بیش از آنکه حقوق زنان به قانون تبدیل شود، زنان روشنفکر، آموزگاران، نویسندگان، روزنامهنگاران و فعالان اجتماعی سالها برای این قوانین مبارزه کرده بودند.
به عبارت دیگر، این حقوق زنان از آسمان نازل نشد و هدیه کسی هم نبود؛ بلکه حاصل تلاش نسلهایی از زنان و مردان ایرانی بوده.
رضا شاه و محمدرضا شاه تنها سیاستمدارانی بودند که بهطور جدی و پویا، هم به خواستهای زنان پیشرو و مترقی توجه کردند و هم مطالبات آنان را قانونی کردند، و از همه مهمتر، قوه قضائیه و مجریه را موظف به حمایت از اجرای این قوانین مدنی کردند.
در مقابل اما، تقریباً همه این اصلاحات با مقاومت شدید نیروهای سنتگرا و روحانیون روبهرو شد.
اما مسئله فقط مخالفت روحانیون نبود که به نظر من، یکی از تلخترین و غمانگیزترین بخشهای تاریخ ایران، سکوت یا بیتفاوتی نیروهای سیاسی و به اصطلاح روشنفکری در برابر این دستاوردها بود
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.