رفتن به محتوای اصلی
شنبه 17 مرداد 1405 - Saturday, 8 August 2026

خشم توماج نه از رژیم، در آغوش کینه جوانمردی علیه پهلوی ، ارکستر افسردگان

خشم توماج نه از رژیم، در آغوش کینه جوانمردی علیه پهلوی ، ارکستر افسردگان

توماج ، جوانمردی ، صدای آمریکا ، سکت هجری و دیگر مهره ها مجموعه ای از ارکستری هستند،  که هدفمند علیه انقلاب ملی پیش میتازند

آنچه در برابر چشمان ما جریان دارد، مجموعه‌ای از اتفاقات پراکنده و بی‌ارتباط نیست. وقتی افراد، رسانه‌ها، پیام‌ها و اهداف را کنار هم قرار می‌دهیم، تصویری روشن از یک پروژه سیاسی و رسانه‌ای آشکار می‌شود.

▪️ورود  برنامه ریزی شده  جوانمردی به عنوان رئیس بخش فارسی صدای آمریکا ، تولید مصاحبه‌های پی در پی هدفدار خبرنگار فهیمه خضر حیدری از فوریه ۲۰۲۶ تحت عنوان "میدان"  در رسانه جوانمردی . تریبون دادن مستمر به چهره‌های مشخص، و حملات هدفمند به نیروهای ملی با برچسب‌هایی نظیر «اپوزیسیون فیک»، یا شریک جنایات رژیم با فراخوان و وعده ها ، تحت عنوان اتهام "رویا فروشی" ،  صرفاً بیان دیدگاه‌های متفاوت نیست؛ بلکه بخشی از یک جنگ روایت‌هاست. جنگی که در آن تلاش می‌شود اعتبار و مشروعیت جبهه دهها میلیونی توسعه محور (پهلوی خواهی )  ایران را زیر سؤال ببرد.

▪️در همین چارچوب، حضور پررنگتر هجری رهبر سکت دموکرات کردستان که بنا به منابع اسراییلی،  ارتباط این نمونه رهبران سکت های مسلح با موساد و سیا در رابطه با تحویل سلاحها و گرفتن منابع مالی در جنگ اخیر آشکار شده بود، با این پروپاگاندا که «هیچ آلترناتیوی برای جمهوری اسلامی وجود ندارد»، مجموعه هماهنگ و برنامه ریزه شده ای است که هدایت می شود. 

▪️این اقدامات صرفا طرح و تحلیل سیاسی نیستند ، بلکه تلاشهایی آشکار  هستند در جهت انکار واقعیت، واقعیت هایی که میلیون‌ها ایرانی در داخل و خارج کشور طی سال‌ها و بویژه ماههای اخیر به نمایش گذاشته‌اند.

▪️این ارکستر هماهنگ پیگیرانه و ریاکانه می کوشد، که یک فرآیند تاریخی اجتماعی با  پرچم شیروخورشید به عنوان نماد مبارزه را تضعیف کند. آنها در عمل به پایگاه رسانایی رژیم تبدیل شده اند، اما اینکه تلاش این افسردگان ضد پهلوی، چقدر تاثیر گذار باشد، را مردم ایران بارها پاسخ داده اند.  اگر روزی "اصلاح طلب، اصول‌گرا تمام شد ماجرا"  برجسته بود ،  امروز ، ننگ بر سه فاسد ... ۵۷ تمامه،  جایگزین شده است .

▪️به باور من، نقطه کانونی این حملات، شاهزاده رضا پهلوی و انقلاب ملی ایرانیان است. زیرا برخلاف بسیاری از گروهها و سازمان‌های فرسوده و تاریخ‌مصرف‌گذشته، انقلاب شیروخورشید توانسته است بخش‌های گسترده‌ای از جامعه را حول هویت ملی، یکپارچگی سرزمینی و گذار از جمهوری اسلامی گرد آورد. به همین دلیل نیز بیشترین حجم تخریب، تحریف و حمله متوجه این جبهه و رهبری آن است.

▪️انتخاب توماج به‌عنوان یکی از چهره‌های جنحالی این پروژه نیز تصادفی به نظر نمی‌رسد. محبوبیت اجتماعی و هنری او سرمایه‌ای است که در مسیری خاص به کار گرفته میشود. برداشتم این است که توماج بسیار آگاهانه وارد این پروسه "زدن" شده است . او به ابزار پیشبرد روایت‌های مطلوب جوانمردی و هدایت کنندگان این پروژه تبدیل شده است، حتی او در ذهنیت خود ، از این همکاری چیز دیگری را متصور باشد . او به عنوان "یک مهره بازی" تیم جوانمردی و کمپانی  بکار گرفته شده است 

▪️من این مجموعه اقدامات را بخشی از یک پروژه مهندسی سیاسی می‌دانم؛ پروژه‌ای که هدف آن نه سرنگونی جمهوری اسلامی، بلکه مدیریت و کنترل آلترناتیوهای پس از آن است. نگرانی اصلی طراحان چنین رویکردی، نه بقای جمهوری اسلامی، بلکه ظهور یک نیروی ملی مستقل و مردمی است که خارج از چارچوب‌های مورد نظر آنان عمل کند. از این رو، هر کس که بتواند چنین ظرفیتی را نمایندگی کند، به هدف مستقیم حملات رسانه‌ای و سیاسی تبدیل می‌شود.

▪️تاریخ اما بارها نشان داده است که پروژه‌های اتاق‌های فکر و دستگاه‌های تبلیغاتی، زمانی که در برابر اراده یک ملت قرار می‌گیرند، سرانجام شکست می‌خورند. آنچه آینده ایران را رقم خواهد زد، نه روایت‌سازی رسانه‌ای و نه بازی‌های پشت پرده، بلکه خواست و اراده مردم ایران است.

---------------------

⬇️⬇️انتخاب تعدادی از کامنت ها 

🔸سهیل رسولی 
خشم توماج از همه حملات ناجوانمردانه و فحاشی هایی بود که طالبان سلطنت ( هم جهت با اطلاعات سپاه) به او و دیگر زندانیان داخل  روا داشتند. شما نمیتوانید به یک عده بدترین توهین‌ها و اتهامات را بکنید و انتظار  سکوت از طرف مقابل داشته باشید.
فقط هم توماج آماج حملات سامانه نیست،  بسیاری از زندانیان نیز هدف این حملات تخریبی هستند.  زیاد راه دور نروید و کامنتهای زیر پست خود را بخوانید

✅پاسخ هوشنگ اسدی
Soheil Rassouli 
من نه سلطنت‌طلب هستم، نه پادشاهی‌خواه و نه جمهوری‌خواه. اگر این موضوع برایت عجیب است، تأکید می‌کنم که «اگر» نزدیک به دو دهه فعالیت من در فیسبوک را دنبال کرده باشی، به‌خوبی از این موضوع آگاه خواهی بود. من مقالات متعددی در ارج‌گذاری و حمایت از توماج، زمانی که یک رَپر مبارز و معترض بود، نوشته‌ام.
دفاع من از نقش و رهبری شاهزاده در دوران گذار، هیچ ارتباطی با عملکرد یا درگیری‌های هواداران ایشان با دیگر جریان‌های سیاسی ندارد. حتی مقالاتی در ایران گلوبال، اگر جستجو کنی، در نقد جریان‌های تخریبی‌ای نوشته‌ام که به نام دفاع از سلطنت یا پادشاهی، به تخریب دیگر فعالان سیاسی و مدنی داخل کشور می‌پرداختند.
این یک سوی ماجراست. اما نباید فراموش کنیم که نیروهای چپِ پهلوی‌ستیز، جریان‌های قوم‌گرا و اصلاح‌طلبان درمانده نیز همواره علیه جریان‌های ملی و پادشاهی‌خواه عملکردی مخرب داشته‌اند و همچنان دارند.
دوست گرامی، خود شاهزاده بارها و به‌صراحت از توماج حمایت کرده و نام او را به زبان آورده است. با این حال، هیچ‌یک از این شرایط پیچیده و بغرنج، مجوز همکاری با فرد معلوم‌الحالی چون جوانمردی، و شاید به‌طور غیرمستقیم با پروژه‌های همسو با رژیم، را به توماج نمی‌دهد؛ آن هم در حالی که ردای یک سیاست‌پیشه و پنددهنده را بر تن کرده و به اپوزیسیونی لگد می‌زند که شش ماه تمام، از سرمای منفی ۲۰ درجه تا همین امروز که از تظاهرات بازمی‌گردم، هر هفته در میدان حضور داشته است.
اگر قرار باشد همه این تلاش‌ها و هزینه‌ها «فیک» تلقی شوند، قضاوت نهایی با مردم خواهد بود. توماج انتخابی آگاهانه انجام داده است و به‌گمان من، خود نیز می‌داند که این انتخاب در معرض داوری افکار عمومی قرار خواهد گرفت.

▪️سهیل رسولی
Hoshang Asadi جناب اسدی من هر از گاهی پست های شما را میبینم و بخاطر همین از این پست متعجب شدم. پروژه نامیدن هر آنچه در جهت خط  جاعلان تاریخ و‌ رویا فروشان منو تو و اینترنشنال نیست اگر بی انصافی نباشد نوعی بازی در زمین تئوری توطئه بازان  است.
متوجه‌هستم که مصاحبه توماج و دیگران با وی او ای ، با اینترنشنال و منوتو تفاوت دارد و عده ای را شوکه و آشفته کرده است. 
ولی جنابعالی حتما این حق را به توماج  به عنوان هنرمند مبارز و دیگران  می‌دهید که  با هر رسانه ای که میخواهند مصاحبه کنند ( نه همکاری) و مجوز هم از من و شما نخواهند  و مثل  توماج از خود در مقابل فحاشی ها و اتهامات دفاع کنند. 
من هیچ سمپاتی با آقای جوانمردی ندارم ولی تا جایی که شنیده ام ، ادمینستراسیون ترامپ و مارکو‌روبیو پس از بازگشودن صدای آمریکا او را بعنوان سرپرست این رسانه گذاشته اند .
حال اگر این «پروژه » است لابد یک‌پروژه امریکایی است. ولی این باعث نمی‌شود که کسانی که در اینترنشنال و بی بی سی و منوتو تریبون ندارند با  مجریان این رسانه مصاحبه کنند و نظرشان را بگویند.
بهر حال خوبست شاهزاده و دیگرانی که از توماج و مبارزان داخل حمایت کردند همچنان به حمایت خود ادامه دهند و به فحاشان و مهاجمان سایبری تو‌دهنی بزنند.

✅هوشنگ اسدی

Soheil Rassouli
اصل مصاحبه را من زیر سئوال نبردم . من داده های مختلفی را کنار هم گذاشتم و به عنوان یک تحلیگر حق دارم  نتیجه گیری خود را از مجموعه شرایط ارائه دهم و طبعا بدون سند ، چیزی را نمی توان ثابت کرد .
ترامپ گفت به احزاب کرد اسلحه داد ، احزاب کرد انکار کردند ،  ژورنالیست کرد از عراق مشاهدات خود را در صدای امریکا مطرح کرد ، حال تحلیل گران چگونه می توانند به اسناد دسترسی داشته باشند. رئیس جمهور قدرتمندترین کشور جهان چند بار اشاره کرد ،اما اینکه سازمانهای جاسوسی که مدرکی ارائه نمیدهند ، جای تعجب نیست ، اما تحلیل گران رویدادها بر مبنای امکانات قابل دسترسی نطر می دهند. من که نوشتم ، توماج را از روز نخست پشتیبانی کردم.  کجروی های بعد از مراحل زندان ،  دیگر برایم مسلم شده است . باوری ندارم که او ، همیجوری پشت سر هم بدون پشتوانه با مدیای شناخته شده  مصاحبه کرده باشد  ، در حالیکه جمهوری نکبت اسلامی روزانه طناب دار برپا کرده است و توماج راحت با دو تلویزیون شناخته شده از دشمنان نطام اسلامی بدون کوچکترین ترس یا باخواستی مصاحبه می کند، نه گرامی به این سادگی نیست.
  در این مصاحبه ها رویکرد زدن اپوزیسیون از فیک خواندن ما ،تا عقب نشینی بعدی و دروغگوئی ها در بین دو مرحله زندان ، همه نشان از گیحی در مسیری است که دیگران برایش ترسیم کردند . شما حق دارید همه جیز را عادی بدانید و طبعا بسیار آزرده از منتقدین یا حمله کنندگان پادشاهی‌خواهان ، اغلب با ادبیات نادرست .   اما اینکه من پروژه می‌دانم ، با تمام وجود باور دارم . شاید تجربه مارگزیده ها برای اپوزیسیون است و اینکه نمی خواهند کبکی باشند که سر در توده برف فرو کنند .

◾️رحمت رضانیا
پهلوی امروز نام یک دوران است و پهلویسم یعنی مدرنیته، سازندگی، همگام بودن با جهان. پهلویسم نه راست است و نه چپ، در این نگاه نه ایدئولوژی مسلط است و نه لشگر کشی خیابانی. پهلویسم یعنی بازگشت خردگرایی، شایسته سالاری، تلاش برای حفظ و پاسداری از صلح، منافع ملی و یکپارچگی کشورایران. 
این گفتمان را نه میتوان چپ نامید و نه راست بلکه میانه روی و اعتدال گرایی است‌. ایرانیان با ایده پهلویسم در یک کشور متعارف، با قوانین متعارف و در جهت متعارف در کنار کشورهای متعارف برای یک زندگی شرافتمندانه و متعارف تلاش خواهند کرد. چنانکه پنجاه و اندی سال چنین بود. این بازگشت به پهلویسم پس از پنجاه سال حاکمیت رادیکالیسم پوچ و ایدئولوژیک یک ضرورت تاریخی است که اتفاق خواهد افتاد‌ چه تو بخواهی چه نخواهی. جاوید شاه، پاینده ایران

✅هوشنگ اسدی 

Soheil Rassouli 

Rahmat Rezania 
فکر می‌کنم این پینگ‌پنگ‌های کلامی، توهین‌های متقابل و کلی‌گویی‌هایی از جنس «جماعت شما» یا «آنها» در شأن هیچ‌یک از شما عزیزان نیست. با توجه به شناختی که از هر دو بزرگوار دارم، انتظار نمی‌رود که ترش‌رویی و کنایه جای نقد و گفت‌وگوی سازنده را بگیرد.
تا آنجا که به یاد دارم، من در مقاطع مختلف و بسیار پیش از زندانی شدن توماج، در برابر برخی اتهام‌زنی‌ها و انتقادهای غیرمنصفانه نسبت به او، شفاف و مستند موضع گرفته و از او دفاع کرده‌ام. همچنین حساسیت بیش از حد برخی از هموطنان پادشاهی‌خواه را در مواجهه با برخی چهره‌ها نامتناسب می‌دیدم؛ یک روز توماج، روز دیگر نرگس محمدی و زمانی دیگر مسیح علی‌نژاد. همواره نیز نسبت به این نیش‌زدن‌ها و برخوردهای غیرمنصفانه اعتراض داشته‌ام.
یادآوری می‌کنم که سال‌ها از مسیح علی‌نژاد دفاع می‌کردم. شخصاً او را ملاقات کرده‌ام و مدتی نیز از طریق کانال‌های شخصی با او در ارتباط بودم. از تبادل پیام‌های خصوصی گرفته تا نقدها و همکاری‌های مختلف. هرچند اکنون بیش از دو سال است که مسیرهای ما از یکدیگر جدا شده، اما همچنان از حق فعالیت و نقش او در مبارزه با جمهوری اسلامی حمایت می‌کنم.
این نکات را از آن جهت مطرح کردم که بر اهمیت اعتماد متقابل تأکید کنم. بی‌تردید به تک‌تک ما نقد وارد است، اما هنگامی که آدرس‌های جمعی می‌دهیم و از «اپوزیسیون»، «سلطنت‌طلبان» یا «همه چپ‌ها» سخن می‌گوییم، دیگر از فضای نقد فاصله می‌گیریم و به کلی‌گویی می‌رسیم؛ جایی که نقد معنای واقعی خود را از دست می‌دهد.
من با اقبال، دایی توماج، که خود را چپ ملی می‌داند ، رابطه مجازی خوبی دارم ، در بسیاری از مسائل اختلاف نظر داریم، اما او را شخصیتی ملی، شریف و دلسوز ایران می‌دانم.
ببخشید که طولانی شد. مقصودم این بود که بگویم با مسئولیت اخلاقی، روند رفتارها و موضع‌گیری‌های توماج را با دقت دنبال کرده‌ام؛ از کنایه‌گویی‌های هنرمندانه و غیرمستقیم گرفته تا برخی تناقضات در گفتار و عملکرد.
آنچه بیش از همه توجه مرا جلب کرد، نوعی روند حساب‌شده برای ورود به کنشگری سیاسی و اتخاذ مواضع جهت‌دار، آن هم زیر پوشش دفاع از آزادی و مردم، پس از دوره‌های متعدد زندان بود. برای من، توماجِ هنرمندِ شجاع و جسور، به‌تدریج جای خود را به چهره‌ای داد که بیش از پیش درگیر بده‌بستان‌های سیاسی و نزاع‌های فرسایشی شده است.
توماج نه نیازی به توهین دارد و چنین رفتاری در شأن او نیست. با این حال، به باور من، او متأسفانه در تناقضات فراوانی گرفتار شده است؛ تناقضاتی که گاه توضیح آنها دشوار می‌شود. ای کاش همچنان تمرکز اصلی او بر هنر و جایگاه تأثیرگذار هنری‌اش باقی می‌ماند.
من خود چند سالی را در زیرزمین  سپاه بابل گذرانده‌ام و تا اندازه‌ای می‌توانم حال و هوای یک زندانیِ آزادشده با شرایط خاص چگونه است ، را درک کنم . شجاعت هزینه دارد و مسئول اصلی همه این رنج‌ها نیز همان مافیای اشغالگر حاکم بر ایران است.
با این همه، وظیفه ما این است که در مسیر مبارزه، از نقد منصفانه و مسئولانه مراقبت کنیم؛ نقدی که به روشن‌تر شدن مسیر کمک کند، نه به فرسایش و تخریب سرمایه‌های انسانی.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

هوشنگ اسدی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

محسن کردی
محسن کردی

توماج درک درستی ندارد

هوشنگ گرامی، سخن ات" « انتخاب توماج به‌عنوان یکی از چهره‌های جنحالی این پروژه نیز تصادفی به نظر نمی‌رسد. محبوبیت اجتماعی و هنری او سرمایه‌ای است که در مسیری خاص به کار گرفته میشود. برداشتم این است که توماج بسیار آگاهانه وارد این پروسه "زدن" شده است . او به ابزار پیشبرد روایت‌های مطلوب جوانمردی و هدایت کنندگان این پروژه تبدیل شده است، حتی او در ذهنیت خود ، از این همکاری چیز دیگری را متصور باشد . او به عنوان "یک مهره بازی" تیم جوانمردی و کمپانی بکار گرفته شده است».
همه سخن ات را قبول دارم بجز آنجا که «توماج آگاهانه» وارد این بازی شده. توماج آگاه نیست. برای آگاهی نه دانش آن را دارد و نه تجربه زندگی را. چنین کسانی را میتوان با اندکی فشار و تطمیع که وزارت اطلاعات نابکار و بی همه چیز در آن استاد است به هر راهی کشید. خیلی آدم و وجود میخواهد که در مقابل این گونه فشارها دوام آورد. خاطرت هست دختران مجاهد را که دستگیر میشدند و با متدهای لاجوردی ظرف یک ماه حزب الهی معتقد میشدند و حتا به عقد برادران زندانبان و جنایتکار در می آمدند و تا سالها در راه اسلام ناب محمدی هم سینه زدند؟ توماج در چنین سنینی است. نه دانش و نه تجربه زندگی مثل فاطمه سپهری یا اکبر گنجی دارد. اکبر گنجی در زندان به چه حالی افتاد؟ آیا از عقیده اش کوتاه آمد؟ یا تاج زاده؟ یا میرحسین موسوی؟ اما خیلی ها هستند که چون روی هدف شان در زندگی مطالعه کافی ندارند و یا آگاهی کامل ندارند قانع کردن با چماق و هویج راحت است و توماج با همین روش «آدم» شد و به خدمت وزارت اطلاعات و علی جوانمردی در آمد. توماج صالحی یک هنرمند است نه یک آدم سیاسی با مطالعه برای همین راحت برید. مختصری از ویکی پدیا:

صالحی کودکی خود را در اصفهان و شاهین‌شهر گذرانده و دو مدرک تراشکاری دارد. او مانند پدرش دانش‌آموخته مهندسی مکانیک با گرایش طراحی و تولید قطعات صنعتی پزشکی است. پدر او هشت سال زندانی سیاسی بوده است. به گفته توماج صالحی، هیچ‌یک از اعضای خانواده‌اش شغل دولتی ندارند. صالحی گفته است که در یک کارگاه فلزکاری کار می‌کند.».
خب.. چنین آدمی را راحت میتوان به بازی گرفت. مثل «قیصر» که در نروژ که بود خارمادر خامنه ای را در ویدیویش.. دقیقا خارمادر او را زیر و رو میکرد و امروز در ویدیوهایش کنار سردار رادان خندان مشغول جفتک هستند. نباید از تغییر این جور آدمها رنجید اما کاملا می پذیرم که ابزار میشوند.
برخی دیگر مثل امید نادان و فخرآور هم خب.. انسان ها همه سالم نیستند و روانی در میان ما ایرانیان کم نیست. مثل دکتر هانیبال لکتر در فیلم سکوت بره ها. خدا را شکر که فخرآور یا امید دانا روانشناسی نخواندند و رئیس یک روانخانه نشدند.

ش., 11.07.2026 - 10:21 پیوند ثابت