در دومین بخش از بازپخش مناظره «موتور اصلی تغییر جامعه ایران کیست؟»، آناهیتا دیپیر، پژوهشگر تاریخ، به یکی از بحثبرانگیزترین مفاهیم علوم سیاسی میپردازد؛ مفهومی که هر روز در رسانهها و فضای سیاسی شنیده میشود، اما درباره معنای دقیق آن اتفاقنظر کاملی وجود ندارد.
در این سخنرانی، این پرسش مطرح میشود که آیا همه مخالفان یک حکومت را میتوان زیر عنوان «اپوزیسیون» قرار داد، یا اینکه باید میان اپوزیسیون، براندازی و انقلاب مرزی روشن قائل شد؟
سخنران با مرور یکی از دیدگاههای موجود در علوم سیاسی، چارچوب تحلیلی دیگری را نیز پیشنهاد میکند؛ چارچوبی که بر اساس آن، تفاوت این دو صرفاً در شدت مخالفت نیست، بلکه در هدف، راهبرد، روش و نوع نگاه به ساختار قدرت ریشه دارد.
این سخنرانی قصد ندارد یک تعریف را بهعنوان تنها تعریف معتبر معرفی کند؛ بلکه میکوشد زمینهای برای گفتوگو درباره مفاهیم بنیادین سیاست فراهم آورد و نشان دهد که دقت در بهکارگیری واژهها، میتواند به تحلیل روشنتر رفتار نیروهای سیاسی کمک کند.
از شما دعوت میکنیم این بخش از مناظره را تماشا کنید و دیدگاه خود را درباره این پرسش مطرح سازید:
آیا تفکیک میان «اپوزیسیون» و «براندازی» به فهم بهتر سیاست کمک میکند، یا همچنان میتوان هر دو را ذیل یک مفهوم کلی تعریف کرد؟
گفتوگو زمانی پربارتر میشود که با استدلال، احترام و پذیرش دیدگاههای متفاوت همراه باشد. همین روحیه، هدف اصلی این مجموعه گفتوگوهاست.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
دیدگاهها
اصل همان «آلترناتیو» است.
درود بر خانم دی پیر گرامی،
تحشیه ای دم دست از سکوی سر کوچه!.
همانطور که شما مختصر اشاره ای به تفاوت برانداز و اپوزیسیون کردید، من کوشیده ام تفاوت و وجه اشتراک آنها را مختصر بیان کنم. مهمترین چیز در این سه مقوله، همانا «آلترناتیو» است که کلیدی و شایان تامّل است. بالطّبع میتوان در این باره زیاد گفت و نوشت. امّا به نظر من باید تا میتوان بر «آلترناتیو» تمرکز کرد؛ زیرا با توجّه به اینکه حکومت فقاهتی، مدّعی «حقیقت» است؛ آنهم از نوع الهی و به شدّت متعفّن و بوگندویش و حقیقت ادّعایی نیز هرگز و هیچوقت و در هیچ زمانی و مکانی، اصلاحپذیر نیست، در نتیجه نابودی سیستمی که ادّعای حقیقت میکند، بایسته و قطعی نیز هست. فعلا بپردازم به سه مقوله مطرح شده.
اپوزیسیون، برانداز و آلترناتیو سه مفهوم مرتبط امّا متفاوت در دامنه سیاست هستند که گاهی به اشتباه به جای یکدیگر نیز به کار میروند. اپوزیسیون به هر فرد، حزب یا گروهی گفته میشود که با حکومت یا دولت مستقر وقت مخالفت دارد. مخالفت لزوما به معنای مخالفت با اصل نظام سیاسی نیست. یک گروه اپوزیسیون ممکن است تنها خواهان اصلاح برخی سیاستهای اجرایی، تصمیمها، روشها و تغییر دولت از طریق انتخابات یا افزایش آزادیهای سیاسی باشد، بدون آنکه قصد تغییر ساختار یا سرنگونی نظام را داشته باشد. از سوی دیگر، برخی گروههای اپوزیسیون ممکن است تغییر کامل نظام سیاسی را نیز مطالبه کنند. به همین دلیل، اپوزیسیون مفهومی کلی است که طیف گستردهای از مخالفان را در بر میگیرد.
برانداز به فرد یا گروهی گفته میشود که معتقد است حکومت یا نظام سیاسی موجود باید کنار گذاشته شود و نظام دیگری جایگزین آن شود. تفاوت اصلی برانداز با سایر بخشهای اپوزیسیون در این است که هدف او صرفا اصلاح عملکرد حکومت نیست؛ بلکه تغییر یا سرنگونی کل نظام سیاسی است. البته براندازی لزوما به معنای استفاده از خشونت نیست؛ برخی براندازان از روشهای مسالمتآمیز مانند اعتراضات اجتماعی، اعتصاب، تظاهرات یا فشارهای سیاسی حمایت میکنند و برخی دیگر ممکن است از روشهای انقلابی و قهرآمیز و توام با خشونت دفاع کنند. بنابر این، هر براندازی بخشی از اپوزیسیون محسوب میشود، امّا هر اپوزیسیونی برانداز نیست.
آلترناتیو به معنای «جایگزین» است. در سیاست، آلترناتیو به فرد، حزب، ائتلاف یا نهادی گفته میشود که علاوه بر مخالفت با حکومت موجود و تمایل به تغییر آن، برای دوران پس از تغییر نیز برنامه، ساختار، نیروهای مدیریّتی و چشمانداز مشخّصی ارائه میدهد مثل گرایش پادشاهیخواهان و متمایلان به شاهزاده رضا پهلوی. به بیان دیگر، آلترناتیو تنها به این اکتفا نمیکند که بگوید «حکومت فعلی باید برود»؛ بلکه توضیح میدهد که پس از آن، چه نظامی جایگزین خواهد شد، کشور چگونه اداره میشود، چه برنامههایی برای اقتصاد، سیاست، قانون اساسی و روابط خارجی وجود دارد و چه کسانی مسئولیّت اداره کشور را بر عهده خواهند گرفت. به طور خلاصه، اپوزیسیون مفهومی عام است که همه مخالفان حکومت را در بر میگیرد. برانداز زیرمجموعهای از اپوزیسیون است که هدفش تغییر یا سرنگونی نظام سیاسی است. آلترناتیو نیز معمولا بخشی از نیروهای برانداز یا مخالفانی و اپوزیسیونهایی است که علاوه بر مطالبه تغییر، خود را آماده و دارای صلاحیّت برای جایگزینی حکومت موجود و اداره کشور میدانند. البته در عمل، اینکه یک گروه/گرایشی واقعا «آلترناتیو» محسوب شود، همواره محل بحث و اختلاف است. یک گرایش سیاسی ممکن است خود را آلترناتیو حکومت معرفی کند، امّا مخالفان یا حتّا بخشی از جامعه این ادّعا را نپذیرند. به همین دلیل، آلترناتیو بودن تنها به اعلام یک گروه منوط نیست؛ بلکه عواملی مانند میزان حمایت اجتماعی، سازمان یافتگی، توان مدیریّتی، برنامه عملی، لژیتیماتسیون سیاسی و توانایی اداره کشور نیز در ارزیابی آن نقش مهمی دارند.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان