آیا مخالفت با اسلام سیاسی نژادپرستی است؟ آیا درخواست محدودیت مهاجرت یا دفاع از زبان، تاریخ و فرهنگ ملی بهخودیخود کسی را «نژادپرست» میکند؟
یاشار استهباننژاد بحث را از جای دیگری آغاز میکند: پیش از صدور حکم، معیارمان چیست؟
او میان نقد «اندیشه و سیاست» و قضاوت درباره «انسان و هویت او» تفاوت میگذارد و برای تشخیص عبور از مرز، سه پرسش مطرح میکند:
نخست، موضوع نقد چیست؛ اندیشه و عملکرد یا هویت انسان؟
دوم، آیا حقوق برابر افراد حفظ میشود؟
و سوم، آیا معیاری که برای مخالف خود ساختهایم درباره خودمان نیز به همان شکل اجرا میشود؟
از نگاه او، یک فرد میتواند خواهان سیاست مهاجرتی سختگیرانه باشد، با اسلام سیاسی مخالفت کند یا از هویت و فرهنگ ملی خود دفاع کند، بیآنکه صرفاً به همین دلایل نژادپرست باشد. مرز زمانی جدی میشود که انسانها به سبب تبار، قومیت، مذهب یا تعلق گروهی خود ذاتاً کمارزشتر یا مستحق حقوق کمتری دانسته شوند.
استهباننژاد مسئله را در یک جمله خلاصه میکند: معیار اگر با تغییر هویت افراد تغییر کند، دیگر معیار نیست؛ ابزار سیاسی است.
آیا در منازعات سیاسی امروز، چپ و راست واقعاً حاضرند یک معیار واحد را درباره خود و مخالفانشان به کار ببرند؟
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.