چهارشنبه 22 مهر 1405 - Wednesday, 14 October 2026

از هم‌صدایی تا همزیستی سیاسی

از هم‌صدایی تا همزیستی سیاسی

تکثر در اپوزیسیون؛ تمرینی برای دموکراسی آینده ایران

محمود اشکانیان – روانپزشک، دکترا (PhD)

یکی از مهم‌ترین آزمون‌های یک جنبش دموکراسی‌خواه این نیست که افراد همفکر را گرد هم آورد؛ بلکه این است که نیروهایی با گذشته، هویت و تصور متفاوت از شکل حکومت آینده بتوانند بر سر اصولی بنیادین با یکدیگر همکاری کنند. دموکراسی هنر حذف اختلاف نیست؛ هنر مدیریت اختلاف در چارچوب حقوق برابر است.

«همایش همکاری ملی برای نجات ایران» در مونیخ در ژوئیه ۲۰۲۵ نمونه‌ای از تلاش برای چنین همگرایی‌ای بود. شرکت‌کنندگان با پیشینه‌ها و گرایش‌های متفاوت بر چهار اصل توافق کردند: حفظ تمامیت ارضی ایران، پاسداری از آزادی‌های فردی و برابری همه شهروندان، جدایی دین از حکومت و حق ملت ایران برای تعیین شکل حکومت دموکراتیک آینده.  حضور بیش از ۵۰۰ نفر از طیف‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، از جمله جمهوری‌خواه و پادشاهی‌خواه و نیروهایی با پیشینه چپ و راست، نشان داد که همکاری بر سر اصول مشترک بدون یکسان شدن دیدگاه‌ها امکان‌پذیر است.

اهمیت این تحول دقیقاً در باقی ماندن اختلافات است. جمهوری‌خواه برای همکاری با مشروطه‌خواه لازم نیست جمهوری‌خواهی خود را کنار بگذارد و مشروطه‌خواه نیز نباید از باور خود صرف‌نظر کند. نقطه مشترک آنجاست که هر دو بپذیرند تصمیم نهایی درباره نوع حکومت متعلق به مردم ایران است. حتی افرادی با پیشینه چپ که زمانی در تقابل با جریان پادشاهی‌خواه قرار داشتند، در این همکاری حضور یافته‌اند؛ ابوالفضل محققی، از فعالان سابق چپ، خود درباره پذیرش دعوت همایش مونیخ و واکنش‌هایی که به این تصمیم دریافت کرد نوشته است.

از منظر روان‌شناسی اجتماعی، یکی از میراث‌های فرهنگ اقتدارگرا تقسیم جهان به «خودی و غیرخودی» است. در چنین فضایی فاصله میان «او مانند من فکر نمی‌کند» و «او علیه من است» بسیار کوتاه می‌شود. دموکراسی درست در جهت عکس حرکت می‌کند: می‌توان با دیگری اختلافی اساسی داشت و در عین حال حق حضور سیاسی، کرامت انسانی و حقوق برابر او را به رسمیت شناخت.

از همین رو ما نیز می‌توانیم با خیرمقدم گفتن و فشردن دست کسانی که با وجود گذشته و گرایش متفاوت، اصول مشترک را پذیرفته و برای دوران گذار به همکاری با شاهزاده رضا پهلوی رسیده‌اند، راه پیوستن افراد بیشتری را باز کنیم. برعکس، اگر با سوءظن دائمی به تازه‌واردان نگاه کنیم و آنان را همواره با مواضع گذشته‌شان بسنجیم، ممکن است خود به مانعی در برابر همان سیاست همگرایی تبدیل شویم که خواهان موفقیت آن هستیم. انسان‌ها و جریان‌های سیاسی می‌توانند تغییر کنند و پذیرفتن این امکان بخشی از بلوغ دموکراتیک است.

اما مسئولیت گسترش تکثر فقط بر دوش هواداران نیست. اگر در رأس اپوزیسیون گام‌هایی برای گردآوردن نیروهای متفاوت برداشته شده، گام بعدی می‌تواند بهره‌گیری عملی‌تر و نمایان‌تر از همین تکثر در فعالیت‌های سیاسی، رسانه‌ای و سازمانی باشد. حضور فعال‌تر جمهوری‌خواهان، مشروطه‌خواهان، نیروهای دارای پیشینه چپ، فعالان مدنی و دیگر کسانی که اصول مشترک را پذیرفته‌اند، می‌تواند آنان را نه مهمان یک ائتلاف، بلکه شریک یک حرکت مشترک نشان دهد.

نمایان شدن این تکثر پیام دیگری نیز دارد: هیچ طیفی مالک انحصاری اپوزیسیون نیست. وقتی افرادی با پیشینه‌های متفاوت در کنار یکدیگر دیده می‌شوند، خود این تصویر می‌تواند پادزهری در برابر گرایش‌های افراطی و اقتدارگرایانه در بخشی از بدنه هواداران باشد. نمایش عملی تکثر گاه از ده‌ها سخنرانی درباره مدارا مؤثرتر است، زیرا نشان می‌دهد حمایت از یک رهبری مشترک در دوران گذار الزاماً به معنای یکسان‌اندیشی سیاسی نیست.

رسانه‌ها و دستگاه ارتباطی اپوزیسیون نیز در این میان نقشی مهم دارند. اگر چهره‌ها و صداهای متنوعی که به این همکاری پیوسته‌اند بیشتر معرفی شوند و در برنامه‌ها، نشست‌ها و فعالیت‌های مشترک حضور نمایان‌تری داشته باشند، از یک سو احساس مشارکت و تعلق آنان تقویت می‌شود و از سوی دیگر بدنه هواداران به‌تدریج با واقعیت تکثر سیاسی خو می‌گیرد. در مقابل، تمرکز مداوم بر اختلافات گذشته می‌تواند همان مرزبندی‌های «خودی و غیرخودی» را بازتولید کند.

در همین چارچوب، مفهوم آشتی ملی نیز نیازمند توضیح است. مقصود من از آشتی ملی، آشتی میان اقوام ایران نیست؛ تنوع قومی و فرهنگی ایران را نباید مجموعه‌ای از گروه‌های متخاصم تصور کرد که اکنون باید با یکدیگر آشتی کنند. آشتی مورد نظر من پیش از هر چیز آشتی در حوزه سیاسی است: عبور از دشمنی‌های تاریخی میان نیروهایی که درباره گذشته یا نوع حکومت آینده اختلاف دارند، اما می‌توانند در چارچوب اصول مشترک برای گذار از جمهوری اسلامی همکاری کنند.

در این معنا، ایران‌گرایی به معنای یکسان‌اندیشی نیست. جمهوری‌خواه و مشروطه‌خواه، چپ و راست، مذهبی و سکولار لازم نیست اختلافات خود درباره ایران فردا را فراموش کنند؛ بلکه باید بپذیرند تعیین تکلیف نهایی این اختلافات متعلق به مردم و صندوق رأی است. امروز می‌توان دست در دست یکدیگر برای هدف مشترک همکاری کرد و فردا در یک ایران آزاد، رقیب سیاسی یکدیگر بود.

فرهنگ دموکراسی باید از درون خود ما آغاز شود. همان‌گونه که می‌توان از رأس اپوزیسیون انتظار داشت تکثر موجود را هرچه بیشتر به صحنه بیاورد، ما هواداران نیز باید برای هر ایرانی وطن‌خواه، فارغ از پیشینه سیاسی، قومی، مذهبی یا اجتماعی او، کرامت انسانی و حقوق شهروندی برابر قائل باشیم.

دموکراسی از روزی آغاز نمی‌شود که نخستین صندوق رأی در ایران آزاد گذاشته شود؛ از زمانی آغاز می‌شود که یاد بگیریم با کسی که مانند ما فکر نمی‌کند، بدون انکار هویت او، دست همکاری بدهیم و آینده مشترکمان را به انتخاب آزاد مردم بسپاریم.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محمود اشکانیان

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!