اتهام کافی نیست؛ سندتان کجاست؟
به بهانه بحثهای پیرامون تظاهرات ۵ سپتامبر کپنهاگ؛ چرا در داوری سیاسی باید به منبع اصلی بازگردیم؟
در روزهای گذشته، در برنامه «بحث آزاد» ایرانگلوبال درباره تظاهرات ۵ سپتامبر در کپنهاگ گفتوگویی داشتیم؛ تظاهراتی که برگزارکنندگان آن، از جمله اهداف خود، مقابله با اسلامگرایی و آنچه «اسلامیشدن دانمارک» مینامند اعلام کردهاند. من نیز یکی از شرکتکنندگان آن مناظره بودم و طبیعتاً دیدگاه و موضع خود را داشتم.
پس از برنامه، بانویی محترم ویدیویی برای ما فرستاد و انتقادهایی را درباره بحث ما و بهویژه حضور ایرانیان در این تظاهرات مطرح کرد. از این نقد استقبال کردم. اگر از «بحث آزاد» سخن میگوییم، نمیتوانیم فقط زمانی از نقد استقبال کنیم که منتقد با ما همنظر باشد. اتفاقاً ارزش نقد در آن است که ما را وادار کند به اسناد خود بازگردیم، پیشفرضهایمان را دوباره بررسی کنیم و حتی از خود بپرسیم: آیا آنچه گفتهایم واقعاً قابل دفاع است؟
در ویدیو ایشان با استناد به مطالب منتشرشده در رسانه «ردوکس» (۱) پرسشها و انتقادهایی را درباره برگزارکنندگان تظاهرات و حضور ایرانیان پادشاهیخواه در آن مطرح کرد. از جمله این ادعا که یکی از برگزارکنندگان دانمارکی مطالبی درباره «سفیدپوستان» و «ملتهای سفید» منتشر کرده و از جریانهای نوفاشیستی یا نئونازی حمایت کرده است. در بازگویی این مطالب، سخن از نوشتههایی در فیسبوک و شبکه ایکس نیز به میان آمد.
طرح این انتقادها برای من نه دلیلی برای محکومکردن گوینده بود و نه دلیلی برای پذیرفتن ادعاهای مطرحشده. برعکس، انگیزهای شد برای بازگشت به همان پرسشی که در بحثهای سیاسی اغلب فراموش میکنیم: سند چیست؟ منبع اصلی کجاست؟
از «ردوکس نوشته است» تا «پس درست است»!
وقتی رسانهای مطلبی منتشر میکند، آن مطلب خودبهخود به «واقعیت» تبدیل نمیشود. رسانه میتواند تحقیق کرده باشد، سند ارائه کرده باشد، تحلیل کرده باشد یا اشتباه کرده باشد. ممکن است انتخاب و چینش اطلاعات آن نیز متأثر از نگاه سیاسی و تحریریهاش باشد.
بنابراین پرسش نخست نباید این باشد که «کدام رسانه این را نوشته است؟» بلکه باید پرسید: این ادعا بر چه سندی استوار است؟
ردوکس در گزارش ۸ اوت ۲۰۲۶ خود درباره میک فیالا لائوریتسن (۲) مدعی است که او در شبکه ایکس مطالبی را با عباراتی از جمله «ادغام، جنایتی ناشی از نفرت علیه سفیدپوستان بود» (۳) و «همه ملتهای زیبای سفیدپوست ما را نجات دهید»! و نیز «بازمهاجرت، همین حالا!» (۴) به اشتراک گذاشته است. ردوکس همچنین از بهاشتراکگذاری مطالب حمایتی درباره «نسل هویتگرا» و برخی جریانها و چهرههای راستگرا سخن میگوید.
اما در بررسیای که برای این مقاله انجام دادم، به منبع اصلی این ادعاها ــ یعنی همان مطالب یا بازنشرهای مورد اشاره ــ دست نیافتم. آنچه در برابر من قرار دارد، گزارش ردوکس درباره آنهاست. و این دقیقاً همان نقطهای است که برای من اهمیت دارد.
اگر قرار است بر پایه این مطالب درباره یک فرد، یک جریان سیاسی یا حتی ماهیت یک تظاهرات داوری کنیم، گزارش یک رسانه ــ هر اندازه آن رسانه خود را تحقیقی بداند ــ نمیتواند جای سند اصلی را بگیرد.
اصل پست یا بازنشر کجاست؟
اگر ادعا شود مطلبی در شبکه ایکس منتشر شده، لینک یا تصویر کامل آن را باید ببینیم؛ حساب منتشرکننده، تاریخ، متن کامل و زمینه انتشار آن را بررسی کنیم. اگر در فیسبوک بوده، اصل همان پست را باید ببینیم.
تازه پس از دیدن منبع اصلی میتوانیم وارد مرحله بعد شویم و بپرسیم: آیا این عبارت را خود شخص نوشته است یا مطلب فرد دیگری را بازنشر کرده؟ اگر بازنشر کرده، آیا آن را تأیید کرده، نقد کرده یا بدون توضیح منتشر کرده است؟
بنابراین اختلاف اصلی بر سر تفاوت میان «نوشتن» و «بازنشر کردن» نیست. پرسش مقدم بر همه این است: سند کجاست؟
این اهمیت بیشتری پیدا میکند وقتی میبینیم در گزارش ردوکس سخن از «به اشتراک گذاشتن توییتهایی با این عبارات» است، اما در بازگویی بعدی این روایت به «خودش در فیسبوک نوشته است» تبدیل میشود. همین تغییر نشان میدهد چرا نباید زنجیره نقلها را جایگزین منبع اصلی کرد.
سندتان چیست؟ منبع اصلی کجاست؟
برچسب، استدلال نیست؛ اتهام هم سند نیست. در پژوهش تاریخی، روزنامهنگاری و حتی در یک گفتوگوی سیاسی معمولی، یک اصل ساده وجود دارد؛ کسی که ادعایی قابل اثبات درباره دیگری مطرح میکند، مسئول ارائه سند آن ادعاست.
اگر من بگویم شخصی نژادپرست است، باید نشان دهم بر اساس کدام گفته، نوشته یا عملکرد قابل بررسی به این نتیجه رسیدهام. اگر کسی را فاشیست، کمونیست، اسلامگرا، تجزیهطلب، نژادپرست یا وابسته به یک جریان سیاسی معرفی میکنم، تکرار همان برچسب توسط ده نفر دیگر، جای سند را نمیگیرد.
تا زمانی که مدعی سند قابل بررسی ارائه نکرده است، آن اتهام وارد داوری ما درباره یک انسان نمیشود.
وظیفه شخص متهم نیز این نیست که عمر و انرژی خود را صرف اثبات بیگناهی در برابر هر اتهامی کند که در فضای سیاسی یا شبکههای اجتماعی منتشر میشود. بار اثبات بر دوش مدعی است. ادعا دارید؟ سندتان چیست؟ منبع اصلیتان کجاست؟
«تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها»؟
یکی از خطرناکترین منطقها در مواجهه با شایعه همین ضربالمثل قدیمی است: «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها.» اما تاریخ سیاست و رسانه دقیقاً خلاف آن را بارها نشان داده است.
یک نفر ادعایی میکند. نفر دوم آن را نقل میکند. نفر سوم مینویسد «گفته میشود». نفر چهارم میگوید «همه میدانند». و چند هفته بعد، همان ادعای اولیه بدون آنکه سند تازهای به آن افزوده شده باشد، در ذهن بخشی از جامعه به «واقعیت» تبدیل میشود.
تکرار، جای اثبات را نمیگیرد. ما باید درباره اطلاعات پرسشگر باشیم؛ اما درباره انسانها بدون سند سوءظن تولید نکنیم.
نخست ببینیم خود برگزارکنندگان چه میگویند
یکی از نخستین کارهایی که در بررسی این موضوع انجام دادم، مراجعه به منابع رسمی برگزارکنندگان بود. شایان ذکر است که این به معنای پذیرفتن بیچونوچرای گفتههای آنان نیست.
منبع اصلی نیز «حقیقت مقدس» نیست. اگر یک سازمان درباره خودش چیزی میگوید، آن گفته در درجه نخست ثابت میکند که موضع اعلامشده آن سازمان چیست؛ نه اینکه تمام ادعاهای آن لزوماً درست است. اما اگر میخواهیم درباره یک جریان سیاسی داوری کنیم، منطقی است ابتدا ببینیم خودش چه گفته و چه کرده است؛ سپس گفتههای منتقدان، مخالفان و رسانهها را با آن مقایسه کنیم.
این تفاوت میان «منبع اصلی» و «منبع بیخطا» بسیار مهم است.
تظاهرات ۵ سپتامبر چه میگوید؟
بر اساس فراخوان رسمی «راهپیمایی برای دانمارک» (۵)، برگزارکنندگان بر آزادی، امنیت، فرهنگ دانمارکی و انسجام ملی تأکید کردهاند و مخالفت با اسلامگرایی، شریعت و کنترل اجتماعی مذهبی را از اهداف خود دانستهاند.
در همان چارچوب، «بازمهاجرت منصفانه و واقعبینانه» (۶) نیز بخشی از برنامه اعلامشده است؛ موضوعی که کاملاً میتوان و باید درباره تعریف، دامنه و پیامدهای سیاسی آن پرسشهای جدی مطرح کرد. در فراخوان رسمی آمده است که سیاست مهاجرتی باید منسجم، مسئولانه و مبتنی بر قوانین و منافع دانمارک باشد.
در عین حال، برگزارکنندگان صریحاً نوشتهاند که نازیسم، کمونیسم، اسلامگرایی، نژادپرستی و خشونت سیاسی در اجتماع آنان جایی ندارد. آنان راهپیمایی را «مسالمتآمیز، مردمی و مناسب خانوادهها» معرفی کردهاند و در مقررات تجمع نیز استفاده از نمادهای نازیستی، فاشیستی، نژادپرستانه و کمونیستی را ممنوع کردهاند.
«شیر و خورشید متحد نوردیک» (۷) نیز در فهرست رسمی برگزارکنندگان قرار دارد. در همان فهرست، «میک ـ مردم دانمارک» بهعنوان آغازگر برنامه و «کوروش» ــ کوروش رضوی(۸) ــ بهعنوان عضو هیئتمدیره معرفی شدهاند.
اینها به خودی خود اثبات نمیکنند که هر انتقادی به برگزارکنندگان نادرست است. اما یک چیز را روشن میکنند؛ موضع رسمی و اعلامشده برگزارکنندگان چیست.
اگر کسی مدعی است که پشت این مواضع رسمی، ایدئولوژی دیگری ــ مثلاً برتری نژادی سفیدپوستان ــ قرار دارد، چنین ادعایی ممکن است موضوع یک تحقیق مشروع باشد؛ اما در آن صورت باید سند آن ارائه شود. باز هم همان پرسش: منبع اصلی کجاست؟
«دانمارکیبودن به رنگ پوست مربوط نیست»
در جریان همین بحث، من شخصاً تصویری از نوشتهای در صفحه فیسبوک لارس اصلان راسموسن (۹) دیدم و از آن عکس گرفتم که در آن نوشته بود: «بیایید یک چیز را روشن کنیم. دانمارکیبودن به رنگ پوست مربوط نیست. مسئله بر سر ارزشهاست.» (۱۰)
اهمیت این نمونه برای من در روش برخورد با سند است. این نوشته بهتنهایی ثابت نمیکند که نویسنده آن در تمام عمر سیاسی خود هرگز سخنی متناقض با آن نگفته است؛ همانگونه که یک جمله از هیچ سیاستمداری چنین چیزی را ثابت نمیکند. اما این سند یک چیز مشخص را نشان میدهد؛ «در آن نوشته عمومی، موضع اعلامشده او این بوده است که هویت دانمارکی را به رنگ پوست وابسته نمیداند». اگر کسی خلاف این موضع را به او نسبت میدهد، مسئولیت ارائه سند آن ادعا بر عهده همان مدعی است.
ردوکس چه ادعایی میکند؛ سند اصلی کجاست؟
ردوکس در گزارش خود مدعی است که میک فیالا لائوریتسن در شبکه ایکس مطالبی حمایتی درباره «نسل هویتگرا» (۱۱) و برخی جریانهای راستگرا در اروپا به اشتراک گذاشته است. این رسانه همچنین مدعی است مطالبی حاوی عباراتی درباره «سفیدپوستان» و «ملتهای سفید» از سوی او به اشتراک گذاشته شده است.
اما مسئله اصلی این مقاله دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ گزارش ردوکس، سندِ ادعای ردوکس نیست.
در بررسیای که برای این مقاله انجام دادم، به اصل پستها یا بازنشرهایی که ردوکس به آنها استناد میکند دست نیافتم. بنابراین من نمیتوانم مستقلاً تأیید کنم که میک فیالا لائوریتسن این مطالب را نوشته، بازنشر کرده یا به شکل دیگری منتشر کرده است.
آنچه فعلاً میتوان با اطمینان گفت فقط این است که ردوکس چنین ادعایی را منتشر کرده است. اگر قرار است این ادعا مبنای داوری درباره میک فیالا لائوریتسن، برگزارکنندگان یا ماهیت تظاهرات ۵ سپتامبر قرار گیرد، مرحله بعد روشن است؛ اصل سند را نشان دهید. لینک پست یا بازنشر کجاست؟ تصویر کامل آن کجاست؟ از کدام حساب منتشر شده؟ در چه تاریخی و در چه زمینهای؟ پس از دیدن آن سند میتوان درباره محتوای آن بحث کرد. پیش از آن، آنچه داریم یک ادعای رسانهای است، نه یک واقعیت مستقلاً راستیآزمایی شده.
این دقیقاً همان معیاری است که این مقاله از ابتدا تا انتها از آن دفاع میکند. اتهام کافی نیست؛ سندتان کجاست؟
نکته جالب دیگر آن است که خود ردوکس پاسخ کوروش رضوی را نیز در بهروزرسانی گزارش منتشر کرده است. رضوی در آن پاسخ هرگونه ارتباط سازمانی، سیاسی یا دیگر میان «مردم دانمارک» و «نسل هویتگرا» را رد کرده و گفته است برگزارکنندگان صریحاً از نازیسم، فاشیسم، نژادپرستی، خشونت سیاسی، اسلامگرایی، کمونیسم و دیگر ایدئولوژیهای تمامیتخواه فاصله میگیرند.
این پاسخ نیز بهتنهایی اثباتکننده همه چیز نیست؛ اما بخشی از پرونده است و در یک بررسی منصفانه باید در کنار اتهام دیده شود. معیار اگر معیار است، باید برای همه یکسان باشد. این شاید مهمترین بخش بحث باشد.
اگر یک رسانه راستگرا مسلمانی را «اسلامگرا» معرفی کند، من باید از آن رسانه بپرسم: سندت چیست؟
اگر یک رسانه چپگرا کسی را «فاشیست» یا «نژادپرست» معرفی کند، باز باید بپرسم: سندت چیست؟
اگر کسی بر اساس جرم یک مهاجر، میلیونها مهاجر را مجرم بداند، باید از او سند و استدلال بخواهیم.
و اگر کسی بر اساس حضور یک فرد افراطی در یک تجمع عمومی، کل تجمع و تمام شرکتکنندگانش را افراطی معرفی کند، باز باید همان معیار را به کار ببریم.
معیار اگر با تغییر هویت متهم تغییر کند، دیگر معیار نیست؛ ابزار سیاسی است.
مخالفت آزاد است؛ اتهام نیازمند سند
هیچیک از این سخنان به معنای آن نیست که تظاهرات ۵ سپتامبر نباید نقد شود. میتوان با مفهوم «بازمهاجرت» مخالفت کرد. میتوان درباره سیاست مهاجرتی برگزارکنندگان پرسشهای سخت مطرح کرد. میتوان درباره گذشته و ارتباطات سیاسی هر یک از برگزارکنندگان تحقیق کرد. میتوان اساساً تصمیم گرفت در چنین تظاهراتی شرکت نکرد. همه اینها بخشی از آزادی سیاسی است. اما اگر از مرحله نقد سیاست عبور میکنیم و درباره انسانها و وابستگیهای آنان ادعای مشخص مطرح میکنیم، مسئولیت دیگری آغاز میشود؛ مسئولیت ارائه سند.
حتی حضور یک فرد دارای سابقه افراطی در یک تظاهرات عمومی، بهتنهایی ثابت نمیکند که برگزارکنندگان او را دعوت کردهاند، با او همکاری دارند یا عقاید او را میپذیرند. برای اثبات هر یک از این ادعاها باید شواهد مربوط به همان ادعا ارائه شود.
تحقیق از پرسش آغاز میکند و به نتیجه میرسد. تبلیغات از نتیجه آغاز میکند و سپس به دنبال چیزهایی میگردد که آن نتیجه را تأیید کند.
حرف مرا بدون بررسی نپذیرید
اگر قرار است از بازگشت به منبع اصلی دفاع کنم، این قاعده باید درباره نوشته خود من نیز اجرا شود. حرف مرا هم فقط به این دلیل که با استدلال آن موافقید نپذیرید. فراخوان رسمی برگزارکنندگان را بخوانید. گزارش ردوکس را بخوانید. نقد مخالفان را نیز بخوانید. هر جا ادعایی درباره یک شخص دیدید، بپرسید: سند چیست؟ هر جا نقلقولی دیدید، بپرسید: متن اصلی کجاست؟ و هر جا برچسب بزرگی دیدید، یک لحظه پیش از پذیرفتن آن توقف کنید. زیرا جامعه آزاد فقط با آزادی بیان ساخته نمیشود؛ با مسئولیت در بیان نیز ساخته میشود.
وجدان و کرامت انسانی میگوید: هیچ انسانی را نباید با شایعه محکوم کنیم، هیچ اتهامی را نباید با تکرار به حقیقت تبدیل کنیم، و از هیچکس نخواهیم بیگناهی خود را در برابر اتهامی اثباتنشده ثابت کند.
مدعی هستید؟
بسیار خوب.
سندتان را روی میز بگذارید.
آنوقت دربارهاش گفتوگو میکنیم.
پاورقیها
۱ـ ردوکس (Redox)/ «Researchkollektivet Redox» یا «گروه پژوهشی ردوکس»، رسانه/گروه پژوهشی دانمارکی است که از جمله درباره جریانهای به اصطلاح راست افراطی و موضوعات مرتبط با آنها گزارش و تحقیق منتشر میکند. گزارش مورد بحث این مقاله در ۸ اوت ۲۰۲۶ منتشر شده است.
۲ـ میک فیالا لائوریتسن (Mick Fiala Lauritzen) فعال دانمارکی مرتبط با «مردم دانمارک Det Danske Folk که در صفحه رسمی تظاهرات با عنوان «Mick – Det Danske Folk» بهعنوان آغازگر برنامه ۵ سپتامبر معرفی شده است.
۳ـ اصل عبارت نقل شده در گزارش ردوکس
Integration was a hate crime against white people
۴ـ اصل عبارت نقلشده در گزارش ردوکس
“Save all our beautiful white nations! Remigration now!”
۵ـ راهپیمایی برای دانمارک: عنوان انگلیسی مورد استفاده برای برنامه، March for Danmark است. فراخوان رسمی، تظاهرات را برای ۵ سپتامبر ۲۰۲۶ در کپنهاگ اعلام کرده است
۶ـ عبارت اصلی دانمارکی در فراخوان رسمی: “Vi står for en fair og realistisk remigration”؛ یعنی «ما از یک بازمهاجرت منصفانه و واقعبینانه حمایت میکنیم.» در ادامه فراخوان آمده است: “Udlændingepolitikken skal være konsekvent, ansvarlig og bygge på dansk lov og Danmarks interesser.”؛ یعنی سیاست مربوط به اتباع خارجی باید منسجم، مسئولانه و مبتنی بر قوانین و منافع دانمارک باشد.
۷ـ شیر و خورشید متحد نوردیک (United Lion & Sun Nordic): تشکل ایرانی مستقر در دانمارک که در صفحه رسمی تظاهرات ۵ سپتامبر در فهرست برگزارکنندگان آمده است.
۸ـ کوروش رضوی (Cyrus Razavi): فعال ایرانی در دانمارک و از افراد مرتبط با «شیر و خورشید متحد نوردیک». در صفحه رسمی تظاهرات نام «Cyrus» در میان برگزارکنندگان و بهعنوان عضو هیئتمدیره آمده و اطلاعیه ۳۰ اوت همان وبسایت نیز به نام Cyrus Razavi منتشر شده است.
۹ـ لارس اصلان راسموسن (Lars Aslan Rasmussen): سیاستمدار دانمارکی حزب سوسیالدموکرات و نماینده پیشین پارلمان دانمارک از حوزه بزرگ کپنهاگ، از آوریل ۲۰۱۶ تا نوامبر ۲۰۲۲. او در دوره نمایندگی، از جمله سخنگوی حزب در امور تابعیت، امور اروپا و حقوق دگرباشان و رئیس هیئت دانمارکی در مجمع پارلمانی شورای اروپا بوده است.
۱۰ـ متن اصلی دانمارکی نوشتهای که نویسنده مقاله از صفحه فیسبوک لارس اصلان راسموسن ثبت کرده است: “Lad os lige slå det fast. Danskhed handler ikke om hudfarve. Det handler om værdier.” ترجمه فارسی در متن مقاله از همین عبارت است.
۱۱ـ نسل هویتگرا (Generation Identitær): نام دانمارکی جنبشی سیاسی است که ردوکس در گزارش مورد بحث، ارتباط فکری یا حمایتی میک فیالا لائوریتسن با آن را مطرح کرده است. در پاسخ منتشرشده در همان گزارش، کوروش رضوی هرگونه ارتباط سازمانی، سیاسی یا دیگر میان این جریان و «مردم دانمارک» را رد کرده است.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!