مخالفت با مجازات اعدام در ایران، برخلاف آنچه گاه تصور میشود، به سالهای اخیر یا کارزار «نه به اعدام» محدود نیست. این اندیشه، هرچند همواره در اقلیت بوده، طی نزدیک به پنج دهه گذشته بهتدریج در میان بخشی از نیروهای سیاسی، روشنفکران، حقوقدانان، مدافعان حقوق بشر و خانوادههای دادخواه شکل گرفته و گسترش یافته است. آنچه در پی میآید، مروری بر برخی از مهمترین نقاط عطف این مسیر است؛ مروری که مدعی روایت کامل همه تلاشها و صداهای مخالف مجازات اعدام در ایران نیست، اما میکوشد نشان دهد دفاع از حق حیات، پیشینهای بهمراتب دیرینهتر از کارزارهای امروز دارد.
در سطح جهانی نیز مخالفت با مجازات اعدام سابقهای طولانی دارد. از انتشار کتاب «جرائم و مجازاتها» اثر چزاره بکاریا در سده هجدهم، تا شکلگیری نظام بینالمللی حقوق بشر پس از جنگ جهانی دوم، بهتدریج این اندیشه گسترش یافت که دولت نباید اختیار سلب آگاهانه زندگی انسان را در دست داشته باشد. امروز بیش از دوسوم کشورهای جهان مجازات اعدام را در قانون یا در عمل کنار گذاشتهاند و حق حیات به یکی از بنیادیترین اصول حقوق بشر تبدیل شده است.
در ایران، نخستین مخالفتهای سازمانیافته با مجازات اعدام پس از انقلاب ۱۳۵۷، در شرایطی شکل گرفت که فضای عمومی جامعه اعدامهای شتابزده را اقدامی انقلابی و مشروع تلقی میکرد. همزمان با آغاز اعدام مقامهای حکومت پیشین، حزب وحدت کمونیستی از جمله جریانهای سیاسی بود که در همان ماههای نخست، آشکارا با این اعدامها مخالفت کرد و بر ضرورت دادرسی عادلانه و نفی مجازات مرگ تأکید گذاشت. این موضع در فضایی بیان میشد که نهتنها حکومت، بلکه بخش بزرگی از نیروهای سیاسی نیز از اعدامها حمایت میکردند و مخالفت با آن، موضعی کمسابقه و پرهزینه بود.
ده سال بعد، کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ نقطه عطفی تعیینکننده در تاریخ مخالفت با مجازات اعدام در ایران شد. از دل آن فاجعه، خانوادههای جانباختگان، بهویژه مادران و خانوادههای خاوران، جنبش دادخواهی را بنیان گذاشتند؛ جنبشی که بهتدریج بر حقیقت، عدالت، پاسخگویی و جلوگیری از تکرار جنایت استوار شد. آنان این اندیشه را به فضای عمومی آوردند که پاسخ جنایت، تکرار چرخه اعدام و خشونت نیست، بلکه روشن شدن حقیقت، محاکمه عادلانه آمران و عاملان و تضمین عدم تکرار است.
در همین زمینه، اعتراضهای آیتالله حسینعلی منتظری به اعدامهای تابستان ۱۳۶۷ جایگاهی ویژه در تاریخ معاصر ایران دارد. او در دیدار ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ با اعضای هیئت مسئول اجرای اعدامها، این اقدام را «بزرگترین جنایت جمهوری اسلامی» توصیف کرد و نسبت به پیامدهای تاریخی آن هشدار داد. هرچند موضع آیتالله منتظری به معنای مخالفت با اصل مجازات اعدام نبود، اما اعتراض صریح او به اعدامهای گسترده و فراقانونی، یکی از مهمترین اسناد تاریخی در نقد خشونت قضایی و دفاع از رعایت قانون و عدالت در جمهوری اسلامی به شمار میآید.
در ادامه این مسیر، زندهیاد داریوش فروهر و حزب ملت ایران در ۱۹ آذر ۱۳۷۶ یکی از مهمترین و صریحترین اسناد سیاسی ایران در مخالفت با مجازات اعدام را منتشر کردند. در این بیانیه آمده بود: «زندگی، نخستین و والاترین دادهٔ ایزدی به هر انسان است و هیچ فرد، جمع یا نهادی به هیچ بهانهای حق سلب آن را ندارد.» همچنین تصریح شده بود که «کیفر اعدام از دید اجتماعی بیدادگرانه و ضدانسانی، از دید اخلاقی خشن و ناپسند و از دید قضایی تردیدآمیز و جبرانناپذیر است.» بر همین اساس، حزب ملت ایران خواستار حذف کیفر اعدام از همه قوانین جزایی کشور شد و مبارزه برای لغو آن را در برنامه خود قرار داد. این بیانیه، که حدود یک سال پیش از قتل داریوش و پروانه فروهر منتشر شد، همچنان از صریحترین اسناد رسمی یک حزب سیاسی ایرانی در دفاع از لغو کامل مجازات اعدام به شمار میرود.
در همان سالها، جریان روشنفکری نیز در گسترش این اندیشه نقش مهمی ایفا کرد. زندهیاد محمدجعفر پوینده با ترجمه آثار بنیادین حقوق بشر، بهویژه ترجمه کتاب «تأملاتی درباره گیوتین» اثر آلبر کامو، استدلالهای فلسفی و اخلاقی مخالفت با مجازات اعدام را به زبان فارسی در اختیار نسل تازهای از خوانندگان قرار داد و سهمی ماندگار در غنای این گفتمان بر جای گذاشت.
از اواخر دهه ۱۳۷۰ و در دهه ۱۳۸۰، حقوقدانان و مدافعان حقوق بشر نیز این مسیر را ادامه دادند. شیرین عبادی با استناد به اصول حقوق بشر و تعهدات بینالمللی ایران، بهویژه در مخالفت با اعدام افرادی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از هجده سال داشتند، نقشی برجسته در طرح این موضوع در عرصه حقوقی و بینالمللی ایفا کرد. عمادالدین باقی نیز ابتدا با انتشار مقالهها و یادداشتهایی در نقد مجازات اعدام و سپس با تألیف کتاب «حق حیات؛ درآمدی بر مجازات اعدام»، به یکی از مهمترین پژوهشگران و نظریهپردازان ایرانی در دفاع از لغو مجازات اعدام تبدیل شد و کوشید این موضوع را از منظر حقوقی، دینی، اجتماعی و اخلاقی به بحث عمومی بگذارد.
در دهههای بعد، وکلا، روزنامهنگاران، نهادهای حقوق بشری، خانوادههای محکومان به اعدام، خانوادههای دادخواه و فعالان مدنی، هر یک به سهم خود این مسیر را ادامه دادند. کارزار «نه به اعدام» نیز ادامه همین روند تاریخی است؛ روندی که ریشههای آن به سالها پیش بازمیگردد و بر دفاع از حق حیات، دادرسی عادلانه و کرامت انسانی استوار است.
همزمان، روند جهانی نیز بهسوی محدود کردن و لغو مجازات اعدام پیش رفته است. پروتکل اختیاری دوم میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی با هدف لغو مجازات اعدام به تصویب رسید و شمار فزایندهای از کشورها این مجازات را از قوانین خود حذف یا اجرای آن را متوقف کردند. با وجود این، ایران همچنان در زمره کشورهایی قرار دارد که هر سال بیشترین شمار اعدامها را در جهان ثبت میکنند؛ موضوعی که بارها از سوی سازمان ملل متحد و نهادهای بینالمللی حقوق بشر مورد انتقاد قرار گرفته است.
این مرور کوتاه نشان میدهد که مخالفت با مجازات اعدام در ایران، سابقهای طولانی و ریشهدار دارد. از مخالفت با اعدامهای نخستین ماههای پس از انقلاب، تا دادخواهی خانوادههای خاوران؛ از اعتراض آیتالله منتظری به اعدامهای ۱۳۶۷، تا بیانیه تاریخی حزب ملت ایران؛ از تلاشهای محمدجعفر پوینده، شیرین عبادی و عمادالدین باقی، تا کوششهای پیگیر نسلهای بعدی مدافعان حقوق بشر، همگی حلقههایی از زنجیرهای هستند که امروز در کارزارهای دفاع از حق حیات ادامه یافته است.
دفاع از حق حیات، نه دفاع از جرم است و نه نادیده گرفتن رنج قربانیان. برعکس، این اندیشه بر این باور استوار است که عدالت، هنگامی معنا مییابد که از چرخه انتقام و خشونت فراتر رود و بر حقیقت، دادرسی عادلانه، کرامت انسانی و احترام به حق بنیادین زندگی استوار باشد. تجربه تاریخی ایران و تجربه بسیاری از کشورهای جهان نشان میدهد که مجازات اعدام نه ضامن عدالت است و نه تضمینی برای کاهش جرم؛ اما لغو آن، گامی اساسی در جهت پاسداشت کرامت انسان و محدود کردن قدرت دولت در سلب بنیادیترین حق هر انسان، یعنی حق حیات، به شمار میرود.
منابع و اسناد پیشنهادی
- بیانیه حزب ملت ایران درباره لغو مجازات اعدام، ۱۹ آذر ۱۳۷۶.
- آلبر کامو، تأملاتی درباره گیوتین، ترجمه محمدجعفر پوینده.
- عمادالدین باقی، حق حیات؛ درآمدی بر مجازات اعدام.
- مقالهها، سخنرانیها و مصاحبههای شیرین عبادی درباره اعدام افراد زیر ۱۸ سال.
- متن و فایل صوتی دیدار ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ آیتالله حسینعلی منتظری با اعضای هیئت مسئول اعدامها.
- خاطرات آیتالله حسینعلی منتظری.
- گزارشهای گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل درباره ایران.
- گزارشهای سالانه عفو بینالملل درباره مجازات اعدام.
- اسناد و پژوهشهای مربوط به کشتار زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷ و جنبش دادخواهی خانوادههای خاوران
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!