رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 15 شهریور 1405 - Sunday, 6 September 2026

آیا تظاهرات علیه اسلام گرایی ( ۵ سپتامبر) ربطی به ایرانی‌ها و مبارزه آنان برای آزادی ایران دارد؟

آیا تظاهرات علیه اسلام گرایی ( ۵ سپتامبر) ربطی به ایرانی‌ها و مبارزه آنان برای آزادی ایران دارد؟

درروز ۵ سپتامبر 2026 \ روز پرچم  دانمارک \، یک  فراخوان  فیس‌بوکی، مردم را به تظاهراتی در کپنهاگ دعوت کرده است.  این تظاهرات ؛ تحت عنوان «راهپیمایی برای دانمارک» برگزار خواهد شد  هدف این راهپیمایی علیه «اسلامی شدن دانمارک» و برای «مهاجرت واقع‌بینانه» برگزار خواهد شد.

این رویداد فیسبوکی بیش از ۸۰۰ شرکت‌کننده و ۱۶۰۰ علاقه‌مند دارد و به طور گسترده به اشتراک گذاشته شده است.  تخمین زده می شود  که این می‌تواند به طور بالقوه بزرگترین تظاهرات ضد اسلام گرایی  در سال‌های اخیر باشد.

پاسخ آقاي سعيد خانلو به خانم ماركريت :
از اینکه دیدگاه خود را در نقد گفت‌وگوی من با جناب کیانوش مطرح کرده‌اید استقبال می‌کنم. اختلاف نظر سیاسی نه‌تنها طبیعی، بلکه لازمه همان فرهنگ دموکراتیکی است که هر دو می‌گوییم برای آن مبارزه می‌کنیم.
اما اگر قرار است نقدی جدی صورت بگیرد، انتظار دارم مواضعی که واقعاً بیان کرده‌ام نقد شوند، نه مواضعی که به من نسبت داده می‌شوند.
من در آن مصاحبه نگفتم که مبارزه با نفوذ جمهوری اسلامی در اروپا «ربطی به ایران ندارد».
نگفتم که ایرانیان نباید در جامعه دانمارک فعال باشند.
نگفتم که مقابله با اسلام‌گرایی سیاسی اشتباه است.
و نگفتم که پرچم شیر و خورشید یا تصویر شاهزاده رضا پهلوی «اجازه» حضور در تظاهرات را ندارند.
بنابراین وقتی نقد بر پایه چنین برداشت‌هایی بنا می‌شود و سپس از «منطق سست»، «تحریف آگاهانه» و کسانی که گویا ائتلاف‌ها را تخریب می‌کنند سخن گفته می‌شود، بحث از نقد استدلال فاصله می‌گیرد.
موضع واقعی من بسیار ساده‌تر و روشن‌تر است:
من معتقدم باید با جمهوری اسلامی، شبکه‌های نفوذ آن، اسلام‌گرایی سیاسی و هر ایدئولوژی تمامیت‌خواهی که بخواهد دین را بر قانون و جامعه تحمیل کند، قاطعانه مقابله کرد.
اما همزمان معتقدم که مبارزه آزادی‌خواهانه مردم ایران نباید به مجموعه کامل دستورکار سیاسی هیچ جریان خاصی در چپ یا راست اروپا گره زده شود.
این دو گزاره هیچ تناقضی با یکدیگر ندارند.
یکی دیگر از برگزارکنندگان ۵ سپتامبر نیز به‌صراحت اعلام کرده بود که این تجمع «هیچ ارتباطی با شاهزاده رضا پهلوی یا شکل آینده حکومت ایران ندارد» و ایرانیان حاضر در آن، به‌عنوان شهروندان دانمارک در یک موضوع مربوط به دانمارک شرکت می‌کنند.
من این توضیح را پذیرفتم و به آن احترام گذاشتم.
اما شما اکنون استدلال می‌کنید که ۵ سپتامبر بخشی از همان مبارزه برای ایران آزاد و گسترش آن به جامعه دانمارک است.
این دقیقاً همان مرزی است که من درباره آن پرسش مطرح کرده‌ام.
اگر این تجمع درباره سیاست داخلی دانمارک است، طبیعتاً هر شهروند دانمارکی آزاد است در آن شرکت کند یا نکند.
اما اگر قرار است این تجمع به نام مبارزه مردم ایران، جنبش پادشاهی‌خواهی یا شاهزاده رضا پهلوی نیز معرفی شود، آن‌وقت کاملاً مشروع است که بپرسیم:
کدام بخش از دستورکار آن واقعاً بخشی از مبارزه مشترک ما برای ایران است و کدام بخش متعلق به سیاست داخلی دانمارک است؟
مبارزه با جمهوری اسلامی یک چیز است.
بحث درباره مهاجرت، پناهندگی، رمگریشن و دیگر سیاست‌های داخلی دانمارک چیز دیگری است.
ممکن است میان برخی از این موضوعات ارتباط وجود داشته باشد، اما ارتباط به معنای یکی بودن نیست.
و این تفاوت بسیار مهم است.
در مورد مسلمانان نیز باید همین دقت را داشته باشیم.
من شخصاً مذهبی نیستم، شریعت اسلامی را به‌عنوان مبنای حکومت و قانون‌گذاری کاملاً رد می‌کنم و معتقدم تجربه جمهوری اسلامی یکی از روشن‌ترین نمونه‌های خطر آمیختن دین و قدرت سیاسی است.
اما مبارزه با اسلام سیاسی نباید تبدیل به قضاوت جمعی درباره مسلمانان شود.
شاهزاده رضا پهلوی نیز دقیقاً بر همین تمایز تأکید کرده است: نقد اسلام رادیکال، اسلام‌هراسی نیست؛ اما در عین حال میلیون‌ها مسلمان در جهان وجود دارند که رادیکال نیستند و قصد تحمیل باورهای خود بر دیگران را ندارند.
تضمین یک جامعه آزاد، برابری شهروندان در برابر قانون و آزادی عقیده، بیان، مذهب و اندیشه است.
این همان سکولاریسمی است که من از آن دفاع می‌کنم:
دین نباید بر دولت حکومت کند، اما دولت نیز نباید بر وجدان و باور انسان‌ها حکومت کند.
در مورد مقایسه با فلسطین نیز جالب است که نوشته شما در واقع بخشی از نکته‌ای را که من مطرح کردم تأیید می‌کند.
شما می‌نویسید حمایت گسترده از فلسطین حاصل سال‌ها کار رسانه‌ای و شبکه‌سازی بوده است.
دقیقاً.
پرسش من نیز همین بود:
چرا ما ایرانیان نتوانسته‌ایم به همان اندازه مبارزه مردم ایران را از جامعه ایرانی فراتر ببریم و حمایت شهروندان عادی، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، سازمان‌های مدنی و نیروهای سیاسی مختلف را جلب کنیم؟
این سؤال «فرافکنی» نیست.
این یک پرسش استراتژیک است که اگر واقعاً به موفقیت جنبش اهمیت می‌دهیم، باید جرأت مطرح کردنش را داشته باشیم.
و پاسخ من این نیست که باید از جامعه دانمارک یا اروپا فاصله بگیریم.
دقیقاً برعکس.
ما معتقدیم مبارزه مردم ایران باید بسیار بیشتر از محدوده جامعه ایرانی فراتر برود. به همین دلیل، به‌طور مستمر و جدی در سطح دانمارک و اروپا برای ایجاد ارتباط با سیاستمداران غیرایرانی، احزاب، سازمان‌ها، نهادهای مدنی، رسانه‌ها و دیگر تصمیم‌گیران و تأثیرگذاران تلاش می‌کنیم.
این فقط یک شعار نیست؛ بخش مهمی از فعالیت واقعی ماست.
ما در عمل بخشی از کار خود را به لابی‌گری سیاسی و دیپلماسی مدنی اختصاص داده‌ایم: دیدار و گفت‌وگو با سیاستمداران و تصمیم‌گیران، ارائه اطلاعات و مستندات، ایجاد شبکه، جلب حمایت سیاسی و تلاش برای اینکه صدای مردم ایران به کسانی برسد که می‌توانند بر سیاست و افکار عمومی در دانمارک و اروپا تأثیر بگذارند.
طبیعتاً همه این فعالیت‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر نمی‌شوند و اصولاً هم نباید منتشر شوند.
ما صرفاً یک صفحه شبکه اجتماعی نیستیم؛ ما یک تشکل سیاسی هستیم.
شبکه‌های اجتماعی یکی از ابزارهای فعالیت ما هستند، نه تمام آن.
بسیاری از ارتباطات، جلسات، رایزنی‌ها و تلاش‌های سیاسی زمانی مؤثر هستند که با حرفه‌ای‌گری، اعتماد و گاهی دور از فضای عمومی انجام شوند. بنابراین نمی‌توان صرفاً با نگاه کردن به فیسبوک یا اینستاگرام درباره میزان ارتباط یک تشکل با جامعه سیاسی و مدنی دانمارک و اروپا قضاوت کرد.
هدف ما دقیقاً این است که مسئله ایران فقط میان ایرانیان نچرخد.
می‌خواهیم سیاستمدار دانمارکی، نماینده پارلمان، روزنامه‌نگار، سازمان مدنی، دانشگاهی و شهروند عادی غیرایرانی نیز بداند در ایران چه می‌گذرد و چرا آزادی ایران فقط مسئله ایرانیان نیست.
اما اینجا یک تفاوت اساسی وجود دارد:
بین‌المللی کردن مبارزه ایران به معنای وابسته کردن آن به دستورکار سیاسی یک جناح خاص در اروپا نیست.
برعکس، اگر کار ما موفق باشد، باید بتوانیم برای آزادی ایران در سراسر طیف دموکراتیک حمایت ایجاد کنیم؛ از محافظه‌کار و لیبرال گرفته تا سوسیال‌دموکرات، سبز و چپ دموکراتیک.
آزادی ایران نباید ملک سیاسی چپ یا راست اروپا شود.
این همان شبکه‌سازی و ائتلاف‌سازی گسترده‌ای است که من از آن دفاع می‌کنم.
و دقیقاً به همین دلیل، مخالفت با یک ائتلاف مشخص را نمی‌توان به معنای مخالفت با ائتلاف‌سازی یا ارتباط با جامعه میزبان دانست.
در نهایت شاید مهم‌ترین نکته همین باشد:
من اختلاف نظر میان خودمان را تهدید نمی‌بینم.
شما حق دارید با استراتژی من مخالف باشید و من نیز حق دارم با استراتژی شما مخالف باشم.
اما مخالفت با یک ائتلاف مشخص، مخالفت با مبارزه نیست.
پرسش درباره یک استراتژی، «محدود کردن میدان مبارزه» نیست.
و نقد یک تصمیم سیاسی، «تخریب» نیست.
اگر واقعاً برای یک ایران دموکراتیک و پلورال مبارزه می‌کنیم، باید از همین امروز توانایی تحمل اختلاف نظر را در خودمان ایجاد کنیم.
اگر امروز، زمانی که هنوز قدرت سیاسی در دست ما نیست، نتوانیم اختلاف نظر یکدیگر را تحمل کنیم، چگونه می‌خواهیم فردا یک ایران دموکراتیک و پلورال بسازیم؟
من همچنان بر همان اصلی می‌ایستم که در گفت‌وگو با کیانوش مطرح کردم:
دشمن ما یکدیگر نیستیم.
دشمن ما جمهوری اسلامی و تمامیت‌خواهی است.
ما لازم نیست درباره سیاست دانمارک، چپ و راست، مهاجرت، اقتصاد، دین یا حتی شکل نهایی حکومت آینده ایران در همه چیز با یکدیگر هم‌نظر باشیم.
دموکراسی دقیقاً برای مدیریت همین اختلاف‌هاست.
اما باید بتوانیم بر سر چیزی بسیار بزرگ‌تر از اختلافات خود کنار یکدیگر بایستیم:
ایران آزاد.
ایران سکولار.
ایران دموکراتیک.
ایران برای همه ایرانیان.
ایران بزرگ‌تر از اختلافات ماست.


نقد خانم مارگريت به  آقاي سعيد خانلو
ادعاهایی که اخیراً درباره تظاهرات ۵ سپتامبر مطرح شده، بیش از آنکه نقد باشد، تلاش برای محدود کردن میدان مبارزه است. این ادعاها را باید دقیق خواند، چون منطق‌شان سست و پیامدشان خطرناک است.
🛑اولین ادعا این است که تظاهرات ۵ سپتامبر ربطی به ایرانی‌های دانمارک و مبارزه برای آزادی ایران ندارد. این حرف یا از بی‌اطلاعی می‌آید یا از تمایل به جدا نگه داشتن دو جبهه‌ای که در واقعیت به هم وصل‌اند. تظاهرات ۵ سپتامبر درباره دفاع از دانمارک سکولار است: جدایی دین از سیاست، اولویت قانون مدنی، و مخالفت با نفوذ سیاسی مذهب. همین اصول دقیقاً همان چیزهایی هستند که جمهوری اسلامی در ایران نابود کرده و در خارج از ایران هم از طریق پول، نهادسازی و شبکه نفوذ پیش می‌برد. وقتی مسجد امام علی در کپنهاگ برنامه‌های بزرگی مانند عاشورا را با حضور حدود ۱۸ هزار نفر برگزار می‌کند، این دیگر یک مراسم صرفاً مذهبی نیست؛ بخشی از همان پروژه‌ای است که دین را به ابزار قدرت و هویت موازی تبدیل می‌کند. انکار این پیوند، پاک کردن صورت‌مسئله است.
🛑ادعای دوم این است که قرار است عکس شاهزاده و پرچم شیر و خورشید محور برنامه باشد و «اجازه ندارند». این روایت با فراخوان رسمی تظاهرات هم‌خوانی ندارد. فراخوان روشن است: مردم با پرچم دانمارک می‌آیند تا کپنهاگ را قرمز و سفید کنند. سخنران اول (Erik ve Margrit) و دیگر سخنرانان اصلی برنامه نیز مشخص است. خلط کردن احتمال حضور نمادهای ایرانی با مصادره کل تظاهرات، یک تحریف آگاهانه است. نماد ملی ایران دشمن دانمارک سکولار نیست. آنچه دشمن هر دو است، حکومت دین‌سالار و پروژه اسلام سیاسی است.
🛑ادعای سوم، که ایرانی‌ها فقط میان خودشان حرف می‌زنند و مسائل ایران را به مسائل جهانی وصل نمی‌کنند و در اطلاع رسانی ضعیف هستند که دقیقاً برعکس واقعیت فعالیت جاری است (البته این نظر و ادعا به سازمان شیروخوزشید و یا FSDI ربطی ندارد). در ضمن کسانی که این ادعا را مطرح می‌کنند، در عمل همان کسانی هستند که هر تلاشی برای ایجاد این پیوند را تخریب می‌کنند. مبارزه با جمهوری اسلامی فقط مسئله تهران نیست؛ بخشی از تقابل با جریانی است که با پول نفت، در جوامع غیر اسلامی هم نهاد می‌سازد، روایت می‌سازد و قانون سکولار را هدف می‌گیرد. اگر کسی هنوز این اتصال را نمی‌بیند، مشکل از میدان مبارزه نیست؛ از زاویه دید اوست.
🛑و اما مقایسه با حمایت از فلسطین. این مقایسه بیش از آنکه توضیح باشد، فرافکنی است. حمایت گسترده از یک روایت، محصول سال‌ها کار رسانه‌ای، شبکه‌سازی و ساده‌سازی اخلاقی بوده است. ایرانی‌ها اگر امروز در اتصال دادن سرکوب داخل ایران به نفوذ اسلام سیاسی در اروپا تأخیر داشته‌اند، دلیلش این نیست که نباید این کار را بکنند. دلیلش این است که عده‌ای مدام سعی کرده‌اند هر ائتلاف و هر میدان مشترک را با برچسب «بی‌ربط» یا «افراطی» خراب کنند. نتیجه این رویکرد، ایزوله ماندن است؛ نه هوشمندی سیاسی.
واقعیت ساده است:�جمهوری اسلامی در ایران آزادی را نابود می‌کند و در خارج از ایران برای تضعیف جوامع سکولار هزینه می‌کند. تظاهرات ۵ سپتامبر یکی از میدان‌هایی است که این واقعیت را به زبان دانمارکی و در قلب کپنهاگ بیان می‌کند. شرکت در آن، نه فاصله گرفتن از مبارزه برای ایران آزاد، بلکه گسترش همان مبارزه به جایی است که باید دیده شود.
ایرانی‌هایی که می‌خواهند صدایشان فقط میان خودشان نپیچد، باید در میدان‌هایی حاضر شوند که این صدا به جامعه میزبان هم برسد. ۵ سپتامبر یکی از همان میدان‌هاست.
به امید دیدار هم میهنان گرامی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

هوشنگ اسدی
هوشنگ اسدی

من طبعا در مورد موقعیت هموطنان مبارز و پشتیبان شاهزاده در رابطه با اوضاع دانمارک کم اطلاع هستم . از نوشتار دو گرامی در بالا بسیار خرسند شدم که هر دو سنجیده و با احترام به محتوای سياسی نطرات همدیگر برخورد کردند . یک چنین ایرانی آرزویم است که اینگونه متمدانه گفتمانی را داشته باشید.

پ., 27.08.2026 - 20:44 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

مهناز دانمارک :

هر دو شما واقعاً خوب نقد می‌کنید. آقای خانلو، بسیار خوب و روشن توضیح دادید. امیدوارم این موضوع را هر دو گروه در ائتلاف نیز رعایت کنند.
من با تجمع ۵ سپتامبر مخالف نیستم و به‌عنوان یک ایرانی‌دانمارکی در آن شرکت می‌کنم. در عین حال، برای من مهم است که ریشه و هویت ایرانی‌ام را نیز کاملاً نشان بدهم. من ایرانی هستم که در جوانی به دانمارک آمدم و ایرانِ پادشاهی‌خواه، با حکومتی سکولار، دموکراسی، آزادی بیان، آزادی عقیده و برابری برای همه می‌خواهم.
سال‌هاست که یک‌تنه در دانمارک برای این آرمان مبارزه کرده‌ام و همیشه نماد شیر و خورشید را بر تن داشته‌ام؛ حتی در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» نیز در میان گروه‌های چپ با همین نماد حضور پیدا کردم.
دلیل حضور و حمایت من از ۵ سپتامبر، مسلمان‌ستیزی نیست. من با اسلام‌گرایی مخالفم، اما نمی‌توانم از همه مسلمانان بیزار باشم؛ اعضای خانواده خود من، از جمله خواهر، پدر و مادرم، مسلمان هستند. مسئله من اسلام‌گرایی و ایدئولوژی اسلامی است، نه انسان‌های مسلمان. معتقدم باید در برابر اسلام‌گرایی و افراط‌گرایی، در کنار یکدیگر بایستیم؛ همان‌طور که امروز در برخی کشورهای اروپایی، از جمله آلمان و انگلیس، شاهد چالش‌های جدی آن هستیم.
من دانمارک آزاد و امن می‌خواهم؛ کشوری که فرزندانم بتوانند با آرامش در آن زندگی کنند، نه اینکه روزی مجبور باشند از تروریسم و افراط‌گرایی بترسند.
آقای خانلو و بانو مارگاریت، ما می‌توانیم در بعضی مسائل با یکدیگر اختلاف نظر داشته باشیم، اما همزمان قبول کنیم که به یکدیگر احترام می‌گذاریم. گاهی یک جمله می‌تواند هزار برداشت و هزار پیامد داشته باشد؛ بنابراین باید در انتخاب کلمات، به‌خصوص در تجمعات، بسیار دقت کنیم. ما باید کنار یکدیگر باشیم، نه روبه‌روی یکدیگر.
ما هم‌وطن هستیم. همه ما پادشاهی‌خواه و عاشق ایران و خاندان پهلوی هستیم. باید طوری رفتار کنیم که منِ شرکت‌کننده و دیگر هم‌وطنانمان با انرژی و انگیزه به تجمع بیاییم و دوباره در کنار هم بایستیم.
برای من فرقی ندارد چه کسی فراخوان می‌دهد. در جریان «زن، زندگی، آزادی» هم در کنار مردم بودم. امروز نیز معتقدم باید از توان تک‌تک ما برای رسیدن به آزادی استفاده کنیم، نه اینکه با یکدیگر رقابت کنیم.
لازم نیست همیشه با هم هم‌نظر باشیم؛ اما باید با هم برابر، همکار و هم‌وطن باشیم.
چه خوب که شما در یک شاخه فعالیت می‌کنید و بانو مارگاریت در شاخه‌ای دیگر؛ اما هر دو شاخه متعلق به یک درخت هستید: درخت آزادی و ایران پادشاهی. اگر به جای شکستن شاخه‌های یکدیگر، به رشد این درخت کمک کنیم، می‌توانیم شاهد شکوفایی دوباره ایران باشیم.
من ۵ سپتامبر می‌آیم؛ با انرژی، با نماد شیر و خورشید بر تن و با امید به اینکه این بار، همه در کنار هم برای دانمارک .

پ., 27.08.2026 - 20:44 پیوند ثابت