فرهنگ و هنر

و زندان
پیش از آن که
درهای بستۀ پولادپوش باشد و
قفل‌های آهنجوش،
و بیش از آن همه،
پوستی‌ست،
پوستی فقط
تنیده پاک به تن‌پوش
سر آخر اگر پولی برایت ماند / برایم یک پلاکارد بخر به شکل گردنبند، / بیاویزم به گردنم ... و رویش با حروف درشت بنویسم: / من یک انسانم/ من هنوز یک انسانم من هر روز یک انسانم!
من نفسهایت را در این شوره زار دوست می دارم/ واز چشمان شیشه ای قانونگذاران / از خیابانهای خاموش و بی صدا/ که خواب اسب های تیز تک و تند رو مردان شورشی را می بینند بیزارم/ از سلولهای تنگ / از حصارهای مخوف که فوج ستاره ها را بلعیده اند بیزارم/ من اینجا گامهای یک اعدامی را می شمارم
آتش به جان ِ عاشق ِ آن باغ، می کشَد / شوری که شاعرانه صدا می زند ترا / دريا، نويد ِ سبز ِ ندا را شنيده است / اين موج ِ بيکرانه صدا می زند ترا زيبايی ِ زمانه صدا می زند ترا از هر طرف، ترانه صدا می زند ترا
تنم در خیابان های کابل و کراچی به حراج می رود/ اندیشه در خون می رقصد/ خشم و غضب پشت درهای بسته گر گرفته / کفش هایتان را بپا کنید / در سطر سطر تمدن تنم شکنجه می شود / در تپش کوچه های فاصله هر روز به ذهنم شلیک می شود نبض هویتم در لجنزارها دارد فرو می رود
روز بیست و پنج خرداد در ضلع شمالی میدان آزادی به چشم خویش دیدم ساختمانی را که آتش گرفت و صدای تیراندازی دوباره بلند شد... اینبار تیرها تیر هوایی نبود... بوی خون از رگ این شهر بیرون زده بود. در اوج ناباوری ما شهید دادیم... سن و سالم قد نمی داد شاید ، اما از نزدیک لمس کردن این بازی های کثیف سیاست از درون خردم می کرد... این وحشی ترین و خشن ترین چهره سیاست بود که دست مردم را به خون هموطنانشان آلوده می کرد...بغض در گلویم شکل سنگ شده بود... گریه کردن را فراموش کرده بودم...
احمدی نژاد آن خس و خاشاکِ تو امروز
شد دشمنِ شورشگر و بی باکِ تو امروز
امیدِ مویزی که از این مزرعه تان بود
در خمره شراب آمده از تاکِ تو امروز
آهای چه نشسته اید از همه جا بی خبر ! / پس بشنوید از من ِ راوی با خبر !/ باز خیمه شب بازی انتخابات شروع شد/ قلع و قم فله ایی کاندیداتورها دنبال شد/ باز نظارت استصوابی شورای نگهبان که کوس رسوایشان پیچیده است در حهان .
طی 30سال گذشته ،حکومت اسلامی در ایران آنچنان سیستمی آفریده است که در تمام این سالها مردم خود انتخاب گر جلاد فکری و جسمی ،فرهنگی،اقتصادی ،ملی خودشان بوده اند که همه اینها باعث شگفتی جهانیان شده است!جهانیانی که سالها به هوش و استعداد ایرانیان حسرت می خوردند اما اینک سالهاست که شاهد این ماجرای تلخ شده اند که چگونه این مردم اسیر خنیاگران اهریمن صفت گردیده اند؟
شب با لبانِ تاریک
خاموش می خواند