فرهنگ و هنر

شب خاکستری بود و خانه ها از غوغای روز خالی شده و ظاهر فقیرشان را نشان می دادند. من در کوچهی تنگ و باریکی زندگی می کنم که اگر چه حاشیه ی درختکاری دارد و عصرها بوی عطر اقاقیای بنفشش غوغا بر پا می کند. با این حال عبور از آن همیشه مرا می گریاند.انگار این کوچه را فقط برای اشک ریختن ساخته اند.

نسیم به آرامی شاخه های نرم بید مجنون خم شده بربرکه زیبای پارک "پیل دامن" رادر هوا می رقصاند.اندکی دورترچنارهای کهنسال به تنبلی خمیازه می کشند.دو سنجاب کوچک بابازی گوشی تمام از شاخه ای به شاخه می پرند ودر چشم زدنی داخل سوراخی کوچک از نظرم پنهان می شوند.
معرفی هنرمند: رامش صفوی، ساکن سوئد
نویسنده و نمایشنامه_ فیلمنامه نویس
تحصیلات در رشته‌های زبان انگلیسی‌ و کارگردانی سینما
آثار: ۴ اثر بلند و چند داستان کوتاه
فیلمنامه های دگردیسی و انبه: انتشار توسط نشر اچ اند اس مدیا در انگلستان
سمت سیاه زمستان: نشر باران در سوئد
مجموعه داستانهای کوتاه qıssa hekayələr
در این مجموعه 15 قصه (یا داستان کوتاه و داستانک ) و یک نمایشنامه ( قونچا) را میتوان مطالعه کرد. متن فارسی مخصوص کسانی ست که با زبان ترکی آشنایی ندارند.
دیروز در اینستا گرام مطلبی خواندم که تا حال دست از سرم بر نداشته است. نویسنده با خشم وحرص از دوستی «خارج نشین» نوشته بود که عکسش را با با کارت واکسن که چون مدال افتخاری به سینه زده بود برایش فرستاده و او فکر کرده دارد به او که از واکسن محروم است پز می دهد. یادش آمده که همان دوست چند سال قبل با دیدن یک سس هزار جزیره در میان سوقاتی ها به گریه افتاده و مدت ها اشک ریخته. رفته توی یخچال همان سس را برداشته و چندین عکس هنری از زوایای مختلف آن گرفته و برای دوست فرستاده تا دلش بسوزد.
سروده منوچهر برومند
سروده منوچهر برومند سها