❗️رومی پارسا در پست اینستاگرامی خود متن ۲۰ صفحه ای با این عنوان "چرا دیگر نمی توانم از رضا پهلوی حمایت کنم" منتشر کرد . من این وکیل جوان را نمی شناسم ، اما پاسخی در پست او گذاشتم که مایلم اینجا بازنشر دهم.
✅مشکل در طرحها، انتقادها و پرسشهای خردمندانه شما نیست. همانطور که سوئدیها می گویند، «شیطان در جزئیات است» و شما هم در ۲۰ تصویر سازی نگاه خود تمرکز داشتید.
✅ اگر قرار باشد هر طرح و سازهای را آنقدر از زوایای مختلف بررسی کنیم و در پیچوخم جزئیات، در و دیوارش را زیر ذرهبین بگذاریم، احتمالاً در هر بنایی آنقدر ایراد پیدا خواهیم کرد که سرانجام به این نتیجه برسیم که بهتر است اصلاً از آن بگذریم.
✅داستان ما تا حدی شبیه خرید یک خانه رؤیایی در سواحل مدیترانه است. فروشنده ابتدا میپرسد بودجه و سقف قدرت خرید شما چقدر است. خریدار هم میگوید چه مقدار در توان دارد. در بازدیدها، هر خانهای ممکن است امتیازی داشته باشد و حتی یکی از دیگری جذابتر به نظر برسد؛ اما مسئله اینجاست که آرزوهای خریدار الزاماً با واقعیت کیف پولش همخوان نیست. در نهایت باید پایش را روی زمین بگذارد و انتخابی کند که تا حد ممکن میان خواستهها و امکانات واقعی تعادل برقرار کند؛ به قول معروف، نه سیخ بسوزد و نه کباب.
✅وضعیت ما ایرانیان نیز تا اندازهای چنین است. ما با یک «انتخاب تاریخی» روبهرو هستیم، نه با تحقق همه آرزوهایمان. میزی وجود ندارد که چندین چهره مورد اعتماد، توانمند و آماده رهبری دور آن نشسته باشند و ما بتوانیم با فراغ بال، بهترین را از میان آنان انتخاب کنیم.
✅آن میزِ آرمانیِ تصمیمگیری که در ذهن ترسیم میکنیم، اگر با واقعیت نیروهای موجود تطبیق نداشته باشد، به نگاهی سوررئالیستی به سیاست زمینی تبدیل میشود. ایکاش چنین میزی وجود داشت؛ اما دههها گذشته و چنین آلترناتیوی شکل نگرفته است.
✅در عین حال، ضعف یا ناکامی دیگر نیروهای حاضر را نباید خودبهخود به معنای نقص رهبری موجود دانست. میتوان از رهبری فعلی انتقاد کرد، پرسش داشت و خواهان اصلاح و کوشش بیشتر شد. اما این نقد میتواند در کنار او و با هدف تقویت امکان گذار صورت گیرد، نه الزاماً در برابر او.
✅بحث من در نهایت بر سر مقایسه آرزو با واقعیت است. باید سنجید کدام مسیر، با امکانات و نیروهای واقعاً موجود، هزینه کمتری برای عبور از وضعیت کنونی دارد.
✅ از نگاه من، ایستادن در کنار این امکان و تلاش برای بهبود آن، کمهزینهتر از ادامه وضعیتی است که میتواند به ماندگاری جمهوری اسلامی کمک کند.
.
✅ مایلم یک نکته که به گمانم کلیدی است را اشاره کنم . نگاه شما به نقش شاهزاده، مکانیکی و ایستا است. او به عنوان یکی از مدعیون دور میز رهبری "دموکراسی خواهی" شما نشسته است ( من جرج تاوان ۲ می نامم ). این نگاه از اساس غیر واقعی است، اینجا خشت اول کج گذاشته شده است و تا ثریا این دیوار کج ادامه می یابد.
✅به باور من شاهزاده در این مبارزه در پروسه درونی و ملی ، به عنوان شخص نمایندگی ندارد. نمایندگی او برونی و خارج از مرزهای میهن است، و این قابل درک است. آنچه مربوط به جامعه ۹۰ میلیونی ایران و ادامه مبارزه در مسیر گذار است، او خواسته یا ناخواسته به صورت یک نماد ملی و رهبری در مسیر پروسه گذار قرار گرفته است. مردم داخل ایران در اجبار تاریخ این جابجایی را دیکته کردند، نه الزاما خواست و انتخاب داوطلبانه او.
❌سازه اصلی در جایگاه اصلی در نگاه شما دیده نمی شود
تندرست باشید. اتفاقاً حضور و نقد شما در کنار همان میز لازم است
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.
توجه داشته باشید کامنتهایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد!