زندگی روزمره یک زندانی سیاسی در زندان وکیلآباد مشهد در سالهای پیش از انقلاب چگونه میگذشت؟
کیانوش توکلی در بخش دوم از قسمت پایانی خاطرات زندان، از جزئیاتی سخن میگوید که معمولاً در روایتهای سیاسی کمتر دیده میشوند: نظافت بند به دست خود زندانیان، تقسیم مسئولیت میان کمونها، سالن غذاخوری، حمام، ورزش، کتابخانه، روزنامههای روز و حتی امکان ادامه تحصیل.
اما روایت کمکم از «امکانات زندان» فراتر میرود.
به گفته توکلی، زندان وکیلآباد برای بخشی از جوانانی که با دانش سیاسی اندکی وارد آن میشدند، عملاً به محیط آموزش سیاسی و ایدئولوژیک تبدیل شده بود. زندانیان تاریخ و فلسفه میخواندند، نوشتههای مارکسیستی را از برنامههای رادیویی پیاده و تکثیر میکردند و آموزشهای دیگری نیز میان اعضای کمونها جریان داشت.
توکلی حاصل تجربه شخصی خود را چنین توصیف میکند:
یک دانشجوی ساده میآمد و یک کادر چریکی خارج میشد.
همین روایت پرسشی مهمتر را پیش میکشد: آیا زندان در آن دوره فقط محل نگهداری مخالفان و اعضای گروههای مسلح بود، یا ناخواسته به مکانی برای آموزش، شبکهسازی و رادیکالتر شدن برخی از آنان نیز تبدیل شده بود؟
زندان یا دانشگاه چریکی؟
دانشجوی خام وارد میشد، کادر چریکی بیرون میآمد
گفتوگو با تاریخ ـ کیانوش توکلی | بخش ۲
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.