رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 15 شهریور 1405 - Sunday, 6 September 2026

از «حق بازگشت» تا «حق پرسش»؛ آنچه در ماجرای نامجو نباید حذف شود

از «حق بازگشت» تا «حق پرسش»؛ آنچه در ماجرای نامجو نباید حذف شود


محسن نامجو پس از نزدیک به دو دهه به ایران بازگشته است. او، مانند هر ایرانی دیگری، حق بازگشت به کشور خود را دارد. اما حق بازگشت به معنای «حق نپرسیدن» نیست.
طبیعی است درباره زمینه و چگونگی این تصمیم پرسش‌هایی مطرح شود؛ اما اگر درباره توافق، تضمین، امتیاز یا نقش افراد و نهادها سندی وجود ندارد، نباید گمانه‌زنی را به‌جای واقعیت نشاند.
نامجو نیز تا آنجا که شناخته شده، فعال سیاسی یا عضو سازمان سیاسی نبوده است و نباید برای او سابقه‌ای ساخت که وجود نداشته است.
حبیب و دیگران؛ بازگشت پدیده تازه‌ای نیست
بازگشت هنرمندان ایرانی از خارج به کشور، اتفاق تازه‌ای نیست.
حبیب پس از سال‌ها زندگی در خارج به ایران بازگشت و در کشور ماند و همان‌جا درگذشت. بهمن مفید نیز به ایران بازگشت و در همان‌جا درگذشت و مرتضی عقیلی نیز در سال‌های اخیر به ایران بازگشته است.
بنابراین صرف بازگشت یک هنرمند را نمی‌توان ذاتاً مشکوک یا نشانه همکاری با حکومت دانست.
اما شرایط هر دوره متفاوت است و نمی‌توان بازگشت نامجو را دقیقاً با حبیب یا دیگران یکسان دانست. پرسش این است که شرایط سیاسی و رسانه‌ای امروز چه تفاوتی با آن دوره‌ها دارد؟
فقط هنرمندان نبودند؛ زنان فعال سیاسی نیز سفر کرده‌اند
موضوع فقط هنرمندان نیست.
در سال‌های مختلف، برخی زنان فعال سیاسی و اجتماعی ایرانی که فعالیت‌هایشان در خارج از کشور شناخته‌شده بوده نیز با دریافت گذرنامه یا مجوز لازم به ایران سفر کرده‌اند.
این نمونه‌ها اهمیت دارند، زیرا نشان می‌دهند حتی سابقه فعالیت سیاسی نیز به‌خودی‌خود به معنای غیرممکن بودن سفر به ایران یا اثبات همکاری با حکومت نیست.
بنابراین صرف ورود نامجو به ایران، حتی اگر او چهره‌ای شناخته‌شده باشد، نمی‌تواند به‌تنهایی سند همکاری با حکومت تلقی شود.
قیصر؛ نمونه‌ای که باید دیده شود، اما تعمیم داده نشود
در مقابل، نمونه قیصر نیز قابل توجه است.
قیصر، خواننده ایرانی ساکن آمریکا، پس از بازگشت به ایران در برنامه‌ای در تهران حضور یافت و در فضایی رسمی و حکومتی برای حاضران برنامه اجرا کرد.
اهمیت این نمونه در آن است که نشان می‌دهد یک بازگشت می‌تواند پس از ورود به ایران، از یک تصمیم شخصی فراتر برود و به حضور رسمی و تبلیغاتی در کنار حکومت تبدیل شود.
اما این نمونه هیچ چیزی درباره نامجو ثابت نمی‌کند.
رفتار قیصر را نمی‌توان به نامجو تعمیم داد؛ همان‌طور که نمی‌توان صرف بازگشت نامجو را نشانه توافق با حکومت دانست.
هر فرد باید با رفتار و شواهد مربوط به خودش سنجیده شود.
سیاست بازگشت؛ از گفتار دولتمردان تا ایرنا
بخش مهم دیگری که نباید حذف شود، سیاست رسمی جمهوری اسلامی درباره بازگشت ایرانیان خارج از کشور است.
در سال‌های اخیر، دولتمردان و مقام‌های جمهوری اسلامی بارها درباره بازگشت ایرانیان خارج از کشور، استفاده از ظرفیت آنان و فراهم‌کردن زمینه بازگشت سخن گفته‌اند.
این سیاست فقط در حد سخن نمانده است. رسانه‌های رسمی نیز آن را بازتاب داده‌اند و ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، موضوع بازگشت ایرانیان خارج از کشور را در چارچوب سیاست رسمی کشور پوشش و برجسته کرده است.
پس بازگشت یک چهره شناخته‌شده مانند نامجو را نمی‌توان کاملاً جدا از این فضای سیاسی و رسانه‌ای بررسی کرد.
اما یک مرزبندی مهم وجود دارد:
سیاست و تبلیغات حکومت، به‌تنهایی سند توافق فرد با حکومت نیست.
پرسش درست این نیست که:
«پس نامجو حتماً با حکومت هماهنگ بوده است.»
پرسش این است:
دولتمردان درباره بازگشت ایرانیان چه گفته‌اند؟ سیاست رسمی چیست؟ ایرنا چگونه این سیاست را بازتاب و تبلیغ کرده است؟ و بازگشت نامجو در چنین فضایی چگونه روایت می‌شود؟
این پرسش، اتهام نیست؛ بررسی زمینه سیاسی و رسانه‌ای یک اتفاق است.
گذشته شخصی و روایت همسر
در کنار این موضوع، روایت‌ها و اتهام‌هایی درباره گذشته شخصی نامجو و رفتار او با زنان نیز مطرح شده است.
این موضوع را نه باید حذف کرد و نه بدون سند به حقیقت قطعی تبدیل کرد.
همچنین روایت همسر نامجو درباره بی‌اطلاعی از تصمیم او برای بازگشت، موضوعی قابل پرسش است؛ اما روایت یک طرف به‌تنهایی حکم نهایی نیست.
باید میان سند، روایت و احتمال تفاوت گذاشت.
گذشته شخصی نامجو یک موضوع است و بازگشت او موضوعی دیگر. هیچ‌کدام نباید به‌زور برای اثبات دیگری استفاده شود.
حق بازگشت نباید به حق نپرسیدن تبدیل شود
در این ماجرا می‌توان چند واقعیت را هم‌زمان پذیرفت:
نامجو حق بازگشت دارد.
ممکن است انگیزه او کاملاً شخصی باشد.
ممکن است هیچ توافقی با حکومت نداشته باشد.
او لزوماً فعال سیاسی یا عضو سازمان سیاسی نبوده است.
حبیب و دیگر هنرمندان نشان می‌دهند که بازگشت هنرمندان از خارج پدیده‌ای بی‌سابقه نیست.
سفر برخی زنان فعال سیاسی نیز نشان می‌دهد که حتی سابقه سیاسی داشتن، به‌خودی‌خود نه مانع قطعی سفر است و نه سند همکاری با حکومت.
نمونه قیصر نیز نشان می‌دهد که یک بازگشت می‌تواند در مواردی بعداً به حضور رسمی و حکومتی تبدیل شود؛ اما این نمونه چیزی درباره نامجو ثابت نمی‌کند.
و در عین حال، سیاست رسمی حکومت درباره بازگشت ایرانیان خارج از کشور، سخنان دولتمردان و نحوه بازتاب و تبلیغ این سیاست در رسانه‌های رسمی، به‌ویژه ایرنا، بخشی از زمینه سیاسی و رسانه‌ای امروز است و نباید حذف شود.
ممکن است نامجو به دلایل شخصی برگشته باشد و هم‌زمان حکومت بتواند از این بازگشت در چارچوب سیاست و تبلیغات خود استفاده کند.
این دو گزاره با هم تناقضی ندارند.
پرسش اصلی
پس سؤال اصلی این نیست که:
«آیا نامجو حق داشت برگردد؟»
پاسخ روشن است: بله.
سؤال این است:
این بازگشت در چه شرایطی رخ داده، چه تفاوتی با بازگشت حبیب و دیگر هنرمندان و سفر ایرانیان خارج از کشور، از جمله زنان فعال سیاسی، دارد؛ سیاست رسمی حکومت درباره بازگشت ایرانیان چیست؛ دولتمردان درباره آن چه گفته‌اند؛ ایرنا و دیگر رسانه‌های رسمی چگونه این سیاست را بازنمایی و تبلیغ کرده‌اند؛ و بازگشت نامجو در این فضای سیاسی و رسانه‌ای چگونه روایت می‌شود؟
و در کنار آن:
آنچه درباره گذشته شخصی نامجو، نحوه آگاهی همسرش از آن گذشته و بی‌اطلاعی احتمالی او از تصمیم به بازگشت مطرح شده، چه میزان سند دارد و چه میزان صرفاً روایت است؟
پرسیدن این سؤال‌ها اتهام نیست.
همان‌طور که دفاع از حق بازگشت نباید به معنای بستن راه پرسش باشد.
حق بازگشت محترم؛
حق پرسش نیز محترم.
و معیار باید یکی باشد:
سند را از روایت جدا کنیم؛
احتمال را از واقعیت جدا کنیم؛
و تبلیغات رسمی را از انگیزه واقعی فرد جدا کنیم.
نه نامجو را بدون سند متهم کنیم، و نه سیاست و تبلیغات حکومت را از تصویر حذف کنیم.
محمود معمارنژاد
آخن، آلمان 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!