🔹مصطفی قاسمی حسنوند، شاعر و زندانی سیاسی پیشین اهل الشتر، ایران را ترک کرد تا جانش را از سرکوب، زندان و تهدید نجات دهد. پشت سر او بازداشت، سلولهای اطلاعات سپاه، شکنجه، تهدیدهای مداوم و احکام قضایی بود؛ و پیش رو، امید به امنیتی که هرگز مجال رسیدن به آن را نیافت.
🔹بر پایه گزارشهای منتشرشده، مصطفی روز یکشنبه ۱۱ مرداد در اقلیم کردستان، مقابل دفتر امور پناهندگان سازمان ملل متحد، به زندگی خود پایان داد. او پس از خروج از ایران بارها برای پیگیری پرونده پناهندگیاش به نهادهای مسئول مراجعه کرده بود، اما همچنان در بلاتکلیفی و انتظار به سر میبرد. مصطفی از مرزها عبور کرده بود تا زندگی تازهای آغاز کند؛ نه خواهان امتیازی ویژه بود و نه چیزی فراتر از ابتداییترین حق هر انسان: زندگی در امنیت. جمهوری اسلامی او را ناچار به ترک سرزمینش کرد و تبعید نیز برایش سرشار از انتظار، ناامنی و آیندهای مبهم شد.
🔹مرگ مصطفی تنها روایت تلخ یک زندگی نیست؛ بازتاب سرنوشت هزاران پناهجوی سیاسی است که نخست در ایران با زندان، شکنجه و تهدید روبهرو میشوند و پس از گریز، ماهها و گاه سالها در پیچوخم پروندههای بلاتکلیف و مرزهای بسته، چشمانتظار آیندهای نامعلوم میمانند.
🔹نهادهای بینالمللی مسئول حمایت از پناهجویان باید به یاد داشته باشند که برای کسی که از زندان، شکنجه و تعقیب گریخته است، «انتظار» صرفاً یک روند اداری نیست. هر پروندهای که بیپاسخ میماند، به زندگی انسانی گره خورده که شاید دیگر هیچ پناه امنی در جهان نداشته باشد.
🔹مصطفی قاسمی حسنوند از جمهوری اسلامی گریخت، اما پیامدهای سرکوب آن حکومت با عبور از مرزها پایان نیافت. نام او را به یاد بسپاریم و فراموش نکنیم که پناهجویی، درخواست ترحم یا صدقه نیست؛ مطالبهی حق بنیادین هر انسان برای زیستن در امنیت و کرامت است.
#مصطفی_قاسمی_حسنوند
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!