موتور اصلی تغییر، جامعه ایران کیست ؛ مردم ویا اپوزیسیون ؟
در این بحث آزاد، شرکتکنندگان از زاویههای متفاوت به این پرسشها خواهند پرداخت؛ از آسیبشناسی اپوزیسیون جمهوری اسلامی و مفهوم «اپوزیسیون» گرفته تا بررسی تاریخچه مبارزات مردم ایران در عصر ج. ا.و همینطور . تفاوت سیاستمدار و روشنفکر سیاسی چیست ؟ خبرنگاری رویا فروشی نیست ؛
خانم آناهیتا دیپر ، و یاشار استهباننژاد از گروه گفتگوی روز و با حضور مهمان برنامه آقای حسین لاجوردی جامعه شناس در اینجا گفتگویی خواهیم داشت .
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
دیدگاهها
با درود و احترام، جناب…
با درود و احترام، جناب لاجوردی گرامی،
از پاسخ مسئولانه، صریح و بزرگوارانه جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم. پذیرش خطا و اصلاح آن، نه نشانه ضعف، بلکه از برجستهترین ویژگیهای یک پژوهشگر و روشنفکر مسئول است. اینکه بدون توجیه و با متانت، دیدگاه خود را اصلاح کردید، برای من بسیار ارزشمند و شایسته احترام است.
امیدوارم این منش انسانی، اخلاق علمی و فرهنگ نقدپذیری در میان همه ما بیش از پیش نهادینه شود؛ چرا که گفتوگوی سازنده و پیشرفت اندیشه، تنها در فضایی امکانپذیر است که حقیقت بر پافشاری بر مواضع شخصی مقدم شمرده شود.
برای جنابعالی تندرستی، کامیابی و تداوم این منش ستودنی را آرزو دارم.
با احترام
اسماعیل مرادی
حسین لاجوردی :
حسین لاجوردی :
جناب مرادی بسیار عزیز و گرامی سپاسگزار تذکر دقیق و هشدار گونه جنابعالی هستم و اشتباه خودم رو ابراز و تصحیح میکنم، اشتباهی که از سوئی بیشتر از چهاردهه است که در گفتار و نوشته های من دیده نشده است و از دیگر سو شاید بتوان بی توجهی نسبت بدان را فرآیند سه مصاحبه طولانی و پشت سرهم در عصر یک روز دانست که آنهم قابل توجیح نخواهد بود، در نهایت بازهم سپاسگزارتان برای این تذکر و یادآوری بسیار مهم هستم.
ارادتمند.
نقدی بر تأیید جایگزینی واژه …
نقدی بر تأیید جایگزینی واژه «اپوزیسیون» با «برانداز»
مطرح شدن چنین دیدگاهی از سوی یک فرد عادی شاید چندان دور از انتظار نباشد، زیرا بسیاری از افراد مفاهیم علوم سیاسی را بهصورت روزمره و نه تخصصی به کار میبرند. اما هنگامی که یک جامعهشناس یا پژوهشگر علوم اجتماعی چنین پیشنهادی را تأیید میکند، انتظار میرود این تأیید بر مبنای مبانی نظری زبان، جامعهشناسی و علوم سیاسی باشد. به همین دلیل، تأیید این پیشنهاد از سوی جناب لاجوردی برای من جای تأمل و شگفتی داشت.
آنچه بیش از خود پیشنهاد برای من محل پرسش بود، تأیید آن از سوی جناب لاجوردی است. از یک جامعهشناس انتظار میرود که میان «مفهوم عام» و «مصداق خاص» تمایز قائل شود و بداند که زبان علمی بر پایه دقت مفهومی، اجماع و قراردادهای پذیرفتهشده شکل میگیرد، نه بر اساس سلیقه یا نیازهای مقطعی یک جریان سیاسی.
واژه «اپوزیسیون» در علوم سیاسی یک مفهوم عام و تثبیتشده است که تمام نیروهای مخالف حکومت را، صرفنظر از روش، هدف یا میزان تقابل آنها، در بر میگیرد. «برانداز» در مقابل، تنها یکی از انواع اپوزیسیون است؛ همانگونه که «اصلاحطلب»، «اپوزیسیون قانونی»، «اپوزیسیون پارلمانی» یا «اپوزیسیون انقلابی» نیز هر یک زیرمجموعهای از همین مفهوم کلی هستند. بنابراین، جایگزین کردن واژه «اپوزیسیون» با «برانداز» از نظر منطقی، جایگزین کردن جزء به جای کل است؛ خطایی که در طبقهبندی مفاهیم پذیرفته نیست.
اگر استدلال این باشد که واژه «اپوزیسیون» نوع مخالفت را مشخص نمیکند، راهحل حذف این مفهوم نیست، بلکه افزودن صفت مناسب به آن است؛ مانند «اپوزیسیون برانداز» یا «اپوزیسیون اصلاحطلب». این همان روشی است که دههها در ادبیات علوم سیاسی جهان به کار رفته و همچنان معتبر است.
از منظر جامعهشناسی زبان نیز، زبان زمانی کارآمد است که بر فهم مشترک استوار باشد. اگر هر فرد یا هر جریان سیاسی بتواند مفاهیم تثبیتشده را به دلخواه خود حذف یا جایگزین کند، نتیجه چیزی جز آشفتگی مفهومی و دشوارتر شدن ارتباط نخواهد بود. زبان علمی حاصل توافق اجتماعی و تاریخی است و نه محصول تصمیم یک فرد یا یک گروه.
البته هیچکس مانع تولید مفاهیم جدید نیست. پیشرفت علوم نیز تا حد زیادی حاصل نوآوری مفهومی است. اما هر مفهوم جدید باید ابتدا بهعنوان یک فرضیه یا پیشنهاد نظری مطرح شود، سپس در معرض نقد، بررسی و گفتوگوی علمی قرار گیرد و در نهایت، اگر جامعه علمی و سپس افکار عمومی آن را بپذیرند، به بخشی از ادبیات رایج تبدیل شود. این مسیر را نمیتوان با توصیه یا اعلام نظر طی کرد.
از همین رو، برای من جای تعجب داشت که جناب لاجوردی، با پیشینه دانشگاهی در جامعهشناسی، این پیشنهاد را مفید ارزیابی کردند، بیآنکه به پیامدهای مفهومی و ارتباطی آن توجه کنند. انتظار میرفت ایشان به جای تأیید جایگزینی یک مفهوم تثبیتشده، بر ضرورت استفاده دقیقتر از همان مفهوم تأکید کنند؛ یعنی اگر مقصود گروهی از مخالفان حکومت است که هدفشان سرنگونی نظام سیاسی است، از تعبیر «اپوزیسیون برانداز» استفاده شود، نه اینکه واژه «برانداز» جایگزین «اپوزیسیون» گردد.
به گمان من، وظیفه دانشگاهیان و پژوهشگران بیش از آنکه تولید اصطلاحات جایگزین بدون پشتوانه باشد، پاسداری از دقت مفهومی و جلوگیری از آشفتگی در زبان علمی است. اگر قرار باشد هر جریان سیاسی فرهنگ واژگان اختصاصی خود را به زبان عمومی تحمیل کند، نتیجه نه افزایش فهم، بلکه کاهش امکان گفتوگوی مشترک خواهد بود.
به نظر من، این نقد حتی فراتر از یک اختلاف واژگانی است؛ موضوع اصلی «روش تولید مفهوم» است. اگر امروز جایگزینی «اپوزیسیون» با «برانداز» بدون پشتوانه نظری پذیرفته شود، فردا هر جریان دیگری نیز میتواند برای هر مفهوم جاافتادهای واژهای جدید پیشنهاد کند. در چنین وضعیتی، زبان مشترک علوم سیاسی به تدریج فرو میپاشد و هر گروه در چارچوب واژگان اختصاصی خود سخن خواهد گفت؛ وضعیتی که دقیقاً با هدف زبان علمی، یعنی ایجاد فهم مشترک، در تعارض است.
با احترام، مرادی