در این سالها بخش بزرگی از توان و گفتوگوی ما صرف این شده است که بر سر شکل حکومت، پادشاهی یا جمهوری، تمرکزگرایی یا فدرالیسم، جنگ و صلح و بسیاری از مسائل مهم دیگر اختلاف کنیم. اما شاید پیش از همهی این پرسشها، پرسش بنیادیتری وجود داشته باشد: آیا مردم ایران حق دارند آزادانه و بدون تحمیل، دربارهی سرنوشت و نظام سیاسی خود تصمیم بگیرند؟
اگر پاسخ ما به این پرسش مثبت است، شاید مهمترین مسئولیت نسل ما نه تعیین پاسخ همهی پرسشهای آینده، بلکه فراهم کردن امکانِ یک انتخاب آزاد و واقعی باشد.
ما میتوانیم بر سر بسیاری از مسائل اختلاف نظر داشته باشیم، اما میتوانیم بر سر این اصل به توافق برسیم که هیچ فرد، گروه یا نسلی حق ندارد انتخاب آیندهی مردم را به جای آنان انجام دهد.
اگر حق انتخاب و تعیین سرنوشت به رسمیت شناخته و تضمین شود، آنگاه شهروندانی آزاد، آگاه و برخوردار از کرامت انسانی خواهند توانست دربارهی شکل حکومت، ساختار کشور و مسیر آیندهی خود تصمیم بگیرند.
شاید حلقهی مفقودهی این چهل سال همین باشد: نه اینکه ما از پیش بدانیم ایرانِ فردا دقیقاً چه شکلی باید داشته باشد، بلکه اینکه ایرانیان حق داشته باشند خودشان آن را انتخاب کنند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!