.
"اسلام با خون رشد پیدا کرد خون با شمشیر و با اسلحه اسلام را پیش برد. بله، ما مرتجع هستیم. شما روشنفکر هستید. شما روشنفکرها میخواهید که ما به ۱۴۰۰ سال قبل برنگردیم. شما میترسید ما جوانان را مثل ۱۴۰۰ سال قبل تربیت میکنیم که با جمعیت کم دو امپراطوری بزرگ را به باد داد."خمینی
حال تربیت شدگان جمهوری اسلامی در دل هرامپراطوری فرقی نمی کند امریکا باشد یا انگلیس چاقو بر گلوی هر مخالفی می گذارند وبر اساس تفکرتربیت شده در مکتب خمینی که برای هر کار بزرگ یا کوچک ! برای افرادی که قداست اسلام را زیر سوال می بردند فتوا صادر می کرد. در بسط تعالیم خمینی جنایت می افرینند.
امروزاگر زنده می بود . کشتن ده ها هزارجوان ایرانی در دو روز نه تنها اورا ناراحت نمی ساخت بلکه بر تداوم آن پای می فشرد وبا یک کلمه "اسلام در خطربود" آن را توجیه می کرد.
گریه آور است!خنده داراست! بسیار ترسناک است!وقتی به خمینی ومیراث او نگاه میکنی . دیدن فتوا و فرمان دادن اوبر قتل دختری که اوشین هنرپیشه ژاپنی را بر "فاطمه"ترجیح داده بود.
"در هفتم بهمن ۱۳۵۸ برنامهای از رادیو پخش شد و مصاحبهشونده که دختر نوجوانی بود در جواب
اینکه الگوی زندگی شما چیست؟ گفت "ا وشین " دختر سختکوش سریال ژاپنی روزهای زندگی و "فاطمه زهرا"، دختر پیامبر اسلام را به عنوان الگو ذکر نکرد، فردای آن روز، خمینی در نامهای به “محمد هاشمی”، رییس وقت صداوسیما دستور اخراج و تعزیر او و دستاندرکاران برنامه را داد: “در صورتیکه ثابت شود قصد توهین در کار بوده است، فرد توهینکننده محکوم به اعدام است. " با همین راحتی!مثل آب خوردن.
با چنین تفکری است که قتل عام زندانیان سیاسی در سال شصت وهفت با حکم خمینی آغاز می شود." کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند محارب و محکوم به اعدام میباشند."
فتاوی خمینی بر قتل عام! از همان لحظه برخاستن از پاریس ونشستن در بهشت زهرا آغاز می شود. قتل عام های پشت بام مدرسه رفاه تا اعدام های کردستان.
حکومتی که هر آخوندی بخود حق فتوا می دهد وده ها نویسنده،شاعر ،مترجم زیرلوای این فتوا ها در جریان قتل های زنجیره ای کشته می شوند از" محمد مختاری تا میر اعلائی"
تمام پیکر این حکومت، این جمهوری غرق در خون است.خون زبان ها ی بریده شده وقلم های شکسته ای است آ که آزادی را فریاد زدند خمینی وجانشین بدتر از اوحکم برکشتن ،شکنجه وزندان آنان داد.دردا که ما نیزدر سال های طلائی شصت مهر تائید بر کارهای خمینی زدیم وبرای او" خط امام ” بخوان جاده امام ترسیم کردیم .قتل عام ها را لازمه هر انقلاب مردمی توجیه نمودیم وچشم براعدام ها بستیم ،چشم بر تمامی تبهکاری های نظام !چرا که هنوز مسئله اصلی مبارزه با امپریالیسم امریکا بود ونگاه فریبگرانه خمینی زیر عنوان حکومت مستضعفان .که نتبجه عملی آن لشگری ازافراد گوناگون از عقب مانده ترین لایه های فکری ومتعصب جامعه تا لات های چاله میدانی ابن الوقت ،فرصت طلبان در آمده در سیمای مبارزان عقیدتی که دسته عظیم رانت خواران،مفسدان اقتصادی ،اجتماعی را تشکیل می دهند.حکومتی بنا شده بر پایه دزدی وچپاول! بهشتی برای حکومتیان کم مایه و پر ادعا که سرنوشتی چنین تلخ را برای این ملت رقم زده است. حکومتی که جنگ را نعمت می داند .نعمتی که در سایه آن بر تمام نارسائی ها سرپوش نهاده می شود ومیلیارد ها ثروت کشور هزینه ساختن ادوات جنگی ،برنامه به اصطلاح انرژی هسته ای وکمک به نیابتی های تجمیع کرده در کشورهای دیگر می شود . حکومتی با چنین مشخصات باید که اصلی ترین مسئله اش سرکوب صدای معترضانی باشد که در مقابل این حکومت می ایستند! زندگی و آزادی در سایه یک حکومت مترقی سکولار ودموکراتیک را در خیابان ها فریاد می زنند.
فریادی که بهای آن نقد جان است وکشته شدن ده ها هزار جوان ونوجوان که تار مویشان به تمامیت این حکومت لعنتی جنایت کار می ارزد.اما درد وافسوس که سرازیر شدن میلیونی جوانان به خیابان ها که فاقد یک رهبری منسجم ، یک اپوزیسیون متحد و یک پارچه در برابر این حکومت باشد .نتیجه اش کشتار وحشیانه ده ها هزار نفری هفده وهجدهم دی ماه می شود .جنایتی سخت تکان دهنده ووحشتناک که کودکان دبستانی را از رفتن بمدرسه باز می دارد . اما دردناک تراز آن ،آن دسته از روشنفکران ،فعالان سیاسی ،احزاب وجریان هائی هستند که زیر عناوان مبارزه با امپریالیسم و تهاجم بیگانه چشم بر تمامی این جنایت ،سرکوب ،وضعیت اسفبار ملت وسفره های خالی آنها می بندند وهنوز انتظار معجزه ازاین امامزاده دارند .کسانی که از تقابل حکومت اسلامی با امریکا واسرائیل بوجد می آیند برای رهبر معلوم ونامعلوم آن نامه فدایت شوم می نویسند. دیدن پلشتی چپی که پرچم جمهوری اسلامی بر دست پیشاپیش راهپیمایان اربعین قدم بر می دارد ورهبر بزرکترین جریان چپ از برتری نظامی وکار آئی جمهوری اسلامی سخن می گوید.
نه! ایراد نگیرد که کار انفرادی چند چپ"البته رهبران چپ"را نه باید به کلیت نیرو ها وجریان های مخالف جمهوری اسلامی منتصب کرد .درست !اما چه باید کرد از چه کسی باید پرسید این کدام ذهنیت است که روزانه شاهد اعدام ها ودادن احکام سنگین به معترضان هست! حتی احکام باور نکردنی در مورد کسانی که تنها زبان به انتقاد ساده می گشایند! بی شرمانه اعدام می کند ،اموالشان را مصادر می نماید روز به روز قوانین سخت وسرکوب کننده تری را در مجلس وقوه قضائیه می گذراند ،طائب را بار دیگر بر راس نیروی سرکوبگر بسیج می نهد .آنوقت این اپوزیسیون از چنین اژدهای هفت سرتقاضای متوقف کردن اعدام ها می کند؟ دیدگاهی که گویا هنوز بر ظرفیت های پنهان شد جمهوری اسلامی آگاه است!
براستی با این مجوعه اپوزیسیون جمهوری اسلامی چه باید کرد ؟ نسل جدید امروز وآیندگان در مورد این افراد متوهم که هنوز توهم خود رانگاه تاثیر گذار در بین مر دم می دانند چه قضاوت کرده ومی کنند؟
افراد وجریان هائی که علم مخالفت بر دست دارند اما هرگز تمام قد وحتی نیم قد در برابر حکومت اسلامی نمی ایستند .بر وسعت وتوانائی صف اپوزیسیون نمی افزایند بل با عملکرد خود بر پراکندگی دامن می زنند وتاثیر منفی بر مبارزه مبارزان می نهد ! براستی با این جماعت چه باید کرد ؟ هیچ چاهی ژرف تر از چاه جهل و مداومت بر جهل خود نیست .ابوالفضل محققی
"اسلام با خون رشد پیدا کرد خون با شمشیر و با اسلحه اسلام را پیش برد. بله، ما مرتجع هستیم. شما روشنفکر هستید. شما روشنفکرها میخواهید که ما به ۱۴۰۰ سال قبل برنگردیم. شما میترسید ما جوانان را مثل ۱۴۰۰ سال قبل تربیت میکنیم که با جمعیت کم دو امپراطوری بزرگ را به باد داد."خمینی
حال تربیت شدگان جمهوری اسلامی در دل هرامپراطوری فرقی نمی کند امریکا باشد یا انگلیس چاقو بر گلوی هر مخالفی می گذارند وبر اساس تفکرتربیت شده در مکتب خمینی که برای هر کار بزرگ یا کوچک ! برای افرادی که قداست اسلام را زیر سوال می بردند فتوا صادر می کرد. در بسط تعالیم خمینی جنایت می افرینند.
امروزاگر زنده می بود . کشتن ده ها هزارجوان ایرانی در دو روز نه تنها اورا ناراحت نمی ساخت بلکه بر تداوم آن پای می فشرد وبا یک کلمه "اسلام در خطربود" آن را توجیه می کرد.
گریه آور است!خنده داراست! بسیار ترسناک است!وقتی به خمینی ومیراث او نگاه میکنی . دیدن فتوا و فرمان دادن اوبر قتل دختری که اوشین هنرپیشه ژاپنی را بر "فاطمه"ترجیح داده بود.
"در هفتم بهمن ۱۳۵۸ برنامهای از رادیو پخش شد و مصاحبهشونده که دختر نوجوانی بود در جواب
اینکه الگوی زندگی شما چیست؟ گفت "ا وشین " دختر سختکوش سریال ژاپنی روزهای زندگی و "فاطمه زهرا"، دختر پیامبر اسلام را به عنوان الگو ذکر نکرد، فردای آن روز، خمینی در نامهای به “محمد هاشمی”، رییس وقت صداوسیما دستور اخراج و تعزیر او و دستاندرکاران برنامه را داد: “در صورتیکه ثابت شود قصد توهین در کار بوده است، فرد توهینکننده محکوم به اعدام است. " با همین راحتی!مثل آب خوردن.
با چنین تفکری است که قتل عام زندانیان سیاسی در سال شصت وهفت با حکم خمینی آغاز می شود." کسانی که در زندانهای سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و میکنند محارب و محکوم به اعدام میباشند."
فتاوی خمینی بر قتل عام! از همان لحظه برخاستن از پاریس ونشستن در بهشت زهرا آغاز می شود. قتل عام های پشت بام مدرسه رفاه تا اعدام های کردستان.
حکومتی که هر آخوندی بخود حق فتوا می دهد وده ها نویسنده،شاعر ،مترجم زیرلوای این فتوا ها در جریان قتل های زنجیره ای کشته می شوند از" محمد مختاری تا میر اعلائی"
تمام پیکر این حکومت، این جمهوری غرق در خون است.خون زبان ها ی بریده شده وقلم های شکسته ای است آ که آزادی را فریاد زدند خمینی وجانشین بدتر از اوحکم برکشتن ،شکنجه وزندان آنان داد.دردا که ما نیزدر سال های طلائی شصت مهر تائید بر کارهای خمینی زدیم وبرای او" خط امام ” بخوان جاده امام ترسیم کردیم .قتل عام ها را لازمه هر انقلاب مردمی توجیه نمودیم وچشم براعدام ها بستیم ،چشم بر تمامی تبهکاری های نظام !چرا که هنوز مسئله اصلی مبارزه با امپریالیسم امریکا بود ونگاه فریبگرانه خمینی زیر عنوان حکومت مستضعفان .که نتبجه عملی آن لشگری ازافراد گوناگون از عقب مانده ترین لایه های فکری ومتعصب جامعه تا لات های چاله میدانی ابن الوقت ،فرصت طلبان در آمده در سیمای مبارزان عقیدتی که دسته عظیم رانت خواران،مفسدان اقتصادی ،اجتماعی را تشکیل می دهند.حکومتی بنا شده بر پایه دزدی وچپاول! بهشتی برای حکومتیان کم مایه و پر ادعا که سرنوشتی چنین تلخ را برای این ملت رقم زده است. حکومتی که جنگ را نعمت می داند .نعمتی که در سایه آن بر تمام نارسائی ها سرپوش نهاده می شود ومیلیارد ها ثروت کشور هزینه ساختن ادوات جنگی ،برنامه به اصطلاح انرژی هسته ای وکمک به نیابتی های تجمیع کرده در کشورهای دیگر می شود . حکومتی با چنین مشخصات باید که اصلی ترین مسئله اش سرکوب صدای معترضانی باشد که در مقابل این حکومت می ایستند! زندگی و آزادی در سایه یک حکومت مترقی سکولار ودموکراتیک را در خیابان ها فریاد می زنند.
فریادی که بهای آن نقد جان است وکشته شدن ده ها هزار جوان ونوجوان که تار مویشان به تمامیت این حکومت لعنتی جنایت کار می ارزد.اما درد وافسوس که سرازیر شدن میلیونی جوانان به خیابان ها که فاقد یک رهبری منسجم ، یک اپوزیسیون متحد و یک پارچه در برابر این حکومت باشد .نتیجه اش کشتار وحشیانه ده ها هزار نفری هفده وهجدهم دی ماه می شود .جنایتی سخت تکان دهنده ووحشتناک که کودکان دبستانی را از رفتن بمدرسه باز می دارد . اما دردناک تراز آن ،آن دسته از روشنفکران ،فعالان سیاسی ،احزاب وجریان هائی هستند که زیر عناوان مبارزه با امپریالیسم و تهاجم بیگانه چشم بر تمامی این جنایت ،سرکوب ،وضعیت اسفبار ملت وسفره های خالی آنها می بندند وهنوز انتظار معجزه ازاین امامزاده دارند .کسانی که از تقابل حکومت اسلامی با امریکا واسرائیل بوجد می آیند برای رهبر معلوم ونامعلوم آن نامه فدایت شوم می نویسند. دیدن پلشتی چپی که پرچم جمهوری اسلامی بر دست پیشاپیش راهپیمایان اربعین قدم بر می دارد ورهبر بزرکترین جریان چپ از برتری نظامی وکار آئی جمهوری اسلامی سخن می گوید.
نه! ایراد نگیرد که کار انفرادی چند چپ"البته رهبران چپ"را نه باید به کلیت نیرو ها وجریان های مخالف جمهوری اسلامی منتصب کرد .درست !اما چه باید کرد از چه کسی باید پرسید این کدام ذهنیت است که روزانه شاهد اعدام ها ودادن احکام سنگین به معترضان هست! حتی احکام باور نکردنی در مورد کسانی که تنها زبان به انتقاد ساده می گشایند! بی شرمانه اعدام می کند ،اموالشان را مصادر می نماید روز به روز قوانین سخت وسرکوب کننده تری را در مجلس وقوه قضائیه می گذراند ،طائب را بار دیگر بر راس نیروی سرکوبگر بسیج می نهد .آنوقت این اپوزیسیون از چنین اژدهای هفت سرتقاضای متوقف کردن اعدام ها می کند؟ دیدگاهی که گویا هنوز بر ظرفیت های پنهان شد جمهوری اسلامی آگاه است!
براستی با این مجوعه اپوزیسیون جمهوری اسلامی چه باید کرد ؟ نسل جدید امروز وآیندگان در مورد این افراد متوهم که هنوز توهم خود رانگاه تاثیر گذار در بین مر دم می دانند چه قضاوت کرده ومی کنند؟
افراد وجریان هائی که علم مخالفت بر دست دارند اما هرگز تمام قد وحتی نیم قد در برابر حکومت اسلامی نمی ایستند .بر وسعت وتوانائی صف اپوزیسیون نمی افزایند بل با عملکرد خود بر پراکندگی دامن می زنند وتاثیر منفی بر مبارزه مبارزان می نهد ! براستی با این جماعت چه باید کرد ؟ هیچ چاهی ژرف تر از چاه جهل و مداومت بر جهل خود نیست .ابوالفضل محققی
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!