واکنشها به نطر سیمونا موهام سون رهبر حزب لیبرال!
✅ من در فضای مجازی، از جمله در صفحه فیسبوک سیمونا رهبر حزب لیبرال سوئد ، چندین نظر دفاعی از پاسخ او نوشتهام. اینکه او به رهبر حزب سوسیال دموکرات گفته بود که اگر امروز او در چنین موقعیتی ایستاده است، مدیون پدرش است نه سخاوتمندی حزب سوسیالدموکرات که رهبر حزب با لحن تحقیر آمیزی به او یادآوری کرده بود.
https://www.facebook.com/share/r/19DMgSDsKh/
ترجمه نطر من در فیسبوک
" من صددرصد با سیمونا موافقم. ما دهها هزار پدر و مادر با پیشینه ایرانی، همانند والدینی با بسیاری از پیشینههای دیگر، از فرزندانمان انتظار داشتهایم و برای آنها مسئولیت تعیین کردهایم و هر آنچه در توان داشتهایم انجام دادهایم تا بتوانند بخشی از جامعه سوئد شوند. آنها را تشویق کردهایم و از آنها خواستهایم تحصیل کنند، زبان سوئدی را بیاموزند، مسئولیتپذیر باشند و جایگاه خود را در جامعه سوئد پیدا کنند.
هیچ حزب سیاسی خاصی نباید افتخار این موفقیت را به نام خود ثبت کند.
اگر قرار باشد از کسی قدردانی کنیم، آن سوئد است؛ کشوری که به ما فرصت داد زندگی تازهای در اینجا بسازیم و آیندهای برای فرزندانمان فراهم کنیم."
❌ اما نطر من در پشتیبانی از سیمونا، واکنشهای زیادی در بر داشت، حدود ۱۶۰۰۰ بازدید و بیش از ۱۰۰۰ نفر از آن استقبال کردهاند، در حالی که عدهای نیز از من انتقاد کرده و گفتهاند، که اگر حزب ▪️سوسیالدموکرات بهعنوان حزب اصلی و دولتساز سوئد وجود نمی داشت، من هرگز فرصت پیدا نمیکردم که زندگی خود را در این کشور بسازم.▪️
❗️من به این انتقادها پاسخ دادهام، اما مایلم دیدگاه خود را در اینجا نیز با شما در میان بگذارم.
▪️در ۲۰ سال نخستِ زندگیام بهعنوان رأیدهنده، به بلوک چپ رأی میدادم، اما امروز دیگر چنین نمیکنم. البته این به هیچوجه به این معنا نیست که جناح مقابل در همه زمینهها درست عمل کرده است.
▪️در گذشته، سیاست و ایدئولوژی بیشتر حول ارزشها و این پرسش میچرخید که چگونه میتوان با همکاری یکدیگر سوئد را ساخت؛ کشوری که «خانه مردم» و متعلق به همه باشد. در این زمینه، بدون تردید بخش بزرگی از اعتبار تاریخی به سوسیالدموکراتها تعلق دارد.
▪️اما به نظر من، طی «۲۰ سال اخیر»، سیاست بیش از پیش به یک بازی شطرنج تبدیل شده است؛ بازیای که در آن سیاستمداران جاهطلب و حرفهای فضای بیشتری پیدا کردهاند و فاصله میان سیاست و واقعیت زندگی مردم عادی افزایش یافته است. همزمان، نهادها و سازمانهای دولتی و کارمندان آنها نیز نفوذ زیادی بر چگونگی اجرای عملی سیاستها پیدا کردهاند.
▪️در چنین شرایطی، گاهی انسان به یک حزب رأی نمیدهد چون با تمام سیاستها و مواضع آن موافق است؛ بلکه رأی میدهد تا به ایجاد تعادل سیاسی کمک کند و مانع از آن شود که کشور به سوی آشفتگی و بیثباتی سیاسی کشیده شود.

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!