جهان

در اوايل ماه جاري اوريل جلسه دو روزه اي تحت عنوان حقوق بشر، دمكراسي و فدراليسم در پارلمان اروپا برگزار شد كه در آن بنده نيز شركت و در مورد تمركرزدايي و فدراليسم سخنراني كردم. در بيانيه پاياني اين جلسه امده است: شركت كنندگان اين جلسه بطور علني و عمومي استلزام عملي و قاطع خود را از يكپارچگي و تماميت ارضي ايران اعلام مي دارند و صريحا هر نوع اتهام تجزيه طلبي را رد مي كنند ( ترجمه از متن انگليسي بيانيه).
فاخته زمانی در این باره که مسئله قومی چه ارتباطی با این کنفرانس و بحث نژادپرستی دارد، می‌گوید: «در کشورهایی که ما زندگی می‌کنیم، مثل کانادا، آمریکا و یا اروپا، وقتی به ملتی توهین می‌شود و یا ملتی به‌خاطر زبان مورد تبعیض قرار می‌گیرد، به آن نژادپرستی می‌گویند. ما به عنوان جامعه ایرانی هم باید درباره این مسائل صحبت کنیم. نه تنها دولت مسئول هست، بلکه ما نیز به عنوان یک جامعه ایرانی باید در باره مشکلاتی که داریم، حرف بزنیم.»
از تعارفات معمول که بگذریم خود مختاری و خودگردانی نام هایی فریبنده برای همان تجزیه طلبی است. فدرالیسم نیز با ده ها مورد و مثالی هم که از اینسو و آنسوی جهان بر می شمرند، هنگامی که عملاً به ایران برسد، چیزی جز تجزیه و تکه پاره شدن مام میهن نخواهد بود. جهت اثبات این نظر کافی است مدیریت فقط یک متر مربع از زمین استان کردستان را به امثال حزب کومله و حزب دموکرات کردستان بسپارید تا ببینید که بلافاصله پرچم استقلال برافرازند و...
پارلمان اروپا نیز ضمن مثبت خواندن آن،صریحاً اظهار کرده‌که:صدای شما(ملل تحت ستم ایران)شنیده می شود و خوشحالی خود را نیز ازاینکه‌ ملیتهای گوناگون ایران، با هم و در کنار هم، با ایجاد فضایی دوستانه و قانونمند، سعی در تعالی حقوق نقض و پایمال شده‌ی خود هستند نیز ابراز کرده‌اند. اما ظاهرا شنیدن صدای مظلومیت ما ملل تحت ستم ایران از سوی مجامع بین المللی به‌مذاق شونیسم ملت حاکم و از جمله جناب‌آقای مهندس سام قندچی که‌کینه‌ی دیرینی از کنگره‌ی ملیتهای ایران فدرال و یکی از احزاب سرشناش کرد عضو آن...
فدراليسم بر حسب تعريف چيزی نيست جز تفکيک و تقسيم قدرت متمرکز سياسی بين حکومت مشترک مرکزی و مناطق مختلف يک کشور بر اساس اصل سوبسيدياريتی. اين اصل بخشی از اختيارات را به‌ تحتانی‌ترين سطح حکومتی و نزديکترين آن به‌ مردم (يعنی شورای شهرها) بازمی‌گرداند. و از آنجاست که‌ توزيع و تفويض صلاحيتها به‌ بالا (ايالت و فدرال) صورت خواهد گرفت. و اين گذشته‌ از تنوع ملی ـ قومی در کشور به‌خودی‌خود اصلی بسيار دمکراتيک است و اتفاقاً کسانی که‌ از دمکراسی توده‌ای دفاع می‌کنند، بايد بيش و پيش...
پیش از آغاز بحث پان ترکیسم، نظر و توجه به برخی از مفاهیم به درک و شناخت مطلب یاری می رساند. از این رو نخست به نام ترک و پیدایش آن در تاریخ پرداخته می شود. ترک ها از ملل کهن در تاریخ اند. از سوی خیلی از پژوهشگران مورد بررسی قرار گرفته اند. هرودوت( 5 قرن پیش از میلاد) آنان را از مردمان شرق و تارقیتا نامیده و در تورات هم از آنها یاد شده است. در منابع هندی، چینی و ایرانی نام ترک با تلفظ های گوناگون و نزدیک به هم مطرح شده است. در توضیح و معنی نام و کلمه ترک جمعیت شناسان و منابع اختلاف نظر دارند.
همچنین این روند ها در جامعه فراصنعتی ، موجب سازمان‌یابی سیاسی نوینی در جهان شده است و اتحادیه اروپا حاصل چنین روندی است بنابراین در صورت حل مسئله ملی در منطقه ما ؛ راه را برای ایجاد اتحادیه بزرگ خاورمیانه هموار می شود که در آن صورت منطقه ما بجای جنگ و فقر ؛ شاهد توسعه و همکاری های گسترده منطقه ای خواهد شد.
موضوع فدرالیسم در ایران، مساله‌ای حساس ، پیجیده و بسیار مهم است. واقعیت این هست که در چند سال اخیر، تقریباً همه اجلاس های سیاسی ایرانی حول محور فدرالیسم با بن بست مواجه شده‌اند و به اعتقاد ناظران سیاسی تا برای این موضوع راه حلی مشترک و مورد قبول برای اکثریت نیروهای دمکراسی‌خواه پیدا نشود، متاسفانه ائتلاف های سیاسی مخالفین در آینده دچار مشکلات جدی خواهد شد. - از طرف دیگر هزاران کامنتی که پای اینگونه مقالات گذاشته شده است، نشاندهنده آنست که احساسات ملی بر سیاست گفت و گو و دیالوگ طرفین برتری دارد
سخن گفتن تئوريك در مورد قوميت و مليت مجال فراوان مي‌خواهد. اما بايد توجه كرد كه در پارادايم دولت – ‏ملت مدرن، ملت‌سازي به سبك فرانسه و مدل تركيه كه ايران نوين از آن الهام گرفته است، به دموكراسي منجر ‏نشده بلكه براستبداد و ظلم‎ ‎‏ افزوده است. ايران قدرتمندِ داراي اقوام كثير، امپراطوري غير متمركز بوده است. ‏تمركز ساختاري در دوره ناصرالدين‌شاه به واسطه اصلاحات جوانمرگ شده‌ي اميركبير در ايران حاكم شد‏‎ ‎و با ‏مدل حكومت پهلوي اول كه مركز محور و دولت محور و زبان فارسي محور بود، اوج گرفت و...
اگر بپذيريم هويت ملی کشوری کثيرالاقوام چيزی نيست جز برآيند همه هويت های قومی موجود در آن کشور، مقابله يا بی توجهی به هر کدام از عناصر تشکيل دهنده آن، به نوعی موجب تضعيف هويت ملی خواهد شد - تنها حکومت هايی توان تامين عزت، سربلندی و رفاه مردمان محدوده سرزمينی خود را دارند که با پذيرش اصل تنوع اقوام و تکثر احوال،امکان زندگی مسالمت آميز و در نتيجه بهره برداری حداکثری از پتانسيل همه افراد آن جامعه را فراهم نموده باشند.