رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 15 شهریور 1405 - Sunday, 6 September 2026

به مناسبت روز آریو برزن

به مناسبت روز آریو برزن

به مناسبت روز آریوبرزن سردار نامدار ایرانی

آریوبرزن، سرداری که تاریخ ایران باید در مقابلش زانو بزند
این مطلب بعد از گفتگو با دوستانی در انجمن ادبی حافظ شهرستان لنگرود در هشت سال پیش نوشته شده است و اولین بار در همان انجمن انتشار یافت.
گفتگو هم این بود که دوستان در مخالفت با هر نوع ارزش های ایرانِ شاهنشاهی همه شاهنشاهان و سرداران ایرانی را زیر ضرب می گرفتند بی آنکه به امروز و عملکرد ناشاد خود در آن خودزنی جمعی سال پنجاه و هفت بپردازند
***
در همین آغاز مایل هستم که بگویم اگر ایرانی هستیم نمی توانیم شترمرغ باشیم.
معنی اش این است، که نمی توانیم ادعا کنیم ایرانی هستیم اما تاریخ ایران را جنون آمیز و نفرت برانگیز نگاه کنیم که هیچ بلکه بیگانه پرستی از تار و پود وجودمان ببارد.
آری نمی توانیم مثل شترمرغ ها رفتار کنیم و هم این باشیم و هم آن، اما در تند-پیچ ها نه این باشیم و نه آن. 
معنی این سخن این است وقتی که در تند-پیچ های زمانه به این شترمرغ ها می گویند، عزیز جان الان وقت بار برداشتن و بار حمل کردن است.
پس اندکی بار بردارید
ولی شترمرغ ها پاسخ می دهند که پوزش مرا بپذیرید ما مرغ هستیم.
چندی نمی گذرد که باز در یک تند-پیچ دیگر که باید از درون آتشی که دشمن آب و خاکمان بر سر راه ما برافروختند، همگی پرواز کنیم و در این پرواز کردن به شترمرغ ها می گویند شما هم بپرید نازنینان.
در اینجا باز بهانه می آورند و می گویند پوزش ما را دوباره بپذیرید ما شتریم و نمی توانیم پرواز کنیم
یعنی با این طنز و مقدمه می خواهم بگویم که در نگاه تاریخی، آن هم ایرانی اش نمی توانیم و اجازه نداریم متناقض حرف بزنیم و هم این باشیم و هم آن.
حال می پردازیم به خلاصه ی زندگی سرداری که در تاریخ ایران و برای حفظ و سربلندی و دفاع از کیان و خاک ایرانزمین همراه خواهر محبوب و خانواده ارجمندش، جانشان را چون آرش اسطوره ای در راه ایرانشان از دست بدادند
شوربختانه بعد از حمله اسکندر مقدونی به ایران و آتش زدن ِ کاخ شاهنشاهان بزرگ هخامنشی و از بین بردن کتاب ها و کشتار وسیع و جنایتکارانه پایوران و دانشمندان و حتا دانشمندانی که از یونان در دربار داریوش سوم بودند، اثری مکتوب از این وحشی گری اسکندر در آرشیو ایرانیان باقی نمانده است
آنچه هست فقط گزارشی است که از مورخ و روزنامه نویس رسمی اسکندر بنام کالیسپس بدست تاریخ پژوهان رسیده است که تا امروز معتبر است
آریوبرزن در بیست و چهار قرن پیش در نبردی نابرابر برای حفظ کیان و خاک ایران تا آخرین نفر همراه با خواهر خورشید وشش بنام یوتاب یعنی درخشنده و خورشید رخ، در راه ایران جانشان جان بدادند
آریوبرزن از اشراف زادگان بنام بود که جد او فارنا بازوس در بیست و چهار قرن پیش استاندار آناتولی یا همین ترکیه فعلی بوده است
پدرش آرتا بازروس نام داشت که در دربار داریوش سوم هخامنشی از اعتبار بالایی برخوردارد بود
هرچند تاریخ تولد آریوبزرن این سردار بزرگ ایرانی از نگاه تاریخ مشخص نیست اما احتمال دارد او در دویست و شصت و هشت قبل از میلاد بدنیا آمده باشد
آریوبرزن در سال دویست و سی و پنج قبل از میلاد فرمانده نظامی و فرماندار پارس بوده است
مورخان معتقد هستند که با وجود بودن شاهنشاه در پارس، نیازی به فرماندار در پایتخت نبود اما وقتی که اسکندر به ایران حمله کرد، داریوش سوم ناچار شد در راس لشکرهایی به دفاع از ایران بپردازد و برای همین در عدم حضور خود در پایتخت، آریوبرزن را فرماندار پارس کرد

چگونگی جان باختن آریوبرزن سردار بزرگ ایرانی

وقتی که اسکندر مقدونی تصمیم می گیرد به سوی آسیا حرکت کند، دولت هخامننشی در ضعفی در حد مطلق بسر می برد و این ضعف سبب می شود که اسکندر به خود جرئت دهد ابتدا شهرهای یونانی را از متصرفات ایرانیان، با کشتار بی رحمانه و قساوتی تازی وار خارج  کند و بعد تهاجم خود را با قوی تر شدن به دل پایتخت ایران بکشاند
آریوبززن در این زمان فرمانده نظامی و فرماندار پارس پایتخت هخامنشیان بود
داریوش سوم هم در راس لشکریانی در سوریه مقابل اسکندر صف آرایی کرده بودند. اما در این نبرد، سپاه و لشکر ایران شکست می خورد و اسکندر بعد از تصرف سوریه، صور و صیدا و غزه به طرف پارس تهاجم می کند
در این زمان است که آریوبزرن نامش به عنوان سرداری که تا آخرین قطره خون ایرانی اش همراه با خواهر و خانواده اش مقابل دشمن آب و خاک ایران ایستادگی می کنند و در این راه بزرگ و بیادماندنی جانشان را برای بزرگی و عظمت ایران فدا می کنند و در تاریخ ایران برای همیشه ماندگار ثبت می شوند
تاریخ نویس اسکندر می نویسد که او بعد از تصرف شوش پایتخت زمستانی شاهنشاهان هخامنشی به سوی پارس حرکت می کند و در این حرکت سپاه خودش را به دو قسمت تقسیم می کند
قسمتی را به فرماندهی پارمن پونس از راه جلگه های رامهرمز و بهبهان بسوی پارس روانه می کند و قسمت دیگر را تحت فرماندهی خودش از راه کوهستان کهکیلویه به سمت پارس می راند
آریوبرزن در این شرایط تصمیم می گیرد خود را قبل از رسیدن اسکندر به پایتخت به پارس برساند اما در میانه راه با سپاهیان اسکندر مواجه می شود که ناچار می شود همراه خواهر خودش یوتاب و پنج هزار سرباز پیاده و چهل سوار در مقابل سپاه اسکندر صف آرایی کند و تا آخرین نفس و قطره خونشان برای کیان و خاک ایرانزمین بجنگند
این نبرد نابرابر چهل و هشت روز به طول انجامید و آریوبزرن با همراهانش در بلندی ها یا منطقه ی صعب العبور دربند ِ پارس یا تنگ تکاب موضع گرفته بودند و سلاحشان فقط سنگ و فلاخن و شمشیر و تیرکمان بود که از بلندی ها با غلتاندن سنگ ها بر روی سپاهیان اسکندر بسیاری از آنها را تلف کردند که اسکند ناچار شد عقب نشینی کند
اما در اینجا خیانت چوپانی و یا رئیس قبیله ای که در اسارت اسکندر بود و نامش را تاریح لی بانی نوشتند، سرنوشت این نبرد را به نفع اسکندر تغییر می دهد
این چوپان یا رئیس قیبله چون به راه های خروجی آن منطقه ی صعب العبور آشنایی داشتند، به کمک اسکندر آمدند و او از چند طرف آریوبرزن و همراهانش را معاصره کرد و بعد از آریوبزرن می خواهد که تسلیم شود تا فرمانداری پارس را به نام او ثبت کند 
اما آریوبزرن با همت و غیرت ایرانی اش با تمامی خانواده و همراه خواهر و سربازانش تا آخرین قطره خون از خاک ایران دفاع کردند و در این راه جانشان را فدای ایران کردند
آری اگر آن خیانت آن چوپان یا رئیس قیبله نبود شاید پایتخت هخامنشی سقوط نمی کرد
و ما در طول تاریخ شکوهمند و در عین حال دردناک خودمان همیشه خنجر خیانتکاران را در سینه ی خود داریم
و چنین بود وقتی که تازیان مسلمان به ایران حمله کردند باز این خیانت سلمان پارسی بود که به کمک تازیان رفت تا آنها بتوانند تیسفون را تصرف کنند
در پایان این خلاصه نویسی جا دارد از یوتاب خواهر توانمند و شجاع ایران که در تیراندازی و سوارکاری شهره بود، یادی کنیم که در کنار آرتمیس یکی از فرماندهان بزرگان زمان خشایارشاه و گرد آفرید و و و از زنان نیرومندی هستند که در کنار مردان شانه به شانه در تاریخ ایران جلو آمدند و برای ایران جانشان جان بدادند
نام این بزرگزنان ارجمند در تاریخ ایران همیشه یاد و ماندگار باد
و درود بر آریوبرزن بزرگ سردار نام آور ایرانزمین

احمد پناهنده

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

احمد پناهنده

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!