رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 28 تیر 1405 - Sunday, 19 July 2026

جبهه فراگروهی و ملی با رهبری مشخص پاسخ زمان

جبهه فراگروهی و ملی با رهبری مشخص پاسخ زمان

سیروس ملکوتی در فیسبوک خود پستی را منتشر کرده است که توجه ام را جلب کرد و انگیزه ای شد تا به نکاتی از ديدگاه خود منتشر کنم 

▪️سیروس ملکوتی 

پرسش گفتمانی : 

کدام یک از نهاد های زیر در شرایط کنونی

 کشورمان می‌توانند موثرترین نقش را در مدیریت مبارزاتی ایفا کنند ؟ 

۱- حزب

۲- شبکه 

۳- شورا

۴- جبهه 

۵- ترکیبی از این چهار نمونه و یا پیشنهادی دیگر▪️

مدتی است که پرسشهای بسیار مناسب سیروس به صورت موضوعات پراکنده  ذهنم را مشغول کرده بود .  قصد دارم در همکاری با ایران گلوبال، مجموعه‌ای از همنشینی‌ها و گفت‌وگوها را با علاقه‌مندان پیرامون موضوع «سازمان‌دهی و سازمان‌پذیری» برگزار کنیم به عبارتی حول محور پرسشهایی که سیروس طرح کرده است . 

ما در این مسیر، چندین برنامه و گفت‌وگو با برگزارکنندگان تظاهرات ایرانیان خارج کشور که با مرکز ثقل پادشاهی‌خواهان سازمان‌دهی و برگزار میشود، داشته‌ایم. من و بویژه کیانوش توکلی مدیر مسئول ایران گلوبال در ارتباط دور و نزدیک با دست‌اندرکاران مبارزات مستمر و میدانی بوده و  هستیم .

 هرچه بیشتر پیش می‌رویم، من به این نتیجه نزدیک‌تر می‌شوم که مبارزه برای براندازی جمهوری اسلامی نه می‌تواند و نه امکان آن را دارد که در چارچوب احزاب کلاسیک، با تعاریف برنامه‌ای و ایدئولوژیک مشخص، به سرانجام برسد. حتی شاید بتوان گفت که چنین ساختارهایی، در شرایط کنونی، بیش از آنکه راهگشا باشند، به نوعی مانع یا دست‌انداز در مسیر شکل‌گیری یک حرکت فراگیر ملی تبدیل می‌شوند.

با توجه به تجربه چند دهه مبارزه، به‌ویژه خیزش «زن، زندگی، آزادی» و آنچه می‌توان از آن به‌عنوان مرحله‌ای از یک انقلاب ملی و مردمی یاد کرد، و همچنین با در نظر گرفتن تجربه یک نظام توتالیتر که همه ابزارهای سرکوب را در اختیار دارد، به نظر می‌رسد تنها در قالب یک جبهه فراگیر ملی است که می‌تواند ظرفیت‌های جامعه را گرد هم آورد. این نگاه البته خالی از اشکال نیست و من نیز به ضعف‌ها و چالش‌های جنبش‌های جبهه‌محور آگاه هستم، اما باور دارم که راه‌سازی این مسیر از طریق احزاب ایدئولوژیک، چه از طرف چپ و یا راست، امکان‌پذیر نخواهد بود.

کافی است نگاهی به بسیاری از احزاب پیرامون خود بیندازیم که بر مبانی ایدئولوژیک استوارند؛ بخش عمده‌ای از آنان سال‌هاست در همان نقطه ایستاده‌اند و نتوانسته‌اند ارتباطی زنده و مؤثر با جامعه برقرار کنند. در مقابل، تنها واقعیتی که امروز در برابر ما قرار دارد، جایگاه و توجه گسترده‌ای است که بخش بزرگی از جامعه به شاهزاده رضا پهلوی نشان می‌دهند به عنوان تبلور گزینش یک انتخاب جبهه محور  . اما اینکه مخالفان یا منتقدان پهلوی چه تصوری از آینده دارند، تأثیر چندانی بر این واقعیت اجتماعی و انتخاب میلیون‌ها ایرانی ندارد.

 به گمان من، ما چاره‌ای جز حرکت در مسیر اتحاد جبهه‌ای نداریم. در چنین چارچوبی، شبکه‌های اجتماعی، نهادهای مدنی و تشکل‌هایی که درگیر مرزبندی‌های ایدئولوژیک نیستند، به ریشه‌های درهم‌تنیده یک جبهه فراگروهی و ملی تبدیل می‌شوند. در داخل و خارج از کشور نیز شاهد شکل‌گیری انجمن‌ها و تشکل‌هایی هستیم که از دل مبارزات ملی برخاسته‌اند؛ از انجمن شیر و خورشید گرفته تا کنگره آزادی های پلاتفرم محور نه ایدئولوژی محور .... و نمونه‌های مشابه. این تشکل‌ها، در عمل، بسیار به همان الگوی جبهه‌ای نزدیک‌اند.

من خود، به‌عنوان یک لیبرال‌دموکرات، زمانی تصور می‌کردم که تمرکز برای ایجاد حزب ریشه‌دار لیبرال یا سوسیال‌دموکرات نوین می‌تواند نقطه آغاز مناسبی باشد. هنوز هم معتقدم فعالیت فکری و نظری در این حوزه‌ها ارزشمند است.

 دوستی از ما درباره چپ ملی پژوهش می‌کند و تحقیقات خود را در فضای مجازی منتشر می‌سازد. نمی‌خواهم بگویم این تلاش‌ها بیهوده‌اند؛ هیچ کوشش فکری و سیاسی بی اثر نیست. اما به باور من، مسیر نجات ایران و مردم ایران از کانال احزاب، حتی منسجم عبور نمی‌کند. آنچه می‌تواند نیروی جامعه را بسیج کند، شکل‌گیری یک جبهه ملی با اهدافی روشن، ملموس و مبتنی بر منافع ملی است.

به نظر می‌رسد کارکرد احزاب ایدئولوژیک بیشتر در جوامعی معنا پیدا می‌کند که ساختارهای دموکراتیک در آن‌ها نهادینه شده و تجربه طولانی زیست لیبرالی و  دموکراتیک دارند. جامعه ایران اما در شرایطی متفاوت قرار گرفته است. ما ناگزیر خواهیم بود مسیر ویژه خود را، متناسب با واقعیت‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی ایران و خاورمیانه، پیدا کنیم و بپیماییم.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

هوشنگ اسدی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!