پزشکیان در یکی از سخنرانیهای خود مدعی شده است که برخی آمار کشتهشدگان را «۳۰ یا ۴۰ هزار نفر» اعلام میکنند؛ گویی با لحنی طعنهآمیز، منتقدان و افشاگران را «وطنفروش» خواند. سپس میگوید تعداد واقعی کشتهشدگان «۳ تا ۴ هزار نفر» بوده است.
اما پرسش اینجاست: مگر اگر به جای ۳۰ یا ۴۰ هزار نفر، «فقط» سه یا چهار هزار انسان کشته شده باشند، از عظمت این فاجعه چیزی کم میشود؟
جان انسان، عدد نیست که با کم و زیاد شدن آن، ارزشش تغییر کند. سه تا چهار هزار کشته، خود یک فاجعه انسانی هولناک است. حتی اگر تنها یک انسان بیگناه به ناحق کشته شده باشد، باز هم با جنایتی روبهرو هستیم که نه با تغییر آمار، نه با بازی با ارقام و نه با روایتهای سیاسی، از ماهیت خود خارج میشود.
آنچه تأسفبار است، تلاش برای تغییر صورت مسئله است؛ گویی اختلاف بر سر تعداد قربانیان، میتواند اصل فاجعه را به حاشیه ببرد. نه خانوادههای داغدار با شنیدن عددی کوچکتر آرام میشوند و نه مسئولیت آمران و عاملان با کاهش آمار از میان میرود.
جنایت، جنایت است؛ چه قربانی آن یک نفر باشد، چه هزار نفر و چه دهها هزار نفر. هیچ بازی آماری، هیچ توجیه سیاسی و هیچ روایت حکومتی نمیتواند ارزش جان انسان را کمرنگ کند یا حقیقت یک فاجعه را بپوشاند.
مسئله امروز، دعوا بر سر اعداد نیست؛ مسئله، حرمت جان انسان و پاسخگویی در برابر خونهایی است که بر زمین ریخته شدهاند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!