از هوش مصنوعي پرسيدم : در مورد سایت ایران گلوبال چه می دانید؟
او پاسخ داد:
حتماً. من منابع خودِ ایرانگلوبال را بررسی کردم و یک نکته مهم روشن شد: برای نوشتن تاریخچه، بهتر است میان «تاریخچه مستند سایت» و برداشتها و ارزیابیهای سیاسی درباره آن تفکیک کنیم. بر اساس آرشیو خود سایت، میتوان این تصویر را ارائه کرد.
ایرانگلوبال؛ از «فرهنگ گفتگو» تا یک رسانه سیاسی ایرانی
ایرانگلوبال را نمیتوان صرفاً یک سایت خبری دانست. ریشههای آن به پروژهای قدیمیتر با عنوان «فرهنگ گفتگو» برمیگردد؛ پروژهای که در فضای اینترنتی و اتاقهای گفتوگوی پالتاک شکل گرفت و هدف اصلی آن ایجاد فضایی برای برخورد دیدگاههای مختلف سیاسی و فرهنگی ایرانیان بود. در اسناد تاریخی منتشرشده در خود سایت، آغاز اتاق «فرهنگ گفتگو» به سال ۲۰۰۱ و تأسیس سایت به دسامبر ۲۰۰۴ نسبت داده شده است.
۱. ایده اولیه: شکستن دیوارهای سیاسی
در سالهای نخست، فضای سیاسی ایرانیان خارج از کشور بهشدت تحت تأثیر مرزبندیهای قدیمی بود: چپ و راست، جمهوریخواه و مشروطهخواه، اکثریت و اقلیت، مجاهد و مخالف مجاهد و دهها خطکشی دیگر.
در یکی از نوشتههای آرشیوی، کیانوش توکلی درباره تجربه «فرهنگ گفتگو» توضیح میدهد که در اتاقهای آن دوره، پیش از آنکه درباره موضوع اصلی بحث شود، معمولاً ابتدا میپرسیدند فرد به کدام جریان سیاسی تعلق دارد. به گفته او، یکی از انگیزههای ایجاد «فرهنگ گفتگو» شکستن همین مرزبندیها بود.
این نکته برای فهم فلسفه اولیه ایرانگلوبال مهم است:
قرار نبود ابتدا هویت سیاسی فرد تعیین شود و بعد اجازه سخن گفتن پیدا کند؛ قرار بود ابتدا حرف او شنیده شود.
۲. تولد سایت ایرانگلوبال
طبق تاریخچهای که خود سایت منتشر کرده، سایت در ابتدا در چارچوب مجموعه اینترنتی «فرهنگ گفتگو» شکل گرفت و نام «فرهنگ گفتگو» را داشت، در حالی که آدرس اینترنتی ایرانگلوبال بود. بعدها با گسترش فعالیتها، نام ایرانگلوبال تثبیت شد.
در یک «مانیفست موقت» قدیمی نیز آمده است که اتاق پالتاکی «فرهنگ گفتگو» در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت و سایت در دسامبر ۲۰۰۴ تأسیس شد. همان متن، هدف اولیه را مقابله با سانسور و ایجاد فضای گفتوگوی آزاد در اینترنت فارسی توصیف میکند.
۳. «فرهنگ گفتگو» فقط یک نام نبود
این بخش از تاریخ ایرانگلوبال به نظرم بسیار مهم است.
در معرفی رسمی سایت، «فرهنگ گفتگو» به عنوان فضایی برای تبادل فکری، برخورد اندیشهها و تقویت ظرفیت تحمل نظر مخالف معرفی شده است. طبق همان معرفی، در طول سالها صدها سخنران در موضوعات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و اقتصادی در این اتاقها شرکت کردهاند و بخش زیادی از برنامهها ضبط و در آرشیو سایت نگهداری شده است.
آرشیو سایت نیز نشان میدهد که موضوعات این گفتگوها بسیار متنوع بودهاند؛ از انتخابات و اصلاحات سیاسی تا بحران هستهای، رابطه ایران و آمریکا، مسائل قومی و ملی و تحولات خاورمیانه.
حتی در یک برنامه در سال ۲۰۱۰، گزارش شده که حدود صد نفر در اتاق حضور داشتند و برنامه شش ساعت ادامه پیدا کرد.
بنابراین، «فرهنگ گفتگو» را میتوان یکی از تجربههای اولیه گفتوگوی سیاسی آنلاین میان ایرانیان خارج از کشور دانست.
۴. خطمشی اعلامشده ایرانگلوبال
در صفحه رسمی «درباره ما»، ایرانگلوبال خود را یک سایت خبری ـ تحلیلی معرفی میکند که وابسته به هیچ حزب یا گروهی نیست و بر همگرایی نیروهای سکولار ایرانی برای حقوق بشر و دموکراسی تأکید دارد. همان صفحه همچنین موضع سایت علیه نژادپرستی و تحریک دشمنی قومی و ملی را توضیح میدهد.
نکته دیگری که در سیاست اعلامشده سایت دیده میشود، تفکیک میان مطلب نویسنده و موضع رسمی سایت است. در بسیاری از مطالب آرشیوی نیز صراحتاً آمده که دیدگاه نویسنده لزوماً دیدگاه ایرانگلوبال نیست.
این موضوع برای یک رسانه چندصدایی اهمیت زیادی دارد.
۵. اما ایرانگلوبال بدون منتقد هم نبوده است
اگر بخواهیم تاریخ ایرانگلوبال را جدی و منصفانه بنویسیم، نباید فقط روایت مدیران و موافقان سایت را نقل کنیم.
در آرشیو خود سایت، نقدهای جدی درباره شیوه مدیریت، نحوه انتشار مطالب، مسائل قومی و کیفیت گفتوگوها نیز دیده میشود. برای مثال، در سال ۲۰۱۶ مقالهای درباره مدیریت سایت منتشر شد که در آن درباره تغییر ساختار مدیریت ایرانگلوبال از «مدیریت جمعی» به «مدیریت فردی» بحث شده است.
همچنین در سال ۲۰۱۳ بحثی درباره رابطه ایرانگلوبال با اتاق پالتاکی «فرهنگ گفتگو» شکل گرفت. در پاسخ به این بحث، تأکید شد که این دو از نظر سازمانی جدا هستند و ارتباطشان عمدتاً از طریق حضور کیانوش توکلی و انتشار و تبلیغ فایلهای صوتی اتاق در سایت بوده است.
این اختلافات بخشی از تاریخ واقعی سایت هستند و حذف آنها تصویر کاملی از ایرانگلوبال به دست نمیدهد.
یک ویژگی مهم: ایرانگلوبال بهعنوان «آرشیو اختلافات سیاسی ایرانیان»
به نظر من، بعد از بیش از دو دهه، اهمیت ایرانگلوبال فقط در تعداد مطالب یا میزان بازدید آن نیست.
آرشیو ایرانگلوبال بخشی از تاریخ گفتوگوها، اختلافات و تغییرات فکری اپوزیسیون ایران در فضای اینترنتی است.
در این آرشیو میتوان دید که موضوعات مورد اختلاف ایرانیان در سالهای مختلف چه بودهاند؛ از مسئله اصلاحات و انتخابات گرفته تا جمهوریخواهی و مشروطهخواهی، مسائل قومی، رابطه ایران و غرب، پرونده هستهای، جنگهای منطقهای و دهها موضوع دیگر.
و اینجا به بحث قبلی خودمان میرسیم.
پارادوکس ایرانگلوبال
ایرانگلوبال از یک سو با ایده فرهنگ گفتگو متولد شد؛ یعنی تلاش برای شکستن مرزبندیهای قدیمی.
اما از سوی دیگر، خود سایت در طول سالها تبدیل به محل برخورد همان اختلافات و مرزبندیها شد.
شاید این یک شکست نباشد؛ بلکه بخشی از واقعیت یک رسانه چندصدایی است.
وقتی همه اجازه حرف زدن داشته باشند، اختلاف هم دیده خواهد شد.
مسئله اصلی این نیست که اختلاف وجود نداشته باشد؛ مسئله این است که آیا میتوان اختلاف را بدون حذف، توهین و تسویهحساب مدیریت کرد؟
و این دقیقاً همان نقطهای است که مقالهای که قبلاً با هم نوشتیم درباره «وقتی تسویهحساب جای سیاست را میگیرد» میتواند معنای عمیقتری پیدا کند.
جمعبندی
اگر بخواهم ایرانگلوبال را در یک جمله توصیف کنم:
ایرانگلوبال محصول تلاش برای ایجاد یک فضای گفتوگوی چندصدایی در میان ایرانیان خارج از کشور بود؛ اما تاریخ آن، همزمان تاریخ کشمکشهای سیاسی، فکری و هویتی همان جامعه نیز هست.
به همین دلیل، شاید امروز یکی از کارهای ارزشمند، بازخوانی تاریخ ایرانگلوبال از سال ۲۰۰۱ تا امروز باشد؛ نه برای تعریف و تمجید از گذشته، بلکه برای اینکه ببینیم در طول حدود ۲۵ سال، نگاه نیروهای سیاسی ایرانی چگونه تغییر کرده است.
اگر بخواهید، مرحله بعد را میتوانیم خیلی جذابتر انجام دهیم:
یک «تاریخچه مستند ایرانگلوبال ۲۰۰۱–۲۰۲۶» تهیه کنیم، سالبهسال، همراه با اسناد و لینکهای آرشیوی؛ و
نقش شخص شما در شکلگیری «فرهنگ گفتگو» و ایرانگلوبال را نیز جداگانه و بدون تبلیغات بررسی کنیم.
سپاس گذارم
خواهش میکنم کیانوش عزیز 🌹
از گفتوگو با شما خوشحالم. هر زمان خواستید، میتوانیم تاریخچه ایرانگلوبال و «فرهنگ گفتگو» را با اسناد و آرشیوهای قدیمی، دقیقتر بازسازی کنیم.
پاینده باشید و شب خوبی داشته باشید. 🌙
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!
دیدگاهها
بزرگترین ایراد سایت در گذشته.
بزرگترین ایراد سایت در گذشته.
نمیخوام در مورد محاسن این سایت بنویسم چرا که نیازی به گفتن نداره همه میدونیم. اما کج فهمی در مورد مفهوم آزادی بیان و دمکراسی باعث شد که این سایت چیزی نزدیک به 15 سال از حیات موثر خودش در تاثیر گذاری بر مسائل روز که به ایران مربوط میشد رو از دست بده. سایت با کج فهمی از مفهوم حقوق بشر، دمکراسی و آزادی بیان در یک بازه شاید 20 ساله حیات موثرش رو از دست داد. اگر در شروع کار و آتش هنوز تند مخالفان پادشاهی یک ده سال را بتوانیم فرصت دهیم تا این مفهوم نزد آن ها جا بیافتد، اما بقیه ده تا پانزده سال این سایت میتوانست حضوری بسیار موثرتر در صحنه سیاسی اپوزیسیون داشته باشد. در مورد آن ده سال، باز بجز من و شاید یکی دو نفر دیگر که جمهوریخواه نبودیم، بقیه نه درکی از مفهوم دمکراسی داشتند و نه آزادی بیان. شاید بی انصافی باشد این سخن من. آنها از دمکراسی و حقوق بشر و آزادی بیان درک داشتند اما اهمیت نمیدادند. از دیگر پادشاهیخواهان چیزی نمی گویم زیرا آنها قدم شان را به این سایت نمی گذاشتند. از آن بدتر مباحث را حتا درک نمی کردند. راحت بگویم کسانی که حرفی برای گفتن داشته باشند هم در میان ما پادشاهی خواهان انگشت شمار بود که سایت های خودشان را داشتند. بندرت من به یک پادشاهیخواه بر میخوردم که سیاست را بفهمد. اگر بخواهم مقایسه کنم از میان چریک های فدایی و توده ای ها از هر 100 نفر 90 نفرشان اهل مطالعه بودند و سیاست را می فهمیدند هرچند اکثریت شان باز آنچه را می فهمیدند استفاده درستی از آن نمی کردند و این بر میگشت به این که به آزادی بیان، حقوق بشر و دمکراسی اهمیت لازم را نمیدادند. آن ها در مقابل بحث های مجرد سیاسی معمولا سکوت می کردند. آن 10 درصد از این چپ ها قوم گرا بودند و همین ده درصد از نقطه ضعف آن 90 درصد سوء استفاده میکردند و اینجا جولان های بسیار میدادند که باعث هدر رفتن وقت مفید آن 15 سال عمر سایت شد. نقطه ضعف آن 90 درصد کج فهمی شان از دمکراسی و حقوق بشر و آزادی بیان بود. اینجا قوم گرایان از این نقطه ضعف استفاده کرده و سالها نفرت پراکنی قومی کردند و بحث های مهم گذار از رژیم اسلامی را به حاشیه بردند و صدا از این 90 درصد در نیامد. من ناچار شدم عفت کلام و قلم را کنار بگذارم و به فحش های چاله میدانی متوسل شوم تا بلکه این 90 درصد بیدار شوند. بارها به نویسندگان سایت تاختم که چرا سکوت می کنند؟ و بهانه این بود که نباید با این ها دهن به دهن گذاشت. بله بر سر یک تنه خوردن در خیابان نباید با کسی دهن به دهن گذاشت اما کسانی که با نقشه جلو می آیند تا تاثیر سایت بر تحلیل های سیاسی برای گذار را ناکار کنند باید با آنها دهن به دهن گذاشت و خیش شان را به رویشان آورد و از آن بهتر درب سایت را به روی شان بست. بحث قومی با دوستان کرد داشتیم نزدیک به یک سال. هرکس نتیجه خود را گرفت و به مسائل دیگر پرداخته شد بجز تعدادی نفرت پراکن ترک زبان که همه این 15 سال در اینجا مجال یافتند تا بحث ها را به بیراهه ببرند. آن 90 درصد با سکوت شان در به هدر رفتن حیات سیاسی موثر این سایت گناهی نا بخشودنی دارند که اعتراض نکردند.
از زمانی که آن درصد نفرت پراکن وجود نحس شان را از این سایت بیرون بردند کاربران سایت بیشتر شدند.
Nader Golpa
Nader Golpa
من که از دور از گذشته تا به امروز این رسانه را دنبال کردم از امروزش بسیار راضی تر و ارزشمند تر از گذشته است در گذشته من شخصا گلوبال را یک رسانه چپ میدیم و تمام نقظه نظر های چپ ها را دنبال میکرد اما امروز خوشبختانه داره با جامعه روز حرکت میکنه و این بسیار ارزشمنده درود بر شما جناب توکلی و خسته نباشید از این تلاش چندین ساله تون !
Navid Farzan
Navid Farzan
·
شنیده بودم هوش مصنوعی جوابش میتونه جانب دارانه نسبت به سوال کننده و نوع سئوال باشد. نمیدونم کدام هوش مصنوعی بوده ولی هیچ اشاره ای به گرایش تجزیه طلبانه و چپ سکتاریستی سایت در ان سالها نکرده. من از چتجیبیتی سئوال کردم این جوابش بود:
ایا در گذشته یعنی بیست سال پیش گرایشات تجزیه طلبانه و چپ سکتاریستی در این سایت پیشتر حاکم نبود؟
بله، شواهد آرشیوی نشان میدهد که حدود ۲۰ سال پیش، در سالهای نخست فعالیت ایرانگلوبال، گرایشهای چپ، جمهوریخواهانه و مطالب مربوط به هویتهای قومی/ملی در آن بسیار پررنگ بودند. اما اگر بخواهیم دقیق باشیم، من نمیتوانم بر اساس شواهد موجود بگویم که «سایت رسماً تجزیهطلب بود». تفاوت مهمی میان خط رسمی سایت و جریانهایی که امکان انتشار گسترده پیدا میکردند وجود دارد.
چند نکته مهم:
خود کیانوش توکلی در سال ۲۰۲۴، هنگام بیستمین سالگرد تأسیس سایت، نوشته که در سال ۲۰۰۴ «اکثر سایتها و رسانهها تنها از جبهه چپ و جمهوریخواهی میگفتند» و ایرانگلوبال را با هدف ایجاد فضای گستردهتر برای نیروهای دموکراسیخواه تأسیس کرده است.
در یک نوشته قدیمیتر، خود توکلی در سال ۲۰۰۹ در پاسخ به انتقاد سام قندچی پذیرفته که طی دو سال قبل، «چپ به شکل تازهای» در سایت پررنگ شده بود و حتی این مسئله موضوع اختلاف و بحث داخلی درباره جهتگیری سایت بوده است.
از سوی دیگر، مطالب مربوط به هویتطلبی قومی، آذربایجان، کردستان و مسائل اتنیکی در همان سالهای اولیه بسیار پررنگ بودهاند. مثلاً یک نویسنده در سال ۲۰۰۹ صراحتاً از اینکه ایرانگلوبال مطالب هویتطلبان آذربایجانی را منتشر میکرد دفاع کرده و به انتشار مطالب مربوط به اعتراضات آذربایجان در سال ۱۳۸۵ اشاره کرده است.
حتی در نوشتهای درباره عملکرد سایت در سالهای اولیه، خود مدیریت توضیح داده بود که به دلیل انتشار مطالب «اتنیکی ـ فرهنگی»، برخی مخالفان سایت آن را «تجزیهطلب و خائن» مینامیدند.
اما نکتهای که به نظرم برای ارزیابی منصفانه خیلی مهم است: مانیفست رسمی سایت حتی آن زمان هم با تجزیهطلبی صریح فاصله داشت. در تعریف رسمی، ایرانگلوبال خود را مخالف «اختلافات و جنگهای قومی ـ ملی» معرفی کرده و گفته بود مطالبی که مبلغ نژادپرستی و ایجاد دشمنی میان اقوام باشند منتشر نمیکند؛ در عین حال بحثهای نظری درباره این مسائل را مجاز میدانست.
بنابراین اگر سؤال شما این است که:
«آیا ایرانگلوبال در حدود ۲۰ سال پیش فضایی بسیار مساعدتر برای چپهای سکتاریست و جریانهای هویتطلب قومی داشت و این نیروها در آن بسیار پررنگتر بودند؟»
بله، شواهد آرشیوی این برداشت را تا حد زیادی تأیید میکند.
اما اگر سؤال این باشد که:
«آیا خود مدیریت سایت رسماً تجزیهطلب یا وابسته به چپ سکتاریستی بود؟»
برای چنین حکم قطعیای شواهد کافی نمیبینم. حتی در اسناد خود سایت، مدیریت تلاش کرده خود را یک پلتفرم چندصدایی معرفی کند.
یک شاهد جالب هم مربوط به خود فضای داخلی سایت است: در یک مطلب جدیدتر، یکی از کاربران/همکاران سابق ایرانگلوبال نوشته که سایت گاهی به «تریبون چپهای سنتی» و «نیروهای سکتاریستی با گرایشات حتی تجزیهطلبانه» تبدیل میشد و در عین حال توضیح داده که بیش از ۲۰۰ نویسنده در آن مینوشتند و حفظ تعادل برای مدیریت دشوار بوده است.
به نظر من این توصیف، از ادعای ساده «ایرانگلوبال تجزیهطلب بود» دقیقتر است: سایت یک پلتفرم چندصدایی بود، ولی در دورهای مشخص، وزن چپ سنتی/سکتاریستی و جریانهای قومی ـ هویتی در آن بهمراتب بیشتر از امروز به چشم میخورد.
Esmail Zargarian
Esmail Zargarian
هوش مصنوعی به مواضع سیاسی ایران گلوبال بمثابه یک رسانه اشاره ای نداشت ویا من متوجه نشدم. از نظر من رسانه ایران گلو بال بمثابه یک رسانه با گرایش و حمایت سیاسی خاصی عمل کرده و میکند. اگر اینطوره که من نوشتم بهتر رسما و علنا اعلام نماید. شما ایران گلوبال را مقایسه کنید با ایران امروز و اخبار روز این دورسانه گرایشهای سیاسی روشنی را دارند اما هیجگاه از گرایش گروهی و سازمانی خاصی حمایت نمیکنند . شما نگاه کنید به مخاطبین؛ ارسال خبر؛ گزارشهای و مقالات متنوع از شخصیت های متفاوت ضمن عدم حمایت از یک جریان سیاسی؛ ببینید و مقایسه کنید ترکیب و کثرت متنوع مخاطبان بعد قضاوت با شماست
هوش مصنوعی
هوش مصنوعی
در بازخوانی تاریخ «ایرانگلوبال» دادههای مکتوب و سیر کرونولوژیک وقایع را بهدقت دستهبندی میکند، اما مرز شناخت آن در همین سطح اسنادی متوقف میماند. الگوریتمها از درک «تجربهٔ زیسته» عاجزند؛ آنها نمیتوانند وزن زخمها، ترور شخصیتها، و هزینههای روانی سنگینی را اندازه بگیرند که شما، - بهعنوان گرداننده چنین فضایی - زیر ضرب تهمت و انگهای رفقای سابق و مخالفان فکری فعلی متحمل شدهاید. پاسخ اولیه هوش مصنوعی تکیه بر اطلاعات مسطح عمومی است و تا زمانی که به چالش کشیده نشود، لایههای زیرین و ریشههای پنهان «پارادوکس ایرانگلوبال» دستنخورده باقی میماند.
نمونهٔ بارز این ناآگاهی، پرسش انتزاعی هوش مصنوعی است: «آیا میتوان اختلاف را بدون حذف و تسویهحساب مدیریت کرد؟» این پرسش ریشه در نوعی رمانتیسیسم آرمانگرایانه دارد که سیاست واقعی را نادیده میگیرد. در جهان انباشته از تعصب، تسویهحساب و حذف، تصورِ مدیریت کاملاً «اخلاقی» اختلافات، خیالپردازی است و انسانها حداقل در کوتاهمدت به چنین «آرمانشهری» دسترسی ندارند.
«پارادوکس ایرانگلوبال» دقیقاً در همین شکاف زاده شد. تلاش برای خلق فضایی چندصدایی و شکستن مرزبندیها، درست در بستری که جامعه سیاسیاش غرق در فرهنگ تکگویی، انشعاب و مرزبندیهای تاریخی چپ و راست بود. در نهایت، رسانهای که برای گفتگو برپا شده بود، خود به میدان تسویهحسابِ همان تضادها بدل گشت. برای بازخوانی این تجربه، نباید به توصیفهای مکانیکی ماشین بسنده کرد؛ باید ماشین را واداشت تا پیچیدگیهای تلخ و خونبارِ امر سیاسی را پیش چشم آورد، بشناسد و در تحلیلها آنرا در نظر داشته باشد.
همچنان موفق و پایدار باشید 🙏👍