آیا هر جریان ملیگرای اروپایی را میتوان «راست افراطی» یا «نژادپرست» نامید؟ و در سوی مقابل، آیا هر آنچه با عنوان مبارزه با اسلامگرایی مطرح میشود، الزاماً از مهاجرستیزی فاصله دارد؟
هوشنگ اسدی در بخش چهارم این مناظره تلاش میکند میان این دو داوری سادهانگارانه مرز بگذارد.
او با اشاره به تجربه سوئد میگوید ایرانیان میتوانند در موضوعاتی مانند مقابله با اسلامگرایی، نفوذ جمهوری اسلامی و مراکز وابسته به حکومتهای دینی، با بخشهایی از جامعه و جریانهای سیاسی اروپا منافع و اهداف مشترک داشته باشند. اما این همکاری نباید به معنای پذیرش همه مواضع آنها در زمینه مهاجرت و پناهندگی تلقی شود.
اسدی همچنین میان برنامه رسمی یک حزب و گرایشهای موجود در بخشی از بدنه اجتماعی آن تمایز میگذارد و هشدار میدهد که مهاجرستیزی میتواند گاه در پوشش مبارزه با اسلامگرایی ظاهر شود.
برای ایرانیانی که خود از یک حکومت سرکوبگر گریختهاند، مسئله پیچیدهتر نیز هست؛ چگونه میتوان هم با اسلامگرایی سیاسی مقابله کرد و هم از حق پناهندگی کسانی دفاع کرد که فردا شاید برای گریز از زندان، شکنجه یا اعدام ناچار به ترک ایران شوند؟
مرز همکاری کجاست و از کجا باید گفت: «تا اینجا با شما همراهیم، از اینجا نه»؟
بخش چهارم مناظره:
«مبارزه با اسلامگرایی یا مهاجرستیزی؟ نژادپرستی یا میهنپرستی؟»
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.