چهارشنبه 22 مهر 1405 - Wednesday, 14 October 2026

چرا ایرانیان در علوم انسانی عقب مانده‌اند؟ | گفت‌وگو با صادق زیباکلام

چرا ایرانیان در علوم انسانی عقب مانده‌اند؟ | گفت‌وگو با صادق زیباکلام

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

انتشار از:

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

دیدگاه‌ها

فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

درود بر کیانوش عزیز،
تحشییه ای از کارخانه عصر خیلی خیلی خیلی جدید چاپلینی!

تکنیک و فناوری، هر چقدر نیز شگفت‌انگیز، چیزی جز ابزار نیستند. قرار نیست که به جای مغز آدمی فکر کنند و به جای اراده‌اش تصمیم بگیرند. مسئله‌ من با بخش بزرگی از روشنفکری ایرانی دقیقا همینجاست. آ‌نقدر به مصرفِ فرآورده‌های فکری دیگران و اکنون به مونتاژهای ماشینی، خو کرده‌ایم که گاه در محصول نهایی، همه‌ چیز هست جز خودِ انسان. فناوری وقتی ارزشمند است که در خدمت فهم، تجربه و بیداری آدمی باشد، نه آنگاه که انسان را به موجودی تنبل بدل کند؛ طوری که مغزش را تعطیل کرده و فقط دکمه امریّه را میزند. اگر فاصله‌ اصفهان تا تهران را ندانم، میتوانم از امکان فناوری بپرسم. من حسب تجربه قدیمی ام ممکن است که بگویم سیصد و چهل و پنج کیلومتر. برای اطمینان حاصل کردن از صحبت خودم میتوانم از شبکه ها و امکانهای اطّلاعاتی کسب خبر کنم. ممکن است که یکی از آنها به من دقیقا بگوید فاصله را و اضافه کند که برآورد فاصله، مشروط به این است که شما از کدام مسیر بخواهید بروید و سپس تک تک امکانها را با میزان فاصله برایم ردیف کند. این به ذات خودش، هرگز عیب نیست؛ بلکه مزیّت است. امّا اگر ندانم «چه میپرسم» و «چرا میپرسم»، دقیقترین پاسخ جهان نیز چیزی جز اطّلاعاتِ بی‌ صاحب نیست. متن ارسالی نیز از سیاست چیزی فراتر از کلیشه‌های آماده نگفته است؛ نه اندیشه‌ای در آن هست، نه تجربه‌ای، نه ردّ پای انسانی. دستگاه فقط آن را سر هم کرده است. شاید روزی فرا رسد که ماشینها بهتر از ما حرف بزنند، چونکه ما دیگر چندان زحمتی برای فکر کردن به خودمان نمیدهیم.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

ی., 27.09.2026 - 10:26 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

علوم سیاسی چیست؟چند عامل در عقب‌ماندگی ایرانیان از علوم سیاسی:
به‌طور کلی، علوم سیاسی می‌پرسد:

قدرت چگونه به وجود می‌آید و چگونه توزیع می‌شود؟
چرا برخی حکومت‌ها دموکراتیک و برخی اقتدارگرا می‌شوند؟
دولت چگونه ساخته و نهادینه می‌شود؟
احزاب و انتخابات چگونه عمل می‌کنند؟
چرا مردم در انتخابات یا جنبش‌های سیاسی شرکت می‌کنند یا نمی‌کنند؟
انقلاب‌ها، کودتاها و جنبش‌های اجتماعی چگونه شکل می‌گیرند؟
قانون اساسی و نهادهای سیاسی چه تأثیری بر رفتار حکومت دارند؟
چرا بعضی کشورها دولت‌های کارآمدتر و باثبات‌تری دارند؟
سیاست خارجی و روابط میان کشورها چگونه شکل می‌گیرد؟
چند عامل در عقب‌ماندگی ایرانیان از علوم سیاسی:
۱. غلبه سنت فلسفی و اخلاقی بر مطالعه تجربی سیاست
برای مدت طولانی، بحث سیاسی بیشتر حول این پرسش بود که «حکومت خوب چیست؟» و «حاکم عادل کیست؟»؛ در حالی که علوم سیاسی جدید علاوه بر این پرسش‌ها می‌پرسد: در عمل چه اتفاقی می‌افتد و چگونه می‌توان آن را با شواهد آزمود؟
۲. ضعف نهادهای مستقل دانشگاهی و پژوهشی
علوم سیاسی نیازمند دانشگاه، آرشیو، داده‌های قابل دسترس، پژوهش مستقل و امکان نقد آزاد نظریه‌هاست. هرچه استقلال این نهادها کمتر باشد، رشد دانش سیاسی نیز دشوارتر می‌شود.
۳. سیاسی‌شدن بیش از حد خودِ علم سیاست
در ایران گاهی مرز میان دانشمند علوم سیاسی، فعال سیاسی، روزنامه‌نگار و ایدئولوگ مبهم شده است. در نتیجه، تحلیل سیاسی گاه به دفاع از یک اردوگاه سیاسی تبدیل می‌شود.
۴. ضعف فرهنگ گفت‌وگوی انتقادی
یکی از پایه‌های علوم سیاسی مدرن این است که بتوان یک نظریه یا شخصیت سیاسی را نقد کرد، بدون اینکه نقد او الزاماً به دشمنی شخصی تبدیل شود.
۵. تجربه تاریخی کودتا، انقلاب، استبداد و بحران‌های سیاسی
این تجربه‌ها خود موضوع بسیار مهمی برای علوم سیاسی هستند، اما وقتی فضای سیاسی امکان پژوهش آزاد درباره آنها را محدود کند، جامعه به‌جای تبدیل تجربه تاریخی به «دانش»، ممکن است صرفاً آن را به خاطره، روایت یا نزاع سیاسی تبدیل کند.
۶. ضعف روش‌شناسی در بخشی از ادبیات سیاسی فارسی
علوم سیاسی مدرن فقط مطالعه نظریه‌های سیاسی نیست. روش تحقیق، آمار، مطالعات تطبیقی، پیمایش، تحلیل داده و پژوهش میدانی نیز اهمیت دارند. ضعف در این حوزه‌ها می‌تواند فاصله میان «تحلیل سیاسی» و «علم سیاسی» را زیاد کند.
یک نکته بسیار مهم
ایران در اندیشه سیاسی الزاماً همان جایگاهی را ندارد که در علوم سیاسی مدرن دارد.
این دو را نباید یکی گرفت

ی., 27.09.2026 - 08:44 پیوند ثابت
فرامرز حیدریان
فرامرز حیدریان

درود بر کیانوش عزیز،
تحشیه ای از اوج برج عاج نشینی من منم!، من منم!، من منم با عینک ته استکانی و ژست همه فنّ حریفی علوم دانی!

عقبماندگی ذهنیّتی، حادثه‌ای و عارضه ای بیرونی نیست؛ بلکه رسوبِ ذهنیّتی منجمد، نص‌گرا و نقدناپذیر است که انسان را از «اندیشیدن» باز میدارد و به «تبعیت و مقلّدی و هر چی آقا گفت و هر چه اساتید باخترزمینی حکم کردند» محکوم و ذلیل میکند و حتّا انسان را به ابزار فعلگی در خدمت ایدئولوژی و دین ایمانخواه و مصدر گیوتین فرو میکاهد. اگر علوم انسانی در ایران، قرنها حرفی برای گفتن نداشته اند، علّت را باید در این حقیقت تلخ جست ‌و جو کرد که ما هرگز «خود» را مسئله‌ اندیشیدن ندانستیم؛ بلکه تمام نبوغمان را صرف رتوشِ مقدّسات جعلی و آرایشِ متعفّنات الهی و تشریح و تفسیر بلاهت و حماقت محض کردیم و سپس همان ترّهات بافته شده و آراسته را «علم» نامیدیم. فاجعه دقیقا از جایی آغاز میشود که مدّعیِ اندیشیدن، عمری سخن میگوید بی‌ آنکه حتّا یک جمله از خویش زاده باشد و شاید دقیقترین تعریفِ عقبماندگی، این باشد: ناتوانی از زاییدنِ یک فکرِ شخصی، در جهانی که دیگران را فقط به دلیل فکر کردنشان مقلّدانه دنباله روی میکنیم و شبانه روز با تاسی جستن به آرا نفهمیده و نگواریده آنها در مجامع خصوص و عمومی قد قد میکنیم.
شاد زی و دیر زی!
فرامرز حیدریان

ی., 27.09.2026 - 07:09 پیوند ثابت