رفتن به محتوای اصلی
شنبه 16 خرداد 1405 - Saturday, 6 June 2026

افول یک رؤیا، تبعید روشنفکران و قدرت‌گیری لمپنیسم سیاسی، چگونه حلقهٔ متملقان مشروطه‌خواهی را تهی کردند

افول یک رؤیا، تبعید روشنفکران و قدرت‌گیری لمپنیسم سیاسی، چگونه حلقهٔ متملقان مشروطه‌خواهی را تهی کردند

 

یکی از جبران‌ناپذیرترین خسارت‌هایی که گروهی از مشاوران نابکار، در سال‌های اخیر بر پیکرهٔ  مشروطه خواهی، نهاد پادشاهی و شخص شاهزاده رضا پهلوی وارد کردند، تهی‌کردن این جریان از بدنهٔ روشنفکری و فرهنگی جامعهٔ ایران بود.
در جهان‌بینی سترون و گرایش‌های راست‌افراطی و اقتدارگرایانهٔ این حلقه، اندیشهٔ مستقل و کار روشنفکری نه‌تنها جایگاهی نداشت، بلکه به چشم تهدید دیده می‌شد. به همین دلیل، بسیاری از چهره‌های فرهنگی، نویسندگان، هنرمندان، سینماگران، اهالی تئاتر و صاحبان فکر، که می‌توانستند سرمایهٔ معنوی و فکری این جنبش باشند، به‌تدریج از پیرامون شاهزاده و جریان مشروطه‌خواهی رانده شدند.
در مقابل، میدان به دست افرادی افتاد که نه حامل ایده‌های نوین بودند و نه توان تولید فکر و گفتمان داشتند، بلکه تمام هنرشان در تملق، پاچه‌خواری سیاسی و ساختن فضای بسته و فرقه‌ای خلاصه می‌شد. نتیجه آن شد که به‌جای شکل‌گیری یک جریان پویا و ملی با پشتوانهٔ فکری، نوعی ابتذال سیاسی و فرهنگی بر بخشی از فضای پیرامونی این جریان سایه انداخت.
روزی در کنار شهبانو فرح پهلوی برجسته‌ترین چهره‌های روشنفکری، هنری و فرهنگی ایران حضور داشتند, از نویسندگان و شاعران و هنرمندان گرفته تا معماران، سینماگران و متفکران. اما امروز، جای آن سرمایهٔ انسانی و فرهنگی را گروهی از دجالان سیاسی و کاریکاتورهای کم‌مایهٔ روشنفکری گرفته‌اند که بیش از هر چیز، نماد افول سلیقهٔ سیاسی و سقوط معیارهای فرهنگی‌اند.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

ارشان آذری
ارشان آذری

عنوان مقاله:
جمهوری اسلامی حقوق ماهیانه برای اینطور نوشت ها به خانه سالمندان ۵۷تی ارسال میکند از طریق نیاک

.

این ورشکسته سیاسی تقریباً هر روز یک متن علیه مشروطه‌خواهان و منتشر می‌کند؛ آن‌قدر منظم و تکراری که آدم واقعاً شک می‌کند این حجم از حمله فقط از روی «دغدغه سیاسی» باشد یا پشتش اتاق فکری نشسته که مأموریتش تخریب و ایجاد شکاف است.

عجیب است؛ وسط این همه جنایت، فساد، اعدام، فروپاشی اقتصادی و سرکوب در جمهوری اسلامی، تمرکز بعضی‌ها نه روی حکومت، بلکه تقریباً به‌طور شبانه‌روزی روی کوبیدن اپوزیسیون و مخصوصاً مشروطه‌خواهان است. انگار اولویت اصلی‌شان نه نجات ایران، بلکه زمین‌زدن هر جریان متحدکننده‌ای‌ست که بتواند مردم را دور یک محور جمع کند.

این ادبیات پر از تحقیر و نخبه‌بازی هم چیز تازه‌ای نیست؛ همان بازماندهٔ ذهنیت ورشکسته‌ای‌ست که سال‌ها مردم را «نفهم» و خودش را صاحب انحصاری عقل و فرهنگ می‌دانست. همان تفکری که نتیجه‌اش را ایران با انقلاب ۵۷ و دهه‌ها عقب‌ماندگی پرداخت کرد.

مشکل امثال این ورشکسته سیاسی این است که هنوز نفهمیده جامعه ایران دیگر برای روشنفکرنمایی‌های فرسوده و تحلیل‌های کینه‌توزانه کف نمی‌زند. مردم دنبال کسی هستند که بتواند امید، اتحاد و مسیر بدهد؛ نه کسانی که تمام هنرشان تخریب، نیش‌زدن و پاشیدن بذر ناامیدی است.

ش., 23.05.2026 - 01:42 پیوند ثابت