در میانه تنشهای ژئوپلیتیکی، رسانهها دیگر صرفاً روایتگر رویدادها نیستند, بلکه خود به بخشی از میدان نبرد تبدیل شدهاند.
در چنین فضایی، برخی رسانههای غربی با استناد به ارزیابیهای منتسب به نهادهای اطلاعاتی ایالات متحده، ادعاهایی درباره مجتبی خامنهای مطرح کردهاند, از جمله ادعای همجنسگرایی او و همچنین این ادعا که برخلاف پدرش، رویکردی تهاجمیتر نسبت به توسعه برنامه هستهای رژیم اسلامی داشته و علاقه بیشتری به حرکت ایران به سوی دستیابی به سلاح هستهای نشان داده است. این گزارشها تاکنون بهطور مستقل و عمومی تأیید نشدهاند و همچنان در حد ادعاهای رسانهای و اطلاعاتی باقی ماندهاند.
انتشار این اخبار از سو نیویورک تایمز و دیگر رسانههای پرمخاطب آمریکایی در شرایطی صورت میگیرد که دربارهٔ وضعیت سلامت و حتی زنده بودن مجتبی خامنهای،به عنوان رهبر جدید رژیم اسلامی ابهامهایی وجود دارد. بنابراین، نمیتوان احتمال وجود اهداف و محاسبات سیاسی پشت انتشار این گزارشها را نادیده گرفت.
فارغ از صحت یا نادرستی این روایتها، زمانبندی انتشار آنها هم قابل تأمل است.
طرح چنین موضوعاتی در بحبوحه یک بحران امنیتی و نظامی، این پرسش را ایجاد میکند که آیا هدف صرفاً اطلاعرسانی است یا بخشی از یک عملیات روانی برای اثرگذاری بر افکار عمومی و افزایش فشار سیاسی بر ساختار قدرت رژیم اسلامی.
تجربه جنگهای مدرن نشان داده است که نبرد امروز تنها با موشک و تانک تعیین نمیشود، بلکه جنگ روایتها و مدیریت افکار عمومی نیز به همان اندازه در شکلدهی به معادلات سیاسی و امنیتی نقشآفرین است.
در چنین شرایطی، مخاطب آگاه باید میان خبر، تحلیل، ادعا و واقعیت تفکیک قائل شود و هر روایت را بر اساس شواهد و منابع قابل راستیآزمایی ارزیابی کند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
Hafez Taheri
Hafez Taheri
·
با سلام،
میتوان از آقای فرخی پرسید: شما از کجا میدانید که “ ادعاست”؟
مگر شما با مجتبی خامنه ایی رابطه دارید که بدانید آیا او همجنس گرا هست یا نه؟ و آیا او به بمب اتم بیشتر یا کمتر از پدرش بها می دهد؟
در ضمن، شما تا چه حد از سلامتی او با خبرید که خود را قاضی الاخبار می دانید و باقی را فریبکارانی که “ در یک عملیات روانی برای اثرگذاری بر افکار عمومی…..” شرکت دارند؟!
Navid Farzan
Navid Farzan
·
بهرام فرخی، تو مثل آن گربهای هستی که از هر طرف پرتابش کنند، باز هم با چهار دستوپا در طرفداری از رژیم فرود میآید.
اگر این ادعاهای رسانهها درباره همجنسگرایی رهبر و خونخواری او صرفاً جنگ روانی است، پس چرا اینقدر آشفته و پریشان شدهای؟ چرا وقتی نوبت به شاهزاده میرسد، نهتنها روایتهای دروغ علیه او را رد نمیکنی، بلکه بر اساس همان روایتها مقاله هم مینویسی؟
افراد زیادی، از جمله من، نسبت به مواضع و ماهیت سیاسی تو به این نتیجه رسیدهاند که از رژیم حمایت میکنی. با این حال، متأسفانه آقای توکلی هنوز تردید دارد و نوشتهها و ادعاهای تو را بازنشر میکند.
فرخی بار دیگر به جای بررسی…
فرخی بار دیگر به جای بررسی منشأ اصلی ابهام
، یعنی پنهانکاری ساختاری جمهوری اسلامی، رسانههای غربی را در جایگاه متهم قرار داده است. او دو موضوع کاملاً جدا، یک ادعای تأییدنشده درباره زندگی خصوصی مجتبی خامنهای و یک ارزیابی اطلاعاتی درباره گرایش او به سلاح هستهای را به هم میچسباند تا هر دو را در قالب عملیات روانی زیر سؤال ببرد. پرسش این است که چرا تردیدهای آقای فرخی همیشه متوجه گزارشهای مخالف جمهوری اسلامی است، اما درباره دستگاه تبلیغاتی حکومتی که دههها دروغ، سانسور و روایتسازی کرده، چنین حساسیتی دیده نمیشود؟ اگر مجتبی خامنهای سالم، زنده و در حال اداره کشور است، چرا حکومت نمیتواند یک حضور مستقیم و قابل راستیآزمایی از او منتشر کند؟ گفتن اینکه شاید رسانهها هدف سیاسی داشته باشند تحلیل نیست؛ طرح اتهامی است که هیچ سندی برای آن ارائه نشده است. حاصل چنین نوشتهای، خواسته یا ناخواسته، منحرفکردن بحث از ماهیت خطرناک جمهوری اسلامی و قرار دادن این رژیم در جایگاه قربانی جنگ رسانهای است. مشکل اصلی ایران گزارش نیویورکتایمز نیست؛ حکومتی است که حتی درباره رهبر، برنامه هستهای و وضعیت داخلی خودش نیز حقیقت را از مردم پنهان میکند.