فرهنگ و هنر

سناریوی داستان انگلیسی/آمریکایی بود اما اجرایی تماما ایرانی داشت. نتیجه این محصول مشترک، داغِ کودتایی بود که بر پیکر نحیف جریان دموکراسی‌خواهی ایران زده شد. هرچند کودتای ۲۸مرداد نه نخستین کودتای معاصر ایران بود و نه آخرین آن، اما چرا در زمانه‌ای که بسیاری از مردم حتی نام کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ را هم نشنیده‌اند، ۲۸مرداد هنوز اینقدر خبرساز و حسیاسیت‌برانگیز است؟ به باورم، بخشی از ریشه این مساله را می‌توان در جریان‌شناسی نیروهای درگیر در کودتای ۳۲ جستجو کرد.

سخنرانی آصف سلطان زاده نويسنده افغان در باره كتابش: سایه های دارالخلافه

سخنرانی محمدآصف سلطان‌زاده (زاده سال ۱۳۴۳، کابل) نویسنده معاصر اهل افغانستان است. داستان‌های کوتاه او تاکنون سه بار برنده جایزهٔ گلشیری شده‌است. او در سال ۱۳۸۰ به دانمارک مهاجرت کرد. او برنده جایزه ادبی کپنهاگن نیز شده‌است.
انتشار از: 

سخنرانی مسعود کدخدایی در کپنهاک _دانمارک: " من بودم و چند میلیون نفر"

مسعود کدخدایی، متولد ۱۳۳۳ است و از سال ۱۳۶۷ در دانمارک زندگی می‌کند. او در سال ۱۳۷۵ تحصیلات خود را در رشته ی کتابداری در این کشور به پایان رساند، و از آن هنگام به عنوان کتابدار و مشاور زبان فارسی برای کتابخانه‌های دانمارک به کار پرداخت.
از مسعود کدخدایی تا کنون کتابهای زیر منتشر شده است:

۱۳۹۳
انتشار از: 
هنر، در هفته ای که گذشت به همت بی هنران گیج بود، در عذاب کرونا مانده بود، حیران دولت جدید بود، با نگاهی به همسایه همزبان و زنان آن سرزمین و هنرهاشان. هنوز طالبان وارد ارگ نشده دستورشان این بود که فعلا زن ها از خانه بیرون نشوند تا مقررات اعلام شود. هنوز نسیمی نوزیده دبیرستان دخترانه سوره در تهران هم بسته شد، صدای آهو خردمند از طایفه هنر، از آنسوی دنیا بلند شده تا کمپینی برپا دارند با عنوان دختران ایران را از تئاتر حذف نکنید.
سروده ء منوچهر برومند
بگذار بر ما بگذرد این ابرِسنگین
شاید که فردا گل دهد این باغِ غمگین.
دیگر مرا در کوچه، مهتابی نمانده‌ست.
انگار دیگر، جا ن ِ بی‌تابی نمانده‌ست.
شب، در رگم، شب، برسرم ریخت.

وقتی مرگ، سنگربه‌سنگر ما را زشت می‌کند. دل‌نوشته‌ای برای افغانستان

دیگر از کدام بغض بگویم، وقتی مرگ، سنگربه‌سنگر دارد آدمی را زشت می‌کند...
انتشار از: 
نخست اندکی به لغات مشترک اورارتویی-خوری، و اورارتویی ترکی، اشاره میکنیم، آنگاه در ادامه بحث،مختصری هم به گرامر زبان اورارتویی می پردازیم. در قسمت های بعدی نوشته ،" کلمات و جملات و متون" اورارتویی را در ارتباط با ترکی بررسی خواهیم کرد...
بی آبم و لب تشنه و هیچم نفسی نیست

می میرم و جز آب ، مرا ملتمسی نیست