چگونه دو جریان با جهانبینیهایی تا این اندازه متفاوت میتوانند در برخی بزنگاههای سیاسی به یکدیگر برسند؟
یاشار استهباننژاد در این بخش از برنامه «نگاهی به ریشههای اتحاد چپ جهانی با اسلامیستها» تلاش میکند پاسخ را نه در یک «توطئه»، بلکه در مجموعهای از تحولات سیاسی و فکری جستوجو کند: بحران بخشی از چپ پس از فروپاشی شوروی، گذار از مبارزه طبقاتی به سیاست هویتی، ضدامپریالیسم، تقسیم جهان به «ستمگر و ستمدیده» و منطق قدیمیِ «دشمنِ دشمنِ من».
اما یک مرزبندی اساسی در سراسر این گفتار وجود دارد: مسلمان با اسلامگرای سیاسی یکی نیست. دفاع از حقوق یک مسلمان در برابر تبعیض، هیچ تعارضی با نقد اسلامگرایی سیاسی ندارد.
پرسش اصلی این است: و اگر همکاری تاکتیکی با یک نیروی غیردموکراتیک به «مصونیت اخلاقی» آن نیرو منجر شود، چه بر سر اصولی مانند آزادی، حقوق زنان و جهانشمولی حقوق بشر میآید؟
برای ایرانیان این پرسش فقط نظری نیست؛ تجربه تاریخی ما پاسخی دردناک به آن داده است
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.