خلاصه اخبار:
ائتلاف تحت رهبری عربستان سعودی اعلام کرد که مواضع نظامی حوثیها را در استان حدیده یمن هدف قرار داد.
ترامپ: جمهوری اسلامی هنوز برای دستیابی به توافق آماده نیست. در حال گفتوگو با آنها هستیم. فکر میکنم جدی هستند. تاکنون بسیار جدیتر از هر زمان دیگری که دیدهایم رفتار میکنند، اما این به آن معنا نیست که حتما به توافق میرسیم.
ارتش آمریکا یک نفتکش را پس از تلاش برای عبور از خط محاصره بنادر ایران از کار انداخت.
ائتلاف به رهبری عربستان سعودی در یمن میگوید در صورت ادامه اقدامات «خصومتآمیز» حوثیها، «به طور قاطع» پاسخ خواهد داد.
نیویورک تایمز: رهبر قبلی ایران که در اوایل جنگ کشته شد، سلاحهای اتمی را رد کرده بود اما سازمانهای اطلاعاتی آمریکا معتقدند که پسرش بیشتر به ساخت بمب اتمی علاقهمند است.
عباس عراقچی دردیدار با سرگی لاوروف از مواضع روسیه در مورد جنگ قدردانی کرد.
ترامپ: آمریکا و ایران در حال مذاکرهاند، اما تهران هنوز آماده توافق نیست
سنتکام: نفتکش پس از چهار بار تلاش برای شکستن محاصره ایران از حرکت انداخته شد
آکسیوس: آمریکا و بریتانیا در تدارک نشستی برای تشکیل ائتلاف دریایی در تنگه هرمز هستند
والاستریت ژورنال از حمله کمسابقه بحرین و کویت به ایران در اوایل ماه جاری خبر داد
ائتلاف به رهبری عربستان: عملیات علیه مواضع حوثیها پایان یافت
سنتکام: یک نفتکش را پس از چهار بار تلاش برای شکستن محاصره دریایی، از حرکت انداختیم
فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، میگوید که نیروهایش یک نفتکش را پس از آنکه خدمهاش «دستکم چهار بار برای شکستن محاصره دریایی ایران تلاش کردند»، با شلیک به موتورخانه از حرکت انداختند. بهگفته سنتکام، خدمه کشتی به هشدارهای مکرر توجه نکردند و این نفتکش دیگر به سوی ایران در حرکت نیست. همزمان، تنش در جبهه یمن و عربستان نیز افزایش یافته است؛ حوثیها در واکنش به حملات ائتلاف به رهبری عربستان به مواضع آنها در حدیده، وعده اقدام تلافیجویانه دادهاند و دفاع مدنی عربستان پس از صدور هشدارهای اضطراری اعلام کرده است که خطر در ینبع برطرف شده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز جمعه تائید کرد که بنیامین نتانیاهو هفته آینده به ایالات متحده سفر خواهد کرد.
منابع: ایراناینترنشنال و بی بی سی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
حضور و نقش کلیدی اسرائیل.
دروود!
تحشیه ای از تریبون بوقهای تبلیغاتی شبکه های اجتماعی و یابس و طوبا بافیهای آنها.
در باره مواضع و گفتارهای «دونالد ترامپ» بارها سخن گفتهام و از همان آغاز نیز بر این باور بودهام که شخصیّت سیاسی او بیش از هر چیز، یادآور «تارتوف» است؛ شخصیّتی که ظاهر و باطنش در تعارضند و گفتار و رفتارش نه بر مدار ثبات و صداقت؛ بلکه بر محور مصلحتجویی، نمایش و سوداگری میچرخد. به همین دلیل، سیاست را نیز نه عرصهای برای تحقّق أصول؛ بلکه امتداد ذهنیّت تجاری خودش میفهمد؛ منظورم ذهنیّتی است که در آن، هر بحرانی میتواند به معاملهای بزرگ و منفعت آور و هر جنگی به ابزاری برای بازآرایی توازن قدرت بدل شود. اگر از این منظر به مواضع متناقض، سخنان چندپهلو و تغییرپذیر او بنگریم، آنچه که در رویارویی ایالات متّحده و پسمانده های گیوتین الهی رخ میدهد، بیش از آنکه به یک نبرد قاطع شباهت داشته باشد، یادآور جنگ فرسایشی روسیه و اوکراین است؛ یعنی وضعیّتی که در آن، نه تکلیف نهایی روشن است و نه ارادهای آشکار برای پایان دادن به منازعه دیده میشود. گویی هر دو سوی تقابل، در چرخهای از واکنشهای متقابل گرفتار آمدهاند. چرخهای که استمرار آن، خودش به هدفی سیاسی تبدیل شده است.
بر پایه این تحلیل، اگر قرار باشد این رویارویی به نقطهای سرنوشتساز برسد، نقش «اسرائیل» را به دلیل «تنازع بقا؛ نه سیطره سیاسی و ژئوپولیتیکی» نمیتوان نادیده گرفت. تا زمانی که این نقشگزار کلیدی در حاشیه نگاه داشته شود، این احتمال وجود دارد که کشمکش در همان وضعیّت فرساینده و پُر هزینه ادامه یابد. وضعیّتی که در آن، اقدامهای نظامی پراکنده بیش از آنکه تعیینکننده باشند، صرفا نشانه استمرار بحرانی هستند که پایان آن همچنان نامعلوم است. با اینهمه، پرسش اینست که آیا ایالات متحده اساسا مایل است که فاتح احتمالی این تقابل به نام اسرائیل ثبت شود یا نقش محوری آن برجسته گردد؟ از نظر من، پاسخ منفی است؛ زیرا واشنگتن میکوشد خود را تنها فاتح میدان معرفی کند. این رویکرد، دستکم بر دو مبنا استوار است: نخست، نمایش بی رقیب بودن قدرت نظامی آمریکا در برابر روسیه، چین، اروپا و دیگر بازیگران جهانی؛ و دوم، القای این تصوّر که آینده نظم جهانی باید بر محور الگوی آمریکایی سامان یابد. الگویی که در آن، آمریکا نه فقط یک قدرت نظامی؛ بلکه مرکز ثقل تاریخ و سیاست جهانی تلقی میشود و دیگر ملّتها، فارغ از سنّتها، باورها و الگوهای بومی خود، ناگزیر به تعریف نسبت خویش با این مرکز خواهند بود. در چنین چشم اندازی، مسئله ایران نیز صرفا به یک رویارویی نظامی محدود نمیشود؛ بلکه به پرسش جانشینی سیاسی [= آلترناتیو] و آینده قدرت گره میخورد. از نگاه من، بخشی از نیروهای مخالف پسمانده های جمهوری اسلامی هنوز در وضعیّت تشتت، ناهماهنگی و ناتوانی از ارائه یک بدیل منسجم قرار دارند. به همین سبب، گرایش منسجم پادشاهیخواه و شخص «شاهزاده رضا پهلوی»، بیش از دیگران امکان آن را دارند که خود را به عنوان یک آلترناتیو سیاسی و کلیدی مطرح کنند. اگر روند کنونی فعالیّتهای پادشاهیخواهان و حضور پُر رونق شاهزاده در میادین جهانی ادامه یابد، اگر حمایت بازیگران خارجی گسترش پیدا کند، اگر دامنه فعالیّتهای پادشاهیخواهان افزایش یابد و اگر مخالفتهای درونی با آن کاهش پیدا کند، احتمال پُر رنگ تر شدن نقش کارگشاینده پادشاهیخواهان و شاهزاده رضا پهلوی در معادلات امروز و آینده ایران نیز افزایش خواهد یافت.
با اینحال، تاریخ نه بر پایه آرزوها؛ بلکه بر اساس برهمکنش نیروهای واقعی، تصمیمهای پیشبینیناپذیر و رخدادهای ناگهانی شکل میگیرد. در نتیجه، هر گونه داوری قطعی در باره آینده باید با احتیاط، هوشیاری و پرهیز از شتابزدگی همراه باشد. در روزگار بحران، مهمترین فضیلت سیاسی، بیداری ذهن و توانایی تشخیص دگرگونیهای پنهانی است؛ زیرا آینده، بیش از آنکه محصول پیش بینیهای قطعی باشد، زاده آمادگی انسان برای فهمیدن لحظههایی است که تاریخ، مسیر خود را تغییر میدهد.
شاد زیید و دیر زیید!
فرامرز حیدریان