روی صندلی ۳۵F، تنم را به پشتی صندلی سپردم و چشمهایم را بستم؛ اما با تمام وجود هنوز در کنفرانس بودم…
گردهماییِ ایرانیانی از گوشهوکنار جهان، با هدف توانمندسازی زنان و اندیشیدن به آبادانیِ ایران. دیدن اینهمه ایرانی در کنار هم، هیجانی غریب در دلم نشاند. خود را کودکی سرمست و چابک احساس میکردم؛ به چشمهای کنجکاو و در عین حال نگرانشان نگاه میکردم و از آنهمه حسن نیت و انگیزه به وجد میآمدم.
ما با هم متفاوت بودیم، اما عمیقاً متحد؛ و در تمام لحظات، به دنبال راهی برای درد مشترکمان میگشتیم.
صبحها به اتاق همسایه میرفتم تا بیدارش کنم و بهموقع به میز صبحانه برسیم. پیامهای واتساپی برای هماهنگ کردن قرارها ردوبدل میشد و گاهی، در دل سحر، صدای در زدن مرا به سوی خود میکشاند.
در طبقهی بالای حیاط، گروهی متشخص صبحانه میخوردند؛ کسانی که من آنها را «ستونهای انجمن» مینامیدم. با متانت نشسته بودند و ظاهراً با کسی کاری نداشتند، اما گویی همهچیز از همانجا سرچشمه میگرفت. زنان محترمی را میدیدم که دو به دو با هم تبادل نظر میکردند؛ جوانی مهربان که با شیطنت، سر میز صبحانه از هر دری با ما سخن میگفت؛ و دختری دوربینبهدست که از همهی لحظهها ویدئو میگرفت و، به قول خودش، «آرشیو اسناد مخفیانه» میساخت.
و شما نمیدانید که در خلوت شب، چطور یواشکی مدیر زحمتکشمان را زیر نظر میگرفتم: به همه پاسخ میداد، تکلیفها را یادآوری میکرد و کارهای اداری را نیز به دوش میکشید. برای من، او تصویرِ انسجام بود.
از شانزده کشور گرد آمده بودیم: سخنران، تکنسین، صدابردار، فیلمبردار، عکاس، بازیگر و خواننده؛ همه برای یک هدف. و چه آشپزهای ماهری هم داشتیم!
آه، چه زیبا بود که در میان شما از اعماق وجود آواز میخواندم. همراهی و تشویقتان به من جان میداد. در پایان کنفرانس نیز دیدم که چگونه در کارگاههای گروهی، با جدیت و صبوری به یکدیگر گوش میسپردیم و در پی راهحل بودیم. رقص سما دستهایمان را به سوی آسمان برد و همه با هم برای ایران دعا کردیم.
با جرأت میگویم که وایز پیشرفت خواهد کرد؛ چون انسانیت، انصاف، اتحاد و مشورت را در کنار هم داشتیم. این تجربه مرا به یاد این بیان میاندازد:
«بگو: انسانیت جز به انصاف نیست، قدرت جز به اتحاد نیست، و خیر و سلامتی جز با مشورت نیست.»
سرم را از پشتی صندلی بلند کردم و شنیدم: «کمربندهایتان را ببندید؛ داریم به بولونیا میرسیم.»
به امید دیدار یکایکتان در گردهمایی سال آینده. قطعاً به قولم وفا خواهم کرد.
جانتان خوش باد
گیتا نظیری
۱۴/۰۹/۲۰۲۶
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!