگویم که با سخنان شما مشکلی ندارم همیقندر که معتقد باشید که پادشاه یا رئیس جمهور اختیارات بی حد و حصر ندارد شما را یک مشروطه خواه میکند

چ., 13.05.2026 - 21:20 پیوند ثابت
گفتگوی روز
گفتگوی روز

عنوان مقاله:
یاشار گرامی

با درود مجدد به شما، جناب کردی!‌
این سخن شما که «بین مشروطه‌خواه نبودن و پادشاهی‌خواه بودن یک دریا فاصله است»، با پوزش، از دید تاریخی کاملاً نادرست است. ایران بیش از ۲۵۰۰ سال نظام شاهنشاهی داشته، اما تنها ۷۲ سال تجربهٔ حکومت مشروطه را پشت سر گذاشته است.
همچنین این گفته که «مشروطه‌خواه نبودن یعنی کنار نهادن سازوکار دموکراسی در مشروطه‌خواهی و واگذاری همه امور به دست یک اقتدارگرای نیک‌خواه، و این یک ریسک بزرگ است»، شوربختانه با واقعیت تاریخی و حقوقی قانون اساسی مشروطه همخوانی ندارد.
قانون اساسی مشروطه، با آنچه شما «سازوکار دموکراسی» می‌نامید، انطباق کامل ندارد؛ چرا که در نهایت، همهٔ حقوق شهروندی در چهارچوب عدم مغایرت با قوانین شیعهٔ جعفری تعریف می‌شد. افزون بر این، قوانین مدنی جدیدی که از سوی نمایندگان مجلس تصویب می‌شد نیز می‌بایست به تأیید مجتهدان زمان خود می‌رسید.
بگذریم؛ قصد ندارم این بحث را بیش از این طولانی کنم. تنها بد نیست اشاره کنم که بیش از سه سال است از هواداران «بازگشت به مشروطه» دعوت کرده‌ام تا دربارهٔ «ضروری بودن یا نبودن قانون اساسی مشروطه در دورهٔ گذار» در یک مناظرهٔ علنی گفت‌وگو کنیم، اما تاکنون پاسخ مثبتی دریافت نکرده‌ام
اگر شما و دیگر دوستان مشروطه‌خواه آمادگی چنین مناظره‌ای را دارید، من با هر چارچوب، شرط یا شیوه‌ای که مورد توافق باشد، با کمال میل آمادهٔ حضور در این گفت‌وگو هستم!
روز و شب‌تان خوش
یاشار استهبان‌نژاد

س., 12.05.2026 - 22:18 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

یاشار گرامی

من هنوز هم مطلب را گوش نکرده ام. اما حتا چنین حدسی زدم که شما منظورتان اراده پهلوی ها برای مدرنیته در ایران باشد. اما بین مشروطه خواه نبودن و پادشاهیخواه بودن یک دریا فاصله است. مشروطه خواه نبودن یعنی کنار نهادن سازوکار دمکراسی در مشروطه خواهی و واگذاری همه امور بدست اقتدارگرای نیک خواه و این یک ریسک بزرگ است. در غیاب نظام مشروطه پادشاه که تابحال اراده اش بر ایران سازی بود شاید ناچار شود سیاست هایی را برگزیند که به نفع منافع ملی نباشد. نظام مشروطه پادشاه را در کنترل و محدودیت نگه خواهد داشت و سرنوشت کشور را به نیت خیر و یا غیر خیر پادشاه پیوند نخواهد زد. از این رو همان عنوان را هم که در نظر گرفتم درجا مردود دانستم. بهرحال این بگفتم اما قول میدهم مطلب شما را گوش کنم و دوباره نظرم را بنویسم و این بخاطر اعتراض واردی است که داشته اید مطلب را گوش نکرده نقد کرده ام و نشان دادید که فقط شعار نداده اید بلکه به بازخورد آن و نظر دیگران اهمیت میدهید. با سپاس.

س., 12.05.2026 - 11:59 پیوند ثابت
گفتگوی روز
گفتگوی روز

عنوان مقاله:
تا دو سه سال پیش - محسن کردی

در عجبم جناب، کسی که زحمت گوش دادن به نظری را نمی‌دهد و علاقه‌ای هم به خواندن مطلبی را ندارد، چطور حاضر است «وقتش را تلف کند» و نقدی را بدون آگاهی بنویسد.
«گفتگوی روز» در هنگام پست پادکست «چرا مشروطه‌خواه نیستم» و در توصیف آن نوشته – آن هم فقط در ۵ خط کتابی – که: «نویسنده تلاش می‌کند میان “پادشاهی” و “قانون اساسی مشروطه” تفاوت بگذارد و نشان دهد که توسعه و نوسازی ایران در دوره پهلوی، بیش از آنکه محصول متن قانون اساسی باشد، نتیجه ساختار قدرت و اراده سیاسی پادشاهان سلسله پهلوی بود».

جهت اطلاع شما گرامی، «پادشاهی‌خواه نبودن» به‌عنوان یک شهروند جرم نیست ، اما اینکه – خواسته یا ناخواسته – به من انگ بزنید که پادشاهی‌خواه نیستم،‌ دور از مروت و انصاف است.
اگر هم بر این باورید که پادشاهی فقط و فقط یعنی «نظام پادشاهی مشروطه»، پس شما خود هم تمام خواه هستید، هم هیچ آشنایی با افکار و عقاید شاهزاده رضا پهلوی ندارید، و از همه مهمتر هم، هیچ آشنائی با افکار نسل جوان مبارز خیابانی در ایران ندارید که خواهان جدایی دین از سیاست و یک نظام سکولار هستند، با پوزش بسیار!
روز و شبتان خوش
یاشار استهبان‌نژاد

س., 12.05.2026 - 07:01 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

تا دو سه سال پیش

تا دو سه سال پیش اگر چنین تیتری بر مقاله یا ویدیویی میدیدم با حرارت بسیار تلاش میکردم به آن پاسخ بدهم و چرایی بهتر بودن نظام پادشاهی مشروطه را شرح بدهم. یک سالی میشود یا بیشتر که دیگر اهمیت نمیدهم. نظام پادشاهی و شاهزاده بیش از آن جلو رفته اند که دست کسی به آنها برسد مگر آن که تغییری خارج از اراده مردم ما روی دهد. به باور من نظام آینده ایران پادشاهی خواهد بود لذا زحمت گوش کردن به این گونه نظرات را به خودم نمیدهم و وقتم را تلف نمی کنم. اما اگر دو سال پیش بود چرا.. تلاش میکردم نکته های قابل توضیح را توضیح بدهم. امروز خوشبختانه از آن مرض ها عبور کرده ایم. تابوها شکسته شده و شرم حضورها فرو ریخته و ایدئولوژی هایی که تعقل را سد میکردند فرو ریخته. پیروان آن ایدئولوژی ها را معلم دوران درس داد و متوجه شدند که آنچه به کار مملکت داری می آید ایدئولوژی نیست بلکه نیت خیر و همگرایی مردم است. مردم با هم مهربان باشند کشور ساخته میشود و فقر جا کن میشود. حتا اگر در اثر فعل و انفعالاتی عقیده جامعه از شاهزاده و نظام پادشاهی باز گردد دیگر تلاش نخواهم کرد که برای کسی شرح دهم که چرا نظا مپادشاهی بهتر است. امروز مردم ما به همه امور آگاهند و مثل سال 57 کودک سیاسی نیستند. امروز هر رای دهنده ای دقیقا میداند چه میخواهد و چه میکند و راهش را انتخاب کرده لذا به خودم زحمت نمی دهم با او بر سر شکل نظام دهن به دهن بگذارم. این که چرا او مشروطه خواه نیست برای من دیگر مهم نیست.

د., 11.05.2026 - 19:38 پیوند ثابت