اخبار جنگ و صلح:
ترامپ نوشت که به درخواست رهبران قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، حمله نظامی برنامهریزیشده آمریکا به جمهوری اسلامی که قرار بود سهشنبه انجام شود، فعلا متوقف شد
ترامپ: اگر به توافقی برسیم که تهران به سلاح هستهای دست پیدا نکند، راضی خواهیم بود
وزارت دفاع آلمان اعلام کرد که برای حمایت از ظرفیتهای پدافند هوایی ترکیه در چارچوب ناتو، در پایان ماه آینده میلادی یک واحد عملیاتی پدافند هوایی و موشکی پاتریوت به این کشور اعزام خواهد شد
رویترز: پاکستان در چارچوب پیمان دفاعی خود با عربستان سعودی، ۸ هزار نیروی نظامی به همراه یک اسکادران جنگنده و سامانه پدافند هوایی به این کشور اعزام کرده است
صدراعظم آلمان: تهران باید از تهدید همسایگان خود دست بردارد، تنگه هرمز را باز کند و وارد مذاکرات جدی با آمریکا شود
رویترز به نقل از یک منبع پاکستانی: اسلامآباد پیشنهاد اصلاحشده تهران برای پایان دادن به درگیریها را با آمریکا به اشتراک گذاشته است
ترامپ از لغو دستور حمله نظامی به علت «نزدیک شدن» به توافق با ایران خبر داد
دونالد ترامپ که روز یکشنبه گفت دستور توقف حمله نظامی جدید به ایران را در پی درخواست رهبران کشورهای عربی منطقه، صادر کرده است، میگوید مذاکرات با تهران به سوی توافقی که شامل دست نیافتن ایران به سلاح هستهای است، پیش میرود. او تاکید کرده که برای فرصت دادن به روند مذاکرات و در پی گفتگو با رهبران کشورهای منطقه از جمله عربستان، امارات و قطر، فعلا دو - سه روزی از عملیات نظامی منصرف شده است. ایران و کشورهای منطقه واکنشی به این اظهارات آقای ترامپ نشان ندادهاند اما قرارگاه خانم الانبیاء در تهران گفته نیروهای نظامی این کشور «نسبت به پیش، قویتر و امادهترند».
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
جنگ روانی ترامپ
درود بر کیانوش عزیز،
تحشیه ای دورادور از تماشای بیضه به شدّت ورم کرده و حکومت برانداز آقای فراهانی نامتساوی البیضتین!!
آنچه که بارها گفتهام و همچنان بر آن پای میفشارم، اینست که انسانِ اهلِ تأمّل باید بیاموزد تا آنجا که ممکن است از سطحِ روایتهای بازاری، هیاهوی تبلیغاتی و صحنهآراییهای شبکههای اجتماعی فاصله بگیرد؛ زیرا حقیقتِ رویدادها هرگز در آنچه با فریاد عرضه میشود، اقامت ندارد؛ بلکه در میانِ خرده واقعیّتهایی نهفته است که زیرِ آوارِ روایتهای متکثّر، پراکنده و پنهان ماندهاند. فهمِ زمانه، نه با تکرارِ شعارها؛ بلکه با توانِ دیدنِ رشتههای ناپیدایی ممکن میشود که وقایع را در عمقِ تاریخ و قدرت به یکدیگر پیوند میدهند. حتّا اگر - به فرضِ محال ــ [ هنوز اورانیوم غنی شده از ایران، خارج نشده و نیروهای نیابتی همچنان زیرِ قیمومیّتِ بازماندههای گیوتینیِ قدرت الهی نفس میکشند]، باز هم این به معنای بازگشتِ وضعیّت پسمانده های ولایت فقاهتی به دوران پیش از فاجعه قتل عام دیماه نخواهد بود. مسئله فقط وقوع یا عدمِ وقوعِ جنگ نیست؛ مسئله این است که یک ساختار سیاسی، هنگامی که به مرحله فرسودگیِ تاریخی و انحطاطِ درونی میرسد، دیگر قادر نیست به نقطه پیش از بحران بازگردد. برخلافِ تصوّرِ سادهاندیشان، رویدادها خطّی از تکرار نیستند؛ چونکه هر فاجعه ای، چیزی ریشه ای را برای همیشه در بنیانِ قدرت درهم میشکند و تار و پود آن را مضمحل و ریشه ای میسوزاند.
مسئله اینست که از یک سو، پسمانده های این نظام خونریز و سفّاک، دیگر هرگز نخواهند توانست آن هیبتِ فروریخته و اقتدارِ متزلزلِ پیش از فاجعه را بازسازی کنند و از سوی دیگر، جامعه ایرانی نیز دیگر آن جامعه نیم قرنِ پیش و پیش از فاجعه دیماه خونریز نیست که بتوان آن را با ترس، اعدام، شکنجه، تجاوز، غارت، مصادره و ماشینِ دائمیِ سرکوب، برای همیشه در انقیاد نگاه داشت. ملّتی که دهه ها رنجِ انباشته را از سر گذرانده باشد، دیر یا زود به نقطهای میرسد که سکوتش دیگر نشانه تسلیم نیست؛ بلکه صورتِ تعلیقیِ انفجار آتشفشانی و زمین لرزه بیست ریشتری است. آنچه که اکنون بر ایران، سایه افکنده، بیش از آنکه ثبات باشد، وضعیّتی تعلیقی و آستانهای است. نوعی مکثِ سنگینِ تاریخی پیش از گسست. همه میدانند که این ساختار در بنیانِ خویش دچارِ پوسیدگیِ مزمن شده است، امّا هیچکس نمیتواند لحظه دقیقِ فروپاشی را تعیین کند. لحظههای سرنوشتساز در تاریخ هر ملّتی معمولاً در هیئتِ غافلگیری ظاهر میشوند؛ طوری که دستگاهها و ارگانهای قدرت هنوز در توهّمِ دوامِ خویش به سر میبرند، ولی ناگهان تمامیِ ساز و کارِ ظاهر آهنینشان در برابرِ ضربهای پیشبینی ناپذیر فرو میریزد.
ایرانِ امروز، ایرانِ یک نظمِ مطمئن نیست؛ ایرانِ احتضارِ یک ساختارِ فرسوده است؛ سیستمی که شاید هنوز حرکت میکند، امّا حرکتش دیگر نشانه حیات نیست؛ بلکه تقلّای واپسینِ بدنی است که نیرویِ ادامه دادن را از دست داده است. باید فقط منتظر فرصت غافلگیر کننده بود.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان