پایان همکاری با خبرنامه گویا
پیشگفتار
من سالها بدون هیچ چشمداشتی به عشق و امید آزادی مردم ایران از چنگال اختاپوس حاکم در خبرنامه گویا نوشتم. در در یکی دو ماه کذشته رفتار خبرنامه گویا دگرگون شده و گویا کسانی بتازکی در آنجا سرگرم کار شدهاند. در مقالهای از من که جندی پیش در گویا منتشر شده بود، در کمال شگفتی دیدم که در جملهبندیها دست برده شده و کوشش شده آن را ملایمتر کنند. البته به من در پیامی توضیح دادند که چرا این کار را کردهاند و من آن را پذیرفته و پافشاری نکردم. در دو مقاله پایانی من ولی دیگر آشکارا در انشای نوشته من دست برده و واژههای فارسی مرا عربی کردهاند که نشان از نبوغ ویراستار، به گمان تازهکار و نابلد، خبرنامه گویا دارد. من هر دو بار دوستانه از دست بردن در شیوه نگارشم اعتراض کردم که به هیچ یک پاسخی ند ادند. در نتیجه این برخورد ناخوشایند با من که سالها آنجا نوشتهام سبب شد که در مقالهای پایان همکاری خود با خبرنامه گویا را در کمال ادب و متانت بیان دارم. خبرنامه گویا ولی آن را منتشر نکرد و دوبار پیام من نیز اثری نداشت و از انتشار آن سربار زدند. به هیم سبب تصمیم گرفتم که عین آن نوشته را در خبرنامه "ایران گلوبال" منتشر کنم که در زیر آمده است. در همین جا از آقای کیانوش توکلی سپاسگزاری میکنم.
پایان همکاری با خبرنامه گویا
کوروش گلنام
دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ | 21-09-2026
نگارنده سالها است که مینویسد، شیوه ویژه نگارش خود را دارد و به آن شیوه مینویسد.
در دو نوشته تازه من در خبرنامه گویا، شوربختانه در آن دست برده شد و واژه هایی دگرگون شد که من چنان نمینویسم. بار نخست دوستان در خبرنامه دو واژه "درون و برون از ایران" در نوشته مرا به "داخل و خارج" از ایران دگرگون کردند که هر دو واژه عربی است و من آنها را بکار نمیبرم. آیا اشکالی دارد به جای دو واژه عربی داخل وخارج ، دو واژه زیبای درون و برون(یا بیرون) فارسی را بکار ببریم؟ دوستان گرامی در خبرنامه گویا واژه "سد" را نیز به "صد" تبدیل کرده بودند. من با پیام کوتاهی به این کار اعتراض کرده و خواستار شدم که در آینده در نوشته من دست برده نشود زیرا شیوه نگارش من چنین است. خبرنامه گویا پاسخی ندادند.
شوربختانه درنوشته تازه دو روزپیش من، دوباره این کار تکرار شده و واژه "قانونن" که من نوشته بودم را به تنوین فتحه عربی تبدیل کرده و "قانوناً" نوشته بودند و دوباره واژه "سد" را هم"صد" و"سیسد" را هم به "سیصد" تیدیل کرده بودند ! من یکبار دیگر به دوستان در خبرنامه گویا اعتراض کردم که این بار نیز پاسخی در یافت نکردم.
بنا براین چون نمیخواهم کسی در شیوه نگارش من دست ببرد و دوستان در خبرنامه گویا حتا به اعتراض و ناخشنودی من پاسخی ندادهاند، پس از سالها نوشتن در خبرنامه گویا، به همکاری با خبرنامه گویا پایان میدهم.
***
با اینکه بارها در این موردها نوشتهام یکبار دیگر خوانندگان گرامی را به نکتههای زیر توجه میدهم:
* همین مورد تنوین فتحه عربی در واژههای عربی چون: معمولاً، قانوناً، فوراً و... چرا نباید بتوانیم آنها را با "ن" فارسی : معمولن، قانونن ، فورن و... بنویسیم؟ سالها است که من این کار را انجام داده و آن را دنبال خواهم کرد؛ یا خوانندگان بارها دیدهاند که من به جای واژه عربی "صفحه " واژه زیبای "برگ" را به کار میبرم چون: برگ 1، برگ 2 و ...آیا عیب و ایرادی در این کار هست؟
مورد مهم دیگر که من نهایت کوشش را دارم که هرگز وتا آنجا که شدنی است ازآن سود نبرم جمع شکسته عربی(جمع مکسرعربی) است که بی نهایت به نگارش فارسی آسیب وارد نموده وآن را زشت کرده است. خوانندگان به خوبی میدانند که در فارسی ما تنها دو نشانه جمع داریم:"ها" و "ان". "ها و ان " برای جمع همه جانداران از گیاه و پرنده وحیوان و انسان چون: درختان، درختها، آدمیان، آدمها، بانوان، بانوها، پرندگان، پرندهها، یلبلان، بلبلها ، شیران و شیرها و... برای بیجانان و آنچه که در پیرامون خود داریم هم تنها ازنشانه "ها" سود میبریم چون ساختمانها، میزها، صندلیها، آپارتمانها، اتومبیلها و .../ حال نگاهی به کاربرد بی قواره و زشت جمع شکسته عربی(جمع مکسر) در فارسی بیاندازید که جه آسیبی به زبان ما وارد نموده است:
دکان ــ دکاکین، (فارسی زیبای آن : دکانها) کردـــ اکراد(فارسی زیبای آن :کردها) لُرـــ الوار(فارسی زیبای آن: لُرها) جمع شکسته عربی افغانی یا افغانستانی شده است واژه زشت: افاغنه(فارسی زیبای آن : افغانها یا افغانیها یا افغانیان)، بستان ــ یساتین (واژه زیبای آن بستانها) و... خوانندگان گرامی میتوانند دهها و سدها از این واژه های بیریخت که در زبان ما جا خوش کردهاند را بیابند.یک جمع زشت دیگر در فارسی با "ات " د اریم که این هم بسیار بیمورد است چون: سبزی که شده است سبزیجات و روشن نیست که چرا نگوییم سبزیها و یا اداره(ادرجات)، باغ (باغات)، یا میوه که حمع آن به نادرست شده است میوجات . در همه این واژه ها به سبب سختی درادایِ واژه، بندواژه "ه" به "ج " تبدیل شده است. آیا سخت است بگوییم : باغها، میوهها، ادارهها؟ از دید من فارسی زبانان حتا میتوانند همه واژه های عربی، که در حال جایگزینی برای آنها نداریم ، را نیز با دو نشانه جمع فارسی: "ها و ان " جمع ببندند.
یا برای من پرسش است که چرا باید تویله را با "ط"عربی "طویله" نوشت؟ یا اتاق، تایر، تاق، توتی، فلستین و...به چه سبب باید این ها را با "ط" عربی نوشت؟ خوب من همه را با "ت" فارسی مینویسم، چه کسی بپسندد یا نپسندد. اگر گاه در متنی به اشتباه از "ط" سود بردهام سخت به خود انتقاد کردهام که چرا حواسم پرت بوده است.
از آنجا که من سالها در این زمینه کوشش کردهام که تا آنجا که شدنی است از واژههای فارسی به جای عربی بهره ببرم در مجالهایی پرسشهایی را به میان آوردهام. برای نمونه پرسیدهام هنگامیکه ما "سده "جمع سد سال را با "سین" مینویسیم چرا باید سد را عربی و" صد" بنویسیم؟ شاید کسانی بگویند امکان دارد این سد با "سد" به معنای آبگیر اشتباه شود. ما در فارسی سه واژه "شیر" داریم . آیا امکان دارد من بنویسم :"شیر را از یخچال برداشتم"، یا شیرآب را بستم" و کسی آن را با شیر درنده یکی بداند؟ هنگامی که شما بگویید "سد تَن مسافر" یا "سد کیسه شکر"روشن است که از شماره سخن گفتهاید نه آبگیر.
من به همین کوتاه بسنده کرده و در آینده نیز همچنان شیوه نگارش خود را دنبال میکنم.
در پایان از خوانندگان گرامیای که در این سالها در خبرنامه گویا خواننده نوشتههای خوب وبد من بودهاند، سپاسگزاری کرده و برای گردانندگان خبرنامه گویا نیز آرزوی تندرستی و پیشرفت بیشتر را دارم.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!