رفتن به محتوای اصلی
شنبه 17 مرداد 1405 - Saturday, 8 August 2026

«دگرگونی از درون» در برابرِ بن‌بستِ همه‌جانبه» جگونه؟

«دگرگونی از درون» در برابرِ بن‌بستِ همه‌جانبه» جگونه؟
هفت پرسش از آقای بهرام فرخی

-1 «دگرگونی از درون» در برابرِ بن‌بستِ همه‌جانبه
• گفته‌ی نویسنده:
«این اصلاحات، اگر قرار است پایدار باشند، باید از دل جامعه ایران بجوشند، نه از دهانه موشک‌ها و بمب‌افکن‌ها.»
• پرسش : شما پایداری تغییر را در گروِ «جوشیدن از دل جامعه» می‌دانید. اما در ساختاری که حتی آرام‌ترین و صنفی‌ترین دادخواهی‌ها (همچون گردهمایی‌های آموزگاران، کارگران یا بازنشستگان) با برچسب‌های امنیتی و زندان سرکوب می‌شوند، سازوکارِ کاربُردیِ این «جوشش» چیست؟ هنگامی که حکومت تمامی راه‌های تنفس و سامان‌یابیِ جامعه را بسته است، راهکار شما برای این جوششِ درونی، بی‌آنکه به سرکوب و سرخوردگی بیشتر بینجامد، چیست؟
-2 «تلاش برای زنده ماندن» و خواسته‌های راستین جامعه
• گفته‌ی نویسنده:
«جامعه‌ای که زیر آتش قرار دارد، اولویت خود را از اصلاحات به بقا تغییر می‌دهد.»
• پرسش:  شما بر این باورید که آتش جنگ، خواستِ نخستِ جامعه را به «بقا» دگرگون می‌کند و این به سود تندروهاست. اما آیا برای جامعه‌ای که هم‌اکنون در سایه‌ی فقر مطلق، تورم مهارگسیخته، ناامیدی و سرکوبِ سنگین زندگی می‌کند، این دست‌وپا زدن برای «بقا» از پیش آغاز نشده است؟ وقتی بخش بزرگی از مردم هم‌اکنون همه‌ی توان و زمانِ روزانه‌شان تنها صرفِ زنده ماندن و نان‌آوری می‌شود، نمی‌پندارید که این اولویتِ بقا، پیشاپیش از سوی خودِ رژیم بر جامعه تحمیل شده و بختِ هرگونه اصلاحات را نابود کرده است؟
-3 «مرزهای شناختِ میهن و پدافند از آن»
• گفته‌ی نویسنده:
«هیچ ملتی میان بمباران وطن و آزادی، علامت مساوی نمی‌گذارد.»
• پرسش:  شما با این گفته، چنین می‌پندارید که برداشت مردم و حاکمان از واژه‌ی «میهن» یکسان است. اما اگر بخش بزرگی از جامعه، رژیم حاکم را نه یک دولت ملی، بلکه یک «نیروی اشغالگر و چپاولگر درونی» بدانند که هر روزه در کارِ ویرانی منابع، زیست‌بوم و آینده‌ی کشور است، آیا باز هم ایستادگی از این ساختار را دفاع از «وطن» خواهند شمرد؟ در نگاه شما، مرز میان دفاع از خاک میهن و پاسداریِ ناخواسته از «بقای زندان‌بان» کجاست؟
-4  «سودجویی تندروها از بحران»
• گفته‌ی نویسنده:
«در داخل ایران، تندروهایی وجود دارند که هر بحران خارجی را فرصتی برای تثبیت موقعیت خود می‌بینند... فضای امنیتی گسترش می‌یابد، صدای منتقدان ضعیف‌تر می‌شود.»
• پرسش:  شما می‌گویید بحران بیرونی به تندروها فرصتِ پایدار کردنِ جایگاهشان را می‌دهد. اما آیا در شرایطِ بی‌بحران و صلحِ نیم‌بندِ کنونی، تندروها در حال عقب‌نشینی بوده‌اند؟ وقتی در نبودِ هیچ‌گونه جنگ بیرونی، باز هم حلقه‌ی خودی‌ها روزبه‌روز تنگ‌تر می‌شود، فضای امنیتی هر روز سنگین‌تر می‌گردد و صدای منتقدان خفه می‌شود، این پیش‌فرضِ شما که «تنها در صورت بحران خارجی فضا امنیتی می‌شود»، چقدر با واقعیتِ روزمره و پیوسته‌ی جامعه‌ی ایران همخوانی دارد؟

-5 «بارِ اخلاقیِ سفارش به شکیبایی»
• گفته‌ی نویسنده:
«جامعه ایران دیر قضاوت می‌کند، اما حافظه تاریخی بلندی دارد... تاریخ معاصر ایران نشان داده است که هیچ جریان سیاسی برای همیشه از داوری مردم مصون نمی‌ماند.»
• پرسش:  سپردنِ سرنوشتِ تغییر به «داوریِ دیرهنگامِ تاریخ»، در عمل گونه‌ای فراخوان به شکیبایی و پذیرشِ فرسایشِ آرام‌آرام است. در حالی که نابودیِ منابع زیست‌محیطی، کوچ نخبگان و ویرانی زیرساخت‌های اقتصادیِ ایران با شتاب در جریان است، تاوان این شکیباییِ تاریخی را چه کسی می‌پردازد؟ آیا سفارش به چشم‌به‌راه ماندن برای داوریِ تاریخ، بی‌آنکه هیچ راهکارِ در-دسترس و شتابانی پیشنهاد شود، انداختنِ بارِ سنگینِ این روزگار بر دوشِ قربانیانی نیست که در درون کشور زیر آوار این بحران‌ها دست‌وپا می‌زنند؟
-6 «همتاسازیِ یک‌سویه‌ی آزموده‌های تاریخی»
• گفته‌ی نویسنده:
«این همان خطایی است که در کشورهای مختلف منطقه بارها آزموده شد و تقریباً همیشه نتیجه‌ای جز بی‌ثباتی، جنگ داخلی و بحران مشروعیت... نداشت.»
• پرسش:  شما برای اثبات گفته‌ی خویش، تنها به نمونه‌های شکست‌خورده‌ی منطقه (همچون عراق یا لیبی) اشاره می‌کنید. اما آیا از نگاه تاریخی، رژیم‌های تمامیت‌خواه و ایدئولوژیکی نبوده‌اند که بدون یک فشارِ خردکننده‌ی بیرونی (مانند آلمان نازی یا فاشیسم در اروپا)، هرگز قفل استبدادشان از درون شکسته نمی‌شد؟ چرا در واکاویِ خود، گشایشِ بن‌بستِ سیاسی از راهِ فشارهای هدفمندِ جهانی بر هسته‌ی سختِ قدرت را کاملاً نادیده می‌گیرید و آن را تنها به «جنگ داخلی و بی‌ثباتی» فرو می‌کاهید؟
-7 «بن‌بستِ برآمده از واکاویِ نفی‌کننده»
• گفته‌ی نویسنده:
(نویسنده در سراسر نوشته به نقد و رد کردنِ راه‌های گوناگون می‌پردازد: مخالفت با حمله خارجی، مخالفت با اپوزیسیون خارج از کشور، مخالفت با رفتارهای رادیکال و...)
• پرسش:  شما به درستی خطرهای جنگ، توهمات بخشی از اپوزیسیون و پیامدهای ویرانگر دخالت بیگانگان را شکافته‌اید. اما وقتی همه‌ی راه‌های پیشِ رو را به عنوان مسیرهای «پرمخاطره» یا «خیال‌پردازانه» کنار می‌گذارید، بی‌آنکه حتی یک نقشه‌ی راه یا چشم‌اندازِ جایگزین برای چگونگیِ گذر از این بن‌بستِ سرکوب به میان آورید، آیا برآیندِ تحلیل شما در عمل به بن‌بستِ بیشتر و پذیرشِ ناخواسته‌ی وضع موجود نمی‌انجامد؟ پیشنهادِ ایجابی و گره‌گشای شما برای فردای ایران چیست؟

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!