رفتن به محتوای اصلی
شنبه 17 مرداد 1405 - Saturday, 8 August 2026

«گفتمان؛ حلقه گمشده گذار به دموکراسی»

«گفتمان؛ حلقه گمشده گذار به دموکراسی»
مجموعه مقالات

 

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بلوغ سیاسی یک جامعه، توانایی آن در پذیرش تغییر انسان‌هاست. هیچ دموکراسی پایداری بر پایه انتقام، حذف و اسیر ماندن در گذشته ساخته نشده است. ملت‌هایی که توانسته‌اند از استبداد عبور کنند، معمولاً راه آشتی ملی را برگزیده‌اند؛ یعنی پذیرش این واقعیت که انسان‌ها می‌توانند بیاموزند، تجربه کنند و باورهای خود را تغییر دهند.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جریان سیاسی که امروز پیرامون شاهزاده رضا پهلوی شکل گرفته، همین ظرفیت کم‌نظیر برای پذیرش افرادی است که در گذشته در نقطه مقابل نظام پادشاهی قرار داشتند. بسیاری از هواداران امروز او، در انقلاب ۱۳۵۷ یا سال‌های پس از آن، از مخالفان جدی حکومت پهلوی بودند، اما امروز با نگاهی متفاوت به تاریخ و آینده ایران می‌نگرند.

این تغییر، نشانه فرصت‌طلبی نیست؛ بلکه برای بسیاری حاصل دهه‌ها تجربه، مطالعه و بازنگری در گذشته است. آنان با رجوع به اسناد تاریخی و مقایسه عملکرد حکومت‌ها، به تدریج به این نتیجه رسیده‌اند که خاندان پهلوی، فارغ از نقدهایی که به هر دوره تاریخی وارد است، پروژه‌ای ملی برای حفظ یکپارچگی ایران، ایجاد دولت مدرن، توسعه آموزش، گسترش زیرساخت‌ها، نوسازی نظام حقوقی و اداری و کاهش نفوذ ساختارهای سنتی را آغاز کردند؛ فرآیندی که می‌توان آن را آغاز مدرنیته مدنی در ایران دانست؛ مدرنیته‌ای که بسیاری از نظریه‌پردازان توسعه، آن را پیش‌شرط شکل‌گیری یک مدرنیته سیاسی و استقرار دموکراسی پایدار می‌دانند.

در مقابل، بسیاری از این افراد خود قربانی ایدئولوژی‌هایی بودند که منافع ملی ایران را در اولویت نخست قرار نمی‌دادند. بخشی از جریان‌های چپ، تحقق آرمان‌های انترناسیونالیستی را بر دولت-ملت ایرانی مقدم می‌دانستند و بخش مهمی از جریان‌های اسلام‌گرا نیز مفهوم امت اسلامی را فراتر از مرزهای ملی تعریف می‌کردند. تجربه عملی این دو پروژه در ایران، بسیاری از فعالان آن نسل را به بازاندیشی واداشت.

نمونه‌های این تحول کم نیست. مازیار (مکسیمیلیان) جزنی، فرزند بیژن جزنی، یکی از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان سازمان چریک‌های فدایی خلق، امروز آشکارا از پادشاهی مشروطه دفاع می‌کند. ایرج مصداقی که سال‌ها از هواداران سازمان مجاهدین خلق بود و یک دهه زندان جمهوری اسلامی را تحمل کرد، امروز در حوزه عدالت انتقالی در کنار شاهزاده رضا پهلوی فعالیت می‌کند. اسماعیل وفا یغمایی، شاعر و عضو بلندپایه پیشین سازمان مجاهدین خلق نیز پس از نقد گذشته خود، از همکاری با شاهزاده و بازسازی هویت ملی ایران حمایت می‌کند.

این روند تنها به این چهره‌ها محدود نیست. امیرحسین اعتمادی، مشاور سیاسی شاهزاده، از فعالان پیشین دفتر تحکیم وحدت بود و سعید قاسمی‌نژاد، مشاور اقتصادی او، سابقه فعالیت در جنبش دانشجویی دانشگاه تهران را دارد. هر دو امروز از نزدیک‌ترین مشاوران شاهزاده رضا پهلوی هستند. همچنین شخصیت‌هایی مانند شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، در حوزه‌هایی مانند عدالت انتقالی با مجموعه‌ای متنوع از نیروهای اپوزیسیون همکاری می‌کنند. این تنوع نشان می‌دهد که معیار همکاری، گذشته افراد نیست، بلکه تعهد امروز آنان به آزادی، دموکراسی، حقوق بشر، حاکمیت قانون و حفظ تمامیت ارضی ایران است.

شاید مهم‌ترین ویژگی شاهزاده رضا پهلوی دقیقاً همین باشد. او نه از این افراد خواسته گذشته خود را انکار کنند و نه آنان را به دلیل انتخاب‌های پیشینشان طرد کرده است. برعکس، بارها تأکید کرده که ایران آینده متعلق به همه ایرانیان است و هر کس که امروز به آزادی و منافع ملی باور داشته باشد، می‌تواند در ساختن آن سهیم باشد. این نگاه، بازتاب یک منش دموکراتیک و فراحزبی است؛ نگاهی که انسان‌ها را بر اساس باورها و عملکرد امروز آنان قضاوت می‌کند، نه صرفاً بر اساس پیشینه سیاسی یا خانوادگی‌شان.

در مقابل، هنوز بخشی از مخالفان شاهزاده رضا پهلوی، صرفاً به دلیل تعلق او به خاندان پهلوی با او مخالفت می‌کنند. این نوع نگاه، بیش از آنکه بر ارزیابی عملکرد و برنامه‌های امروز استوار باشد، ریشه در پیش‌داوری‌های تاریخی و مخالفت‌های ایدئولوژیک دارد. حال آنکه دموکراسی دقیقاً زمانی معنا پیدا می‌کند که هیچ فردی تنها به دلیل هویت خانوادگی یا گذشته‌اش محکوم یا پذیرفته نشود.

برای ما، هواداران انقلاب شیر و خورشید، این تحول باید مایه امید باشد. اگر به ایرانی آزاد، سکولار، دموکراتیک و آباد می‌اندیشیم، باید از هر ایرانی که با صداقت به این مسیر پیوسته است استقبال کنیم؛ حتی اگر روزگاری در سوی دیگری از تاریخ ایستاده باشد. بزرگی یک جریان سیاسی، در توانایی آن برای جذب انسان‌هایی با پیشینه‌های متفاوت و تبدیل اختلافات گذشته به سرمایه‌ای برای آینده است.

شاید مهم‌ترین دستاورد این رویکرد، تنها تغییر یک حکومت نباشد، بلکه تغییر فرهنگ سیاسی ایران باشد؛ فرهنگی که در آن، جای کینه را گفت‌وگو، جای حذف را مشارکت، جای انتقام را عدالت و جای تعصب ایدئولوژیک را منافع ملی بگیرد. اگر ایران روزی به آزادی برسد، آن آزادی بیش از هر چیز، بر پایه همین آشتی ملی و پذیرش تکثر پایدار خواهد ماند.

محمود‌ اشکانیان

روانپزشک، دکترا (PhD)

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محمود اشکانیان

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!