فرهنگ و هنر

وقتی مرگ، سنگربه‌سنگر ما را زشت می‌کند. دل‌نوشته‌ای برای افغانستان

دیگر از کدام بغض بگویم، وقتی مرگ، سنگربه‌سنگر دارد آدمی را زشت می‌کند...
انتشار از: 
نخست اندکی به لغات مشترک اورارتویی-خوری، و اورارتویی ترکی، اشاره میکنیم، آنگاه در ادامه بحث،مختصری هم به گرامر زبان اورارتویی می پردازیم. در قسمت های بعدی نوشته ،" کلمات و جملات و متون" اورارتویی را در ارتباط با ترکی بررسی خواهیم کرد...
بی آبم و لب تشنه و هیچم نفسی نیست

می میرم و جز آب ، مرا ملتمسی نیست

گفت و گو با ابوالفضل محققی نویسنده ای که از نسل خود عبور کرد

در سال 1993 این سفر نامه را نوشتم سفر نامه ای که امروزوقتی در لابلای دست نوشته های خود دیدم ومرور کردم یکبار دیگر من را به سال هائی بردکه در روسیه بودم واز نزدیک شاهد فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی . درست مانندروزهای ترسیم شده در کتاب "ده روزی که دنیا را تکان داد"این بار باز هم دنیا داشت تکان می خورد! اما بر عکس تکانی نه درجهت پیروزی انقلاب اکتبر یلکه درجهت فروپاشی آن .امری که قبول آن سختم بود وقلبم را به درد می آورد .اما تلاش کردم راوی بی طرف وقایع وصحنه هائی باشم که می دیدم .

انتشار از: 
آری عقاب سالخوردهء رنجور /پر گشود. / از آسمان ساحت ایران گذر کنان / زی قلهء سپید ِ دماوند
وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان از ثبت سه اثر در فهرست میراث‌های ناملموس فرهنگی جهان درسازمان آموزشی، علمی و فرهنگ سازمان ملل یا یونسکو به نام کشورش خبر داد.

شعر و آهنگ مختار برازش/ منم آن خسته ی بی نام و نشان

شعر و آهنگ مختار برازش
منم آن خسته ی بی نام و نشان
منم آن برگ اسیر این خزان
که دلم را طاقتی نیست در این تاریکی
منم آن شمع فروغ بی امان
من در این دشت، در این دشت بزرگ
انتشار از: 
" منه قورشون یوخ سو گره‌کدیر!" من گلوله نه؛ آب می‌خواهم:
مسعود آذر
چه باید گفت با جانان؟
چه باید گفت با باران ِ سیلا سیل؟
چه باید گفت با خَیل ِخراب ِ خانه بر دوشان ِ خوزستان؟