رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 18 خرداد 1405 - Monday, 8 June 2026

معمای مجتبی و دگرگونی در ساختار قدرت

معمای مجتبی و دگرگونی در ساختار قدرت

در حکومت های ایدیولوژکی و مذهبی حضور رهبر در انظار عمومی نقش بارزی در ماندگاری حکومت دارد .  بیش از 3 ماه است که در تهران، مجتبی  بر مسند ولایتی  نشسته که رهبری  "متنی و کتبی " است و حتی یک‌بار تصویری یا یک پیام گفتاری  از وی نمایش داده نشده است . 
تا کنون ۱۷پیام کتبی از وی منتشرشده است. بخشی از این پیام‌ها به جنگ مرتبط است، با نثری  وارفته و نزدیک به نثرِ حوزویان عصرِ قاجار و عقب‌مانده‌تر از نثرِ بدِ آخوندهای چهل و هفت  سالِ اخیر.
نظم سیاسیِ کنونی به گونه‌ای بازتعریف شده که حضور فیزیکیِ رهبر، به «حضورِ متنی» تقلیل یافته است. این سایه‌ رهبری که فعلا تنها با کلمات و بیانیه‌ها بر کشور حکم‌رانی می‌کند، نشان می‌دهد که ساختارِ بروکراتیک و امنیتیِ نظام، برای حفظ تداوم خود، به جایِ یک «شخصیت کاریزماتیک»، به یک «مرجعیت نمادین» نیاز دارد که از طریقِ این نوشتارها اعمال می‌شود.
سبک زندگی مجتبی خامنه‌ای ، در این سه ماه در مخفیگاه، یادآور سبک زندگی سال‌های پایانی زندگی اسامه بن‌لادن، رهبر پیشین القاعده، است. 
این مقایسه بی‌سابقه میان یک مقام ارشد ایرانی و یکی از تحت‌تعقیب‌ترین چهره‌های تروریستی جهان، نشان‌دهنده میزان جدی بودن تهدیداتی است که رژیم تهران در فضای کنونی بین‌المللی و منطقه‌ای احساس می‌کند. این نوع پنهان‌کاری شدید نشان‌دهنده یک دگرگونی اساسی در نحوه ارزیابی تهدیدات امنیتی از سوی نهادهای اطلاعاتی ایران است.
فاکس نیوز گفت: «آمریکا رهبر جمهوری اسلامی را به همان سطح از ناپدید شدن عملیاتی کشانده که بن‌لادن ۱۰سال در ابوت‌آباد با آن زندگی کرد.» این قطع ارتباط کامل با دنیای بیرونی، نشان از یک پروتکل امنیتی فوق‌العاده سخت‌گیرانه دارد که برای جلوگیری از هرگونه ردیابی سیگنالی طراحی شده است.
غیبت مجتبی ، شاید بزرگ‌ترین تحول در ساختار جمهوری اسلامی از زمان تاسیس آن باشد؛ تغییری که نه فقط چهره رهبری، بلکه کل مکانیزم قدرت را دگرگون کرده است.
معمای مجتبی  فقط پنهان شدن یک رهبر نیست. آنچه اکنون در جمهوری اسلامی در حال شکل‌گیری است، عبور از «رهبری فردمحور» به «مکانیزم پنهان بقا» است.
در جمهوری اسلامی، رهبر همیشه باید دیده می‌شد. از روح‌الله خمینی تا علی خامنه‌ای، اصل قدرت بر نمایش حضور استوار بود؛ رهبر در نماز جمعه، سخنرانی‌ها، دیدارهای رسمی و بحران‌های سیاسی ظاهر می‌شد تا نشان دهد مرکز تصمیم‌گیری است و با قدرت در صحنه حضور دارد. اما اکنون، برای نخستین بار، ساختار حکومت وارد مرحله‌ای شده که در آن حتی معلوم نیست شخصی که فرمان‌ها به نام او صادر می‌شوند، واقعا در چه وضعیتی قرار دارد.
حلقه ی احمد وحیدی، حسین طایب و ذوالقدر به‌عنوان یکی از بازیگران کلیدی ساختار جدید قدرت معرفی می شود ؛ حلقه ای  که اکنون به یکی از حلقه‌های اصلی تصمیم‌سازی و مذاکره تبدیل شده اند . این حلقه، افراد محدود نزدیک به مجتبی خامنه‌ای محسوب می‌شوند .
هرچه رهبر کمتر دیده می‌شود، فرماندهان امنیتی و حلقه‌های پنهان بیشتر جای او را پر می‌کنند. به همین دلیل، قدرت در جمهوری اسلامی به تدریج از «رهبری علنی» به «مدیریت امنیتی پشت پرده» منتقل شده است.
اگر جنگ متوقف شود یا توافقی شکل بگیرد، این واقعیت وجود دارد که ساختار جمهوری اسلامی اکنون بر پایه پنهان نگه داشتن راس قدرت عمل می‌کند.
در چنین شرایطی، صدور فرمان‌ها، موضع‌گیری‌ها و حتی تصمیم‌های استراتژیک، بیش از آنکه نشانه حضور فعال یک رهبر باشد، به بخشی از تلاش حکومت برای حفظ ظاهر یک مرکز فرماندهی تبدیل شده است. شاید مهم‌ترین بحران جمهوری اسلامی همین باشد؛ حکومتی که دهه‌ها مشروعیت خود را بر «حضور رهبر» بنا کرده بود، اکنون برای بقا مجبور شده رهبری را به امری  نامرئی، مبهم و غیرقابل اثبات تبدیل کند. 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

رضا علوی
برگرفته از:
کانال یک

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!