کیانوش توکلی روز خود را از حدود ساعت هفت صبح آغاز میکند: صبحانه دور سفره مشترک، شوخی و گفتوگو با همبندیها و سپس کلاسهایی که تقریباً تمام روز را پر میکردند؛ تاریخ، فلسفه، تحولات سیاسی چند دهه گذشته و آشنایی با تاریخچه و اندیشه گروههای دیگر. در کنار آن، ورزش، فوتبال و والیبال هم بخشی از زندگی روزانه بود.
اما به روایت توکلی، این آموزشها فقط برای پُر کردن وقت زندانیان نبود. یکی از اهداف، آماده کردن افراد برای دوران پس از آزادی بود. او میگوید شمار قابل توجهی از اعضای کمون آنها پس از خروج از زندان به چریکهای فدایی خلق پیوستند و نمونههایی را نیز از چگونگی ارتباط زندانی آزادشده با سازمان شرح میدهد.
اینجاست که معنای عنوان این مجموعه روشنتر میشود:
زندان یا دانشگاه چریکی؟
در نیمه دوم این بخش، مسیر روایت تغییر میکند و سرانجام به پرونده قضایی خود کیانوش توکلی میرسیم: حدود دو ماه پس از دستگیری، برای او وکیل تسخیری تعیین میشود. رفقای زندان توصیه میکنند در دادگاه بهجای «دفاع ایدئولوژیک»، دفاع حقوقی کند. دادگاه نظامی ابتدا او را به دو سال زندان محکوم میکند؛ حکمی که به گفته توکلی پس از اعتراض و تجدیدنظر به یک سال کاهش پیدا میکند.
و نکته دیگری که در پایان روایت میگوید قابل توجه است: پس از بازجوییهای هفتههای نخست، دیگر تا پایان دوره زندان بازجویی دیگری از او صورت نگرفت.
آموزش در زندان؛ مأموریت پس از آزادی
گفتوگو با تاریخ ـ کیانوش توکلی | بخش ۴
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.