رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 18 خرداد 1405 - Monday, 8 June 2026

انتقاد شاهزاده رضا پهلوی از رژه‌هایی با نشان ساواک

انتقاد شاهزاده رضا پهلوی از رژه‌هایی با نشان ساواک

شاهزاده رضا پهلوی، چند هفته پس از برگزاری واکنش‌برانگیز تجمع‌هایی با تی‌شرت‌ها و پرچم‌هایی با نشان ساواک، سازمان اطلاعات و امنیت دوران محمدرضا پهلوی، در سخنانی از این قبیل اقدامات انتقاد کرد و گفت که این کارها «مورد تایید» او نیست.
آقای پهلوی خواستار «فاصله گیری از این نوع رفتارها و برخوردها شد» تا به گفته او «به کل جریان که اکثریت افراد بسیار معتدل، خوشفکر و ملی هستند،‌ لطمه نزند.»
او از بعضی «دستجات افراطی» انتقاد کرد و گفت: «این از سه حالت خارج نیست: یا قطعا کار دستگاه اطلاعاتی نظام است یا کسانی که از روی شاید کوته‌فکری یا به دور از سوءنیت اما با درک نادرست مسائل، رفتارها و شعارهایی را انجام می‌دهند یا دانسته اینکار را انجام می‌دهند که از همه بدتر است.»
او توجه به این نکته را ضروری خواند و گفت: «کاملا محسوس است که این اواخر یک کمپین بسیار با دقت مهندسی شده به مفهوم از یک سو حمله به خود من و تیم من و حاشیه سازی‌های مختلف» به راه افتاده است.
آقای پهلوی گفت: «نمی‌داند که این داستان تی‌شرت‌های سیاه و یا ساواک پوشیدن این عده از کجا آب می‌خورد.»
او این کار را «جنجال‌آفرین» خواند و گفت که با توجه به سابقه تاریخی ساواک،‌ این کار «بهانه دادن» به دست آنهایی است که همیشه سعی دارند، حمله کنند.
آقای پهلوی این صحبت‌ها را جمعه اول خرداد ماه، در نشستی آنلاین مطرح کرده بود اما ویدئو آن را روز چهارشنبه ششم خرداد ماه منتشر کرد.
او تاکید کرد که اگر قرار است از نمادی استفاده شود،‌ باید همان نشان شیروخورشید و پرچم سه رنگ ایران با نشان شیروخورشید باشد.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی
برگرفته از:
بی بی سی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

درود بر کیانوش عزیز،
تحشیه ای برای باژگونه رژه رفتن بر سقف آسمان!

اعتراض به گیوتین مسلّط بر میهن را نباید به اسارتِ نمادهایی درآورد که تنها بازتابِ مقطعی خاصّ از تاریخ ایرانند؛ حتّا اگر آن مقطع، در نگاه بسیاری از وجدانهای بیدار و آگاه، دورانی درخشان و مقبول تلقّی شود یا از انظار دیگرانی، نامطلوب و سیاه. هر گاه پیکارِ یک ملّت، در حصارِ نشانه‌های یک عصرِ معیّن محدود شود، امکانِ فراگیر شدنِ آن در وجدانِ تاریخیِ مردمان، به تدریج فرسوده خواهد شد. آنچه یک سرزمین را در لحظه‌های خطیر نگاه میدارد، نه دلبستگی به برهه‌ای خاصّ؛ بلکه پیوند با ژرفترین لایه‌های حافظه و فرهنگِ مشترکِ آن ملّت است.
نبرد با جانستانان و خونریزان، هنگامی معنا و استواری مییابد که از بطنِ رنجهای جاری و تجربه‌ زیسته‌ مردم برخیزد و بر بنیانهایی تکیه کند که در جامعیتِ وجودِ ایرانیان ریشه دارند. بنیانهایی که هر انسانِ این سرزمین، فارغ از تعلّقات سیاسی و عقیدتی و قومی و تاریخیِ خویش، بتواند در آنها احساسِ تعلّق، مسئولیّت و مشارکت در سرنوشتِ واحدِ میهن را بازشناسد. مبارزه‌ای که نتواند همه‌ وجدانهای پراکنده را در افقی مشترک گرد آورد، دیر یا زود در مرزهای تنگِ سلیقه‌ها و خاطره‌های تاریخی متوقف خواهد شد. معقولترین و ماندگارترین نمادها، آنهایی هستند که از ژرفای تاریخ و فرهنگِ ایرانی برخاسته‌اند. نمادهایی که نه محصولِ اقتضای یک حکومت یا یک عصر؛ بلکه حاصلِ تداومِ روحِ ایرانی در قرون متمادیند. این نشانه‌ها، چه در ساحتِ مادّی و چه در قلمروِ معنوی، همچنان زنده و در دسترسند و نیروی آنها به این دلیل است که به حافظه‌ جمعیِ یک ملّت وابسته ‌اند، نه به قدرتِ زودگذرِ حکومتهای ناحقّ.
نباید از یاد برد که حکومتِ فقاهتی، از نخستین روزِ استقرارِ خویش، در تعارضی جنونوار با تاریخ، فرهنگ و جانِ ایرانی ایستاده است؛ زیرا هر قدرتِ ایدئولوژیکی که بخواهد انسان را از ریشه‌های تاریخی و فرهنگی‌اش جدا کند، ناگزیر باید حافظه‌ ملّی را تضعیف و بنیانهای هویّتی را ویران کند. به همین دلیل، پیکار با چنین نظمی، تنها آنگاه میتواند ژرفا و دوام پیدا کند که بر همان امکانهایی تکیه زند که آن نظام، از آغاز، در پیِ نابودیِ آنها بوده است: یعنی بر ریشه‌های استوار، دیرپا و زاینده‌ فرهنگِ ایرانی.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

جمعه, 29.05.2026 - 07:14 پیوند ثابت