مردم ما امروز در چنگال حاکمانی بیرحم گرفتارند؛ حاکمانی که برای حفظ قدرت خود از هیچ ظلم و جنایتی فروگذار نمیکنند. در همین حال، فقر هر روز گستردهتر میشود، سفرهها خالیتر و توان مردم برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی کمتر میشود؛ تا جایی که برای بسیاری، حتی تهیه قوتِ لایموت نیز به رؤیایی دستنیافتنی شبیه شده است.
اما در پسِ واژه «فقر»، انسانهایی ایستادهاند؛ پدرانی شرمنده در برابر فرزندان، مادرانی نگران نان فردا، سالمندانی محتاج دارو و کودکانی که فقر، رؤیاهایشان را پیش از آنکه فرصت شکفتن پیدا کنند، از آنان میگیرد.
آیا میتوان این همه رنج را دید و بیتفاوت ماند؟
این فلاکتِ رو به گسترش، زخمی بر پیکر همه ماست. امروز بیش از هر زمان دیگری به یک جنبش بزرگ همیاری و همبستگی نیاز داریم؛ و ما ایرانیان خارج از کشور میتوانیم در شکلگیری آن نقشی جدی و مسئولانه داشته باشیم.
هیچکس بهتنهایی قادر نیست همه این رنج را پایان دهد؛ اما هر یک از ما میتوانیم دستی را بگیریم، سفرهای را پُرتر کنیم و چراغ امیدی را در خانهای روشن نگه داریم.
گفتوگوی صوتی زیر شاید تلنگری باشد برای اندیشیدن به مسئولیت مشترک ما؛ مسئولیتی در برابر مردمی که بخشی از ما هستند و امروز بیش از هر زمان دیگری به همدلی و همراهی ما نیاز دارند.
در برابر رنج مردممان، بیتفاوت نمانیم.
اگر هر کدام از ما دستی بگیریم، دستهای بسیاری از زمین بلند خواهند شد
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمیکند.