رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 15 شهریور 1405 - Sunday, 6 September 2026

شورای انقلابی زنان، با هدفی چون "زدن زیر میزهای مردانه " بجای ..

شورای انقلابی زنان، با هدفی چون "زدن زیر میزهای مردانه " بجای ..

✅️من شخصاً هنوز اساسنامه، ساختار تشکیلاتی و برنامه‌های تفصیلی این شورا را ندیده‌ام و به همین دلیل ترجیح می‌دهم برای قضاوت نهایی منتظر انتشار اسناد و مواضع رسمی آن بمانم. با این حال، در فیلم معرفی شورا تعدادی از چهره‌ها را می‌شناسم؛  از جمله خانم گلرو، خانم سمانه، خانم نعیمه. متأسفانه نام دیگر فعالان را نمیدانم و در فیلم هم نیامده بود.
✅ا️ین موضوع برای من ناآشنا نیست. حدود ده سال با نهادهای زنان همکاری داشته‌ام، در پایه‌گذاری دو نهاد زنان نقش داشته‌ام و طبیعتاً در طول این سال‌ها دوستان و آشنایان بسیاری در میان فعالان حقوق زنان پیدا کرده‌ام. در مقطعی نیز در ارتباط با فعالیت‌های مسیح علی‌نژاد تلاش کردم تا آنجا که از دستم برمی‌آمد کمک‌رسان باشم. 
✅️پس از خیزش «زن، زندگی، آزادی» به‌تدریج از فعالیت در نهادهایی که با آنها همکاری داشتم فاصله گرفتم. دلیل اصلی این تصمیم نوعی دلسردی بود که در من نسبت به جهت‌گیری و شیوه فعالیت بخشی از نهادهای زنان خارج از کشور شکل گرفت.
من خود را یک لیبرال‌دموکرات مستقل می‌دانم و در مرحله کنونی از نقش شاهزاده رضا پهلوی در روند گذار از جمهوری اسلامی حمایت می‌کنم. 
✅️تجربه چندین ساله‌ام در همکاری با نهادهای زنان خارج از کشور مرا به این نتیجه رسانده است که بخش قابل توجهی از این نهادها، به جای تمرکز بر مسائل واقعی و ملموس زنان ایران، بیش از اندازه درگیر صف‌بندی‌ها، رقابت‌ها و سرگرمی‌های سیاسی و ایدئولوژیک شده‌اند. به باور من، رویکرد ملی در بسیاری از آنها کم‌رنگ است و در بیانیه‌ها، ادبیات و مواضعشان همچنان می‌توان تأثیر قابل توجه هژمونی فکری و سیاسی چپ را مشاهده کرد.
✅️این نقد البته به معنای نادیده گرفتن تلاش‌های ارزشمند فعالان حقوق زنان نیست. زنان ایران بیش از چهار دهه در خط مقدم مقابله با یکی از زن‌ستیزترین نظام‌های سیاسی معاصر ایستاده‌اند و بهای سنگینی نیز پرداخته‌اند. دقیقاً به همین دلیل انتظار من از نهادهایی که به نام زنان ایران فعالیت می‌کنند بسیار بیشتر است. 
✅️مسئله اصلی باید حقوق، آزادی، امنیت، برابری و کرامت زن ایرانی و در نهایت رهایی جامعه از نظامی باشد که تبعیض جنسیتی را به قانون، فرهنگ رسمی و ساختار حکومتی تبدیل کرده است.
✅️از فیلم معرفی این شورا چنین برداشت کردم که بخشی از انگیزه تشکیل آن، اعتراض به ساختارهای مردانه در فضای سیاسی اپوزیسیون است. خانم سمانه در این فیلم از تعبیر «زیر میز مردانه زدن» استفاده می‌کند. اصل این اعتراض را نمی‌توان نادرست دانست. سیاست ایران، چه در حکومت و چه در بخش‌هایی از اپوزیسیون، همچنان به‌شدت مردانه است و زنان حق دارند علیه حذف شدن، حاشیه‌نشینی و نادیده گرفته شدن صدای خود اعتراض کنند.
✅️اما پرسش مهم برای من این است که این اعتراض قرار است در نهایت به کدام سمت هدایت شود؟
اگر قرار باشد مبارزه با «میز مردانه» جای مبارزه با ساختار اصلی سرکوب را بگیرد، به گمان من اولویت‌ها جابه‌جا شده‌اند. مسئله بنیادی امروز ایران صرفاً حضور بیشتر یا کمتر مردان در اپوزیسیون نیست؛ مسئله اصلی نظام جمهوری اسلامی و ساختار ایدئولوژیکی است که بیش از چهار دهه زنان را به شهروندان درجه دوم تبدیل کرده و تبعیض علیه آنان را در قوانین و نهادهای کشور تثبیت کرده است.
✅️برخی از چهره‌های شناخته‌شده این شورا نیز منتقد یا مخالف پهلوی‌اند و درباره بعضی از آنان، از جمله خانم گلرو، این مواضع برای افکار عمومی ناشناخته نیست. مخالفت سیاسی البته حق هر فردی است و جامعه آزاد آینده ایران نیز دقیقاً باید بر پذیرش همین حق اختلاف استوار باشد. آنچه برای من اهمیت دارد این است که مخالفت با پهلوی، جمهوری‌خواهی، سلطنت‌طلبی یا هر هویت سیاسی دیگری جای مسئله اصلی امروز ایران را نگیرد.
✅️من تحولات کنونی ایران را در سطحی عمیق‌تر، رویارویی «ملت» با مفهوم ایدئولوژیک «امت» می‌بینم؛ رویارویی جامعه‌ای که می‌خواهد بر پایه هویت ملی، حقوق شهروندی، آزادی فردی، برابری زن و مرد و حاکمیت مردم زندگی کند، با نظامی که بیش از چهار دهه منافع یک ایدئولوژی فراملی و دینی را بر منافع ملت ایران مقدم دانسته است.
✅️از همین رو، اگر دوستان این شورا می‌خواهند «زیر میز» مناسبات نابرابر بزنند، امیدوارم پیش و بیش از هر چیز زیر میز همان ساختار «امت‌محور» و زن‌ستیزی بزنند که جمهوری اسلامی بر آن بنا شده است؛ ساختاری که نسل‌های پیشین جریان‌های سیاسی و فکری نیز، آگاهانه یا ناآگاهانه، در شکل‌گیری و استقرار آن سهم داشته‌اند.
✅️با وجود همه این نقدها و پرسش‌ها، من نمی‌خواهم پیش از دیدن اساسنامه، برنامه و عملکرد واقعی این شورا درباره آن حکم قطعی صادر کنم. باید به هر تشکل تازه‌ای فرصت داد تا خود را با عمل، مواضع روشن و نوع برخوردش با تکثر سیاسی جامعه ایران معرفی کند.
✅️اگر این شورا بتواند از مرزبندی‌های فرسوده ایدئولوژیک عبور کند، استقلال خود را از جناح‌بندی‌های سیاسی حفظ کند، مسئله زنان ایران را بر رقابت‌های گروهی مقدم بداند و خود را بخشی از مبارزه ملی برای آزادی، دموکراسی، سکولاریسم و برابری حقوقی بداند، شکل‌گیری آن را باید به فال نیک گرفت.
✅️من با وجود ملاحظات و نقدهایی که دارم، برای این دوستان آرزوی موفقیت می‌کنم و منتظر می‌مانم تا اساسنامه، برنامه‌ها و عملکرد عملی شورا را ببینم. قضاوت نهایی را نه بر اساس نام افراد، بلکه بر اساس آنچه این شورا در عمل انجام خواهد داد، باید شکل داد.

منبع

https://p.dw.com/p/5IxWP

 

 

◾️پی- نوشت 

دوستان در فیسبوک من زیر پست همین مقاله انتقاد کردند که از گدشته افراد با رویکردهای مشخص ساده گذشتم و ..... من یک پاسخ عمومی نوشتم که اینجا بازنشر میدهم

❗️احتمالاً ما اینجا برداشت‌های متفاوتی از شیوه نقد داریم. روش من داوری پیشینی نیست؛ حتی اگر در نهایت نظر دوستان صددرصد درست از آب درآید.
کاوش و پردازش صحنه، اساس هر نوع کنشگری است. میفهم وقتی گروهی اعلام موجودیت می‌کند، نمی‌توانیم وانمود کنیم که سابقه فعالیت، مواضع و کنشگری افراد حاضر در آن را نمی‌شناسیم، اما نقد در این مرحله باید تا حد ممکن بر ادعاها، گفته‌ها، نوشته‌ها و مواضع مشخص و قابل استناد در رابطه با گروه شکل گرفته و از این به بعد  استوار باشد.
نقد من بر دو محور متمرکز است: نخست، عدم موفقیت بسیاری از این نهادها در گذشته که به باور من بخشی از آن ناشی از سردرگمی در چگونگی پیوند جنبش زنان با جنبش ملی به علت هژمونی ایدئولوژی چپ یا فمینیستی بوده است؛ و دوم، شعارهایی که اکنون از سوی این جمع مطرح شد، از جمله همین عبارت «باید زیر میز مردان زد». 
نقاط آغاز نقد من اینجاست ؛ وگرنه داوری‌ها در رابطه با فعالیت گذشته افراد در این شروع، برخورد حرفه ای نيست.

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

هوشنگ اسدی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!