نظام جمهوری اسلامی چه وقت سقوط می کند ؟

«اندیشه ی تخلیه سیاسی وابسته » کشورهای هم پیمان و متحد همسایه های مشکوک به همکاری با جمهوری اسلامی می بایست صورت می گرفت که گرفت فروپاشی رژیم صدام حسین در عراق تضعیف نظام طالبانیسم و سلطه ی تروریسم در افغانستان راه انداختن موج «انقلاب های عربی» و حمایت از این انقلاب ها جابجایی قدرت ها در این کشورها تا حدود زیادی هم پیمان شدن با امریکا و اروپا و هم اینک بیرون راندن متحد ترین هم پیمان جمهوری اسلامی سوریه « تا سر حد سرنگونی اش» و تکیه کردن بر مخالفت های پیش آمده...

 نخست بپردازم به اینکه چرا جمهوری اسلامی  تا به حال سقوط نکرده است ؟

 1- « طولانی شدن عمر آیت الله خامنه ای و نمردن ایشان»

2 - « موقعیت زمانی از منظر طبقه بندی زمانی به سه دهه متوالی »  که به شرح مختصری ازاین «سه دهه » خواهم پرداخت که به «دهه اول  »«دهه دوم »« دهه سوم»  نامگذاری خواهد شد از دیدگاه جایگاه تاریخی و شرح اتفاقاتی که در طول این «سه دهه» «البته به طور نسبی»  صورت گرفته است که می تواند دلایل سقوط نکردن جمهوری اسلامی تا به حال باشد .

 «دهه اول» از عمر جمهوری اسلامی« دهه تاسیس جمهوری اسلامی و «دهه جنگ  و سرگرم و درگیر بودن مردم ایران به مبارزه با دشمن متجاوزی به نام عراق

«دهه دوم » دهه اصلاحات و رخنه اصلاح طلبان و سرگرم بودن  مردم ایران به بهانه یا بدون بهانه تغییرات جزئی  درچارچوب نظام جمهوری اسلامی   .

 « دهه سوم»  دهه  مداخله کشورهای غربی در منطقه  و سرگرم  و غرق شدن  مردم ایران در وارد شدن  غربی ها به جنگ هایی که در افغانستان و عراق صورت گرفت و مسئله حساس و خطیر برنامه اتمی جمهوری اسلامی این دهه هم بدینگونه گذشت  .

نخست وارد «مبحث  1» خواهیم شد  طولانی شدن عمر آیت الله خامنه ای و نمردن ایشان « جمهوری اسلامی  مساویست با آیت آلله خامنه ای و آیت الله خامنه ای مساویست با جمهوری اسلامی» لازم و ملزوم یکدیگرند بر هیچ کس پوشیده نیست که به احتمال زیاد  با مرگ  خامنه ای پایان جمهوری اسلامی در ایران ورق می خورد که  تراژدی غم انگیزی برای جمهوری اسلامی  خواهد بود  که حتی خود خامنه ای و سران سپاه پاسداران و جماعت روحانیون مدافع خامنه ای  که قدرت پشت سر خامنه ای هستند از آن اگاهی کامل دارند بعلاوه  قسمت کوچکی از طیف اصلاح طلبان  .

  آیت الله خامنه ای رهبری مرموز وزیرکی می باشند که  قبل از بدو تاسیس جمهوری اسلامی از سال 1342 در به ثمر رسیدن جمهوری اسلامی قبل و  بعد از خمینی ازجایگاه  ویژه ای برخوردار است و در طی این سه دهه پر نفوذترین مقام سیاسی و روحانی در حد خدای ساختگی بر جمهوری اسلامی حکم فرمایی کرده است  از مقام ریاست جمهوری گرفته تا در جایگاه رهبریت  نشسته است که در طول تاریخ  ایران هرگز چنین شخص با نفوذ زیرک  جاه طلب در عین حال« بسیار ترسو» برای هر گونه تغییرو تحولی در ایران به دلیل ترس از« سقوط خویش»  فرمانروایی نکرده است.                            

 در صورتی که اگرآیت الله خامنه ای  گریبانگیرترس بیش از انداره از سقوط خویش نمی بود چه بسا در عر ض این سه دهه می توانست نقش« مثبت و سازنده ای»  را برای تغییرات اساسی  فراتر از قانون اساسی به صورت «اوامر دمکراتیک »  درنقش پر قدرت خویش انجام بدهد و ایفای نقش  کند که متاسفانه غافل از نقش خویش شدند  که اما  این پیچیده گی توام با ترس وافراز سقوط  نتوانست او را  در یک مصاحبه مطبوعاتی داخلی و خارجی بکشاند وجز سخنرانی های هراز گاه ایشان با حفظ نت های نوشته شده از قبل ازاو ابتکار عملی دیده نشده است وملتی که ایشان رهبریت شان  را بر عهده گرفته است  هنوز نمی دانند رهبر مملکتشان چند همسر  و چند  فرزند دارد شکل و شمایل فرزندان رهبر چیست  اسامی شان چیست چه کار می کنند  در کجا زندگی می کنند و فراتر از نمایش هویت خانوادگی و محرمانه ماندن اسرار درون خانوادگی خامنه ای او هرگز حاضر نشد پایش را از ایران به خارج از ایران بگذارد و از واجبات ضروری یک مسلمان متعهد آن هم در مقام  رهبر شیعیان جهان و رهبر مسلمین جهان نتوانست در یک مراسم حج در عربستان سعودی حاضر شوند و پاسپورت ایشان در عرض این 32 سال سفید و دست نخورده باقی مانده است « البته تا آنجایی که حضور ذهن اجازه می دهد ».

  عموما اینکه  زندگی رهبر جمهوری اسلامی رهبر همیشه در صحنه که در بدترین شرایط جسمی وروحی به اجبار هم که شده است بر روی صندلی قدرت در انظار عمومی حاضر شده است  و ماتم یک روز در صحنه نبودنشان عذابی  برابر با سقوط  جمهوری اسلامی خودنمایی کرده است  زندگی  او همیشه در پرده ای از ابهام ها ترس ها تشویش ها گذشته و می گذرد واین زنجیره ی مبهم و پیچیده  تنها با مرگ ایشان از هم گسسته و از هم پاشیده می شود چه بسا که با اولین صدای شیپور اعلان مرگ ایشان حتی قدرت به خاک سپردن شان را نداشته باشند اما  احتمال می رود  چنین اتفاقی رخ ندهد که حتی منجر به ناتوانی از به خاک سپاری شان شوند و سلسله مراتب مداخلات خارجی و تحرکات در پیش رو مراسمی دیگری در پیش روی ایشان قرار دهد.

 «مبحث  2»   از دیگر دلایل سقوط نکردن جمهوری اسلامی از« دهه یک» که دهه تاسیس  جمهوری اسلامی و داغی تب تند بعد از انقلاب می باشد که اگر نارضایتی هم در جامعه بوده که حتما بوده و هست  که اما در شوک بعد از انقلاب گذشت که کمتر به فروپاشی و سرنگون کردن این رژیم منتهی می شد چرا که در این دهه هنوز «انرژی و آثاری» از رژیم گذشته بر جای مانده بود که می توانست کمتر به نارضایتی مردم از لحاظ اقتصادی بی انجامد منهای به یغما بردن آزادی های سیاسی فردی اجتماعی فرهنگی مذهبی  و دیگر مایحتاج روحی روانی یک جامعه که شاید کمتر می شد به آنها در دوران بعد از انقلاب حساس بود چرا که ملت هنوز به دستاوردهای انقلابشان «ایمان و اعتقاد داشتند».

  این همان جمهوری اسلامی بود که می خواستند اجبار به داشتن حجاب «اشکالی نداشت» چادر و چاقچور بر سر کردند بستن کاباره ها بارها دیسکوها «اشکالی نداشت» در خانه به خمر «شراب» پرداختند وپنهانی خریدند و پنهانی خوردند و می خورند  جدا کردن دختران از پسران در مراکز آموزشی  و مدارس وسایر اماکن عمومی و فرهنگی و تبعیض جنسیتی  «اشکالی نداشت » در پستوی خانه ها دختر و پسر  کنار هم نشستند و گپ زدند و می زنند .

  بازداشت های دسته جمعی  اعدام های دسته جمعی  شکنجه های علنی و  محدودیت های گسترده  آزادی زنان .... « اشکالی نداشت»   که هیچ از اصول ابتدایی برای تداوم آرمان های  انقلاب نیز محسوب می شد  اما با« وارد شدن به جنگ» موضوع حساسیت و انعطاف و لطافت خود را «برای مردم دهه یک از دست داد» جنگ تمام دستاوردهای اقتصادی از رژیم گذشته را نابود کرد در این شرایط کمبودهای اقتصادی گریبانگیر مردم ایران شد  و «تفکر آزادی نباشد اشکالی ندارد» جایش را به« شکم گرسنه دین و ایمان نمی شناسد» داد  .

 در این برحه از زمان بود که «چشم ها گشوده شد»« گوش ها شنوا شد» و تفکرها مانند زنگ خطر آژیرکشان ملتی را از خواب بیدار کرد که علاوه بر به یغما بردن آزادی های فردی و اجتماعی در تمامی موارد خود دچار ورشکستگی اقتصادی روحی روانی و آثار به جای مانده از جنگ هم شده اند .

 جسم داغ دیده ها از تمامی این موارد به دنبال راه  گریز و نجات بود که« دهه یک  با پایان جنگ و مرگ آیت الله خمینی کلید خورد» چرا که در «پایان دهه یک و مرگ آیت الله خمینی پایان انقلاب خمینی هم بود» اما «پایان جمهوری اسلامی نبود» خمینی  اسطوره ای که روزی ملت او را ستودندو روی تخم چشمانشان گذاشتند و مرگ او باورهایشان را صیقل داد که روح اللهی که از او بت ساخته بودند دائم العمر زنده نیست و تنها از او مقبره ای بر جای ماند .

«دهه دوم جنگ تمام شده بود» آیت الله خمینی مرده بودند و حضوری در صحنه برای تشکل ظاهری اجتماع میلیونی نداشتند« با به خاک سپرده شدن خمینی اعتقادی به فروپاشی جمهوری اسلامی نبود» چرا که مراکز قدرت در دست یاران وفادار خمینی بود و «اختلافی» در این اتحاد انقلابی مذهبی وجود نداشت رفسنجانی خاتمی  محسن رضایی خامنه ای  ودیگر روحانیون و سیاسیون قدرتمند و «حافظ جمهوری اسلامی» در کنار هم  زنجیره ای ناگسستنی بودند .

 در این دهه بود که «رهبریت خامنه ای» توسط یاران وفادار و  متحد و هم پیمانش  بخصوص شخص «هاشمی  رفسنجانی»  بعد از حدود 8 سال ریاست جمهوری خامنه ای به رهبریت بعد از فوت خمینی   تثبیت شد و  به رهبری رسیدند  و خاتمی بنیانگذار اصلاحات دوشادوش خامنه ای وارد صحنه شدند تا در چارچوب نظام برای حفظ بقای کل نظام انجام وظیفه کنند با اندک تغییرات ظاهری در جامعه  اما «موضوع مهمی که در بیت رهبری از آن غافل نبودند»  اینکه حتی کوچک ترین تغییر برای تغییرات بوجود آورنده  در جامعه بعد از فرو پاشی نظام گذشته که مسلسل وار به درو کردن تمام بناهای جامعه در تمام سطوح جامعه صورت گرفته بود« ضربه ای مهلک»  بر تمام ستون نظام خواهد بود برداشتن یک خشت از این بنای  بی پایه  تاسیس شده « ویران کردن »  کل نظام جمهوری اسلامی  محسوب می شد چنانچه در عرض این 32 سال هیچگونه حتی به اندازه یک نقطه ی کوچک هم در این نظام تغییری صورت نگرفته است و نخواهد گرفت .

«در این دهه سید محمد خاتمی به عنوان یک پاسدار از جان گذشته» از تمامیت جمهوری اسلامی دفاع کردند و با این اندیشه که باقی مانده عمرشان  که بیشتر از نیمی از آن را سپری کرده اند « ارزش ریسک»  اقدام به ایجاد تغییرات بنا بر خواست عمومی جامعه را ندارد پس چه بهتر در مسیر همین نظام بود و ماند و حتی «مخالفت کرد اما اقدام نکرد» چرا که مخالفت با اقدام به مخالفت 2 معقوله جدا از هم هستند و در این راه هرگونه  گامی برداشتن در چنین نظامی برابر با  نفله کردن جان خود و « جان نظام  » است پس این باقیمانده از عمر خود را به مخالفت گذراندند اما دست به هیچ اقدامی نزدند هر چند کوچک ترین اقدام برای  تغییر اگر هم  صورت می گرفت که نگرفت  باز هم غنیمت بود و شادمانی را به جامعه بیمار روحی ایران  می کشاند و باعث نشاط جوانانی می شد که در اوج ناامیدی به ایشان دل بسته بودند و با میل و رغبت در انتخابات ریاست جمهوری شان شرکت کردند و حماسه  سال 1376  عددی معادل  با 20 میلیون رای را برای ایشان رقم زده بودند  . 

 در اینجاست که تفاوت  2 انتخاب ریاست  جمهوری  در 2 مرحله مشهود است و تجربه تلخ و پر دغدغه همراه  با جان لرزه ای که نظام از« انتخاب  اقای خاتمی » داشت تجربه ی  دردناکی بود که در مورد انتخاب آقای میر حسین موسوی تاثیر چشم گیر خودش را  در دهه سوم  گذاشت و ریشه ی  ریاست جمهوری ایشان را در همان مرحله ی نخست خشکاندند تا در سلسله مراتب بعدی بعد از ریاست جمهوری میرحسین موسوی دغدغه خاطری به عنوان  رفرمیسم در جامعه نداشته باشند و در همان سنت حاکمیت کلاسیک جمهوری اسلامی  حرکت کنند.

 پس  آقای خاتمی  اسطوره ی هشت  ساله ی  اصلاحات درون ذهنی خویش  و وعده های شعارگونه و  بی پایه و اساس دهه دوم  به ناچار ترک صحنه کردند   و اسطوره ای به نام میرحسین موسوی قهرمانی با پشتوانه عظیم مردمی  که نه به شعار های تخیلی  و نه به قدرت و نه به  ریاست جمهوری  خویش می اندیشید که هزینه ای برابر با جانش در این راه پرداخت کرد و هرگز کوتاه نیامد و سینه سپر کرد وارد تاریخ روزگار خویش در دهه سوم  شد تا  « همیشه ماندگار»  بماند «پس دهه دوم بعد از انقلاب»  بدون هیچ گونه تغییرو تحولی که جامعه ایرانی از آن انتظار داشت  «گذشت»  و باورهای مردم  ایران به یاس و ناامیدی از اصلاحات در سایه ی بودن رهبریت آقای خامنه ای سوق داده شد .

 «در دهه سوم» که با یازده سپتامبر در نیویورک تقریبا  توام بود و شروع شد  «آغاز جهش های مردمی در ایران بود»  که «خسته از انقلاب» « خسته از جنگ»  و «خسته و سرخورده از اصلاحات »  بودند جرقه ای تازه ایجاد کرد که برای ریشه کن کردن تمام این ناملایمت ها ناتوانی ها ندانم کاری ها نخواستن ها می توان« تکیه بر قدرت خارجی »  داشت چاره ای جز این نبود « دو دهه در انتظارها و نشدها  گذشته بود»  با خشم ایالات متحده امریکا از ماجرای تروریستی 11 سپتامبر «موج جدید گریز از جمهوری اسلامی»  به سوی ایران کشیده شده بود و هر لحظه احتمال حمله امریکا به جمهوری اسلامی به خاطر احتمال دست داشتن در  عملیات تروریستی نیویورک  می رفت که شاید بتوان گفت امید یا راه نجاتی به سوی مردم ایران  دمیده شده  بود  «علاوه بر مردم افغانستان و عراق »  .

  اما بر خلاف  انتظار مردم ایران  امریکا به افغانستان و عراق حمله کرد و رژیم های جدیدی را در این 2 کشور سرکار آورد اما در ایران این اتفاق صورت نگرفت و در عرض این یک دهه همچنان این انتظار در مردم ایران  به چشم می خورد که شاید از طریق  این اقدام منجر به سقوط جمهوری اسلامی گردد .

 اما تنها حادثه تروریستی 11 سپتامبر  در امریکا عامل اصلی هدف امریکا و یا غربی  ها برای برخورد با ایران   نبود که شاید  با این برخورد پدیده ای به نام فروپاشی رژیم و سیستم نظام حاکم بر ایران را همچون عراق و افغانستان عملی سازد « در دهه سوم»  از عمر جمهوری اسلامی جهان متوجه« برنامه ی اتمی جمهوری اسلامی»  نیز شده بود  که نمی توانست آغاز کننده  « جنگ نابهنگام » با ایران باشد یا «فرصت فوری »  بعد از حمله به این 2 کشور افغانستان و عراق به  ایران  را نیز  داشته باشد ویا بتواند از « حرکت های اعتراضی داخلی»  نیز در ایران حمایت و پشتیبانی کند و یا دورتراز واقعیت حمایت و پشتیبانی از اینگونه حرکت ها را داشته باشد چرا که  اینگونه اعتراضات داخلی  تنها جنبه ی  حقوق بشری در ایران  داشت که اگر در نتیجه حتی به پیروزی مردمی در ایران می انجامید شاید به بحران نقض حقوق بشر در ایران کمک می کرد  و خطر تروریسم در منطقه و جهان را  می زدائید و از 3 اختلاف و تشنج جهانی که  « موضوع حقوق بشر» « موضوع تروریسم » و« موضوع اتمی جمهوری اسلامی»  بود تنها 2 بحران از 3 بحران پیش روی غرب در مقابل ایران را حل می کرد و مشکوک بودن برنامه  ی اتمی  ایران و« نابود نشدن»  تاسیسات هسته ای ایران بزرگترین مشغله ذهنی غرب  همچنان باقی می ماند که این آینده نگری غرب «در اواخر دهه سوم» با برنامه ریزی حساب شده برای برخورد با ایران را پی ریزی کرد که این برنامه ریزی در منطقه کاملا مشهود  است که محسوس ترین دلیل « اندیشه  ی تخلیه سیاسی وابسته »  بود که باید گفت :  

 «اندیشه ی  تخلیه سیاسی وابسته »  کشورهای هم پیمان و متحد  همسایه های  مشکوک به همکاری با  جمهوری اسلامی می بایست صورت می گرفت که گرفت فروپاشی رژیم صدام حسین در عراق تضعیف نظام طالبانیسم و سلطه ی  تروریسم  در افغانستان  راه انداختن موج «انقلاب های عربی»  و حمایت از این انقلاب ها جابجایی قدرت ها در این کشورها تا حدود زیادی  هم پیمان شدن  با امریکا و اروپا  و هم اینک  بیرون راندن متحد ترین هم پیمان جمهوری اسلامی سوریه « تا سر حد سرنگونی اش»  و تکیه کردن بر مخالفت های پیش آمده « مخالفین پوتین در روسیه»   عوامل ایجاد قدرت و توانایی برخورد با جمهوری اسلامی است  که «در دستور کار تا سقوطش »  مرحله به مرحله انجام شده و خواهد شد .

منبع: 
ایران گلوبال
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقاله ی منطقی بود ، اما عده ای میتوانند درک کنند که حقیقت بین اند،این حکومت چنان مغذ هارا با اسلام شست وشو داده که نا امید میشویم از این مردم چ برسد ب این حکومت تنفر آمیز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به خیلی از نکات اشاره نکرده بودید یه انتقادی از ایالات متحده دارم و اونم اینه که امریکا با سیاست های نادرست نظام مذهبی ایران رو نزد مردم ایران مانند بت پرستیدنی کرد.بارها مقامات ایران گفتند که رفتار های تحاجمی ایالات متحده به نفع نظام مذهبی ایران تمام میشود و خامنه ای و ساختار حکومتی ایران را قوی تر میکند . اقای ترامپ یا باید توافق را پاره نکند یا اگر پاره کرد باید تا اخر مسیر پیش رود.فشار بر مردم ایران بهترین ابزار برای از پا دراوردن ساختار مذهبی ایران است اگر دقت کنیم 27 میلیون نفر به روحانی رای دادند یعنی از نظام مذهبی ایران خسته اند امریکا به عقیده ی من باید امثال روحانی را در ایران تقویت کند نه این که تضعییف کند.به هز حال ایالات متحده باید رویکردی ثابت را در پیش گیرد چون از دل ثبات پیشرفت و شناخت حاصل میشود تغییر مداوم همه چیز را به اول برمیگرداند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی ساده و خودمونی بگم:این نظام توسط انگلیس هدایت میشه هر وقت مصر دشمن اسرائیل بشه ایران دوست اسرائیل یعنی سرنگونی نظام. اسرائیل بعد از تشکیلش رفت به سمت امریکا درصورتی که انگلیس اسرائیل رو تشکیل داده بود! جالب یکبار تا الان نشده خبرهای انگلیسی از خامنه ایی و نزدیکاش پرده برداری کنه تمام مهره های سوخته که همه میشناسن رو تو شبکه های انگلیسی میگه ولی تو شبکه های امریکایی اشاره ایی میشه. دوستان ندیدن تو برنامه منوتو همه شخصیتها بصورت کارکاتور درست شده بودن ولی خامنه ایی نه! اگه تاریخ تشکیل شوروی با روی کار اومدن للین رو بخونین انگار شخصیت للین همون خمینیه! کاملا از قبل برنامه ریزی شده بود. این نظام برای همین اومد روی کار چون اولا مهره سوخته شده بود و شاه دیگه نمیخواست از انگلیس و امریکا پیروی کنه و خودش تصمیم بگیره دقیقا مثل پدرش رضا شاه که شاخ شد برا همون انگلیس که گزاشتش کنار.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این اتفاق به هیچ وجه نمیوفته چون مردم ایران همگی دارای یک اندیشه واحد نیستن
در عین حالی که بعضیا جون میدن در راه کشور و انقلاب و...
اون طرف بعضیا متنفرند از انقلاب صورت گرفته و رهبر کشور و هیچ اماری هم نیمتونه بگه چند درصد به چند درصد هستند
اما اون چیزی که صد درصدی هست اینه که حکومت ایران هرچقدر هم بالا وپایین بره سقوط نمیکنه چون اگه قرار بود سقوط کنه تا حالا کرده بود

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام خسته نباشید خانوم مقاله خوب و مفیدی بود .تشکر

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تظاهرات همگانی را هرگز نمیتوان سرکوب کرد، اگه همه مردم بریزن تو خیابونا، جمهوری اسلامی نمیتونه سرکوب کنه تظاهراتو، اگه همه مردم تو تظاهرات شرکت کنن ، اون وخ میتونن همه کلانتری ها و پادگان ها رو بگیرن و جمهوری اسلامیو سرنگون کنن ، اگه همه مردم بیایان خیابونا ، مثه سیل که هیچی جلو دارش نیس، جمهوری اسلامی هم نمیتونه سرکوب کنه

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام دوستان مقاله بسیار جالب وپرمحتوا درنوع خود بود
نویسنده آگاهانه به مسائل پرداخته باهوشیاری کامل ممنون از دوستان گلم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام و درود فراوان بر شما هموطن ، با توجه به احترام زیادی که برای شما قائلم اما متاسفانه باید بگویم مقاله ی بسیار ضعیفی بود به طوری که سطحی و ابتدایی ترین تحلیل ها را نیز برخوردار نبود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تنها راه نابودی جمهوری اسلامی تجریم اقتصادی همه جانبه و کمرشکن بود که متاسفانه بنظر می رسد خود دستگاه حاکمه آمریکا بدش نمی آید اینها بمانند همیشه سربزنگاه در سخت ترین شرایط بداد رژیم می رسند
من همیشه همه جا می گویم شاه یک مهره بود این اواخر اطاعت نمیکرد و قصد اتمی کردن ایران اقتصادی برابر فرانسه خواهان شد برش داشتند و خمینی مهره آمریکا بود به چندین دلیل میتوان توطئه بودن انقلاب ایران را اثبات کرد یکی اینکه چرا شاه خمینی را نکشت فقط تبعید کرد دوم چرا شاه یا سیا در نوفل لوشاتو خمینی را با یک تک تیرانداز نکشت براحتی میتونستند بیندازند گردن عوامل دیگر یا چرا ناو آمریکایی مستقر در خلیج فارس هواپیمای امام را نزدند همانطور که سال 67 هواپیمای مسافری ایران را زدند یا چرا ارتش ایران در زمان ورود امام کاری نکرد چرا آمریکا وسایل ضد شورش را علیرغم درخواست شاه به او نفروخت؟!

نظر: 
مهناز جان علاوه بر نعمت زیبایی که خدا به شما داده واقعا زیبا و دقیق هم می نویسی در تعجبم این همه شایستگی را خدا یک جا به شما داده کم کم حسادت می کنم !!!! البته شوخی می کنم موفق باشی هم وطن من

نظر: 
چیزی برای گفتن نداشته و و هی تکرار فضای تخیلی با بار و با نگرشی سبک و ساده اندیشانه همه چیز به پایان میرسد.

نظر: 
من معتقدم مقاله بار سنگین تاریخ و سیاست را به دوش کشیده نویسنده با زیرکی خاصی با توجه به ادبیات پربارشان این 32 سال عمر نکبت بار جمهوری اسلامی را به نگارش کشیده دید وسیع سیاسی نویسنده همراه با درگیر بودن لحظه های تاریخی که هم زمان نویسنده با آن برخورد داشته به روشنی و بدون موضع گیری خاصی بیان شده مقاله بسیار پر محتوایی بود

نظر: 
چرا مدیر سایت ایران گلوبال هر نظر ............را زیر مقاله نویسندگان محترم و شناخته شده چاپ می کند ادم هایی که در اندازه نظر دادن نیستند و بی اسم و رسم و بی هویت هستند و زیر مقاله ها اظهار نظر می کنند مدیر سایت باید اینگونه نظر های خصمانه را که جنبه خصومت های شخصی دارد و نمایانگر اوج حسادت نسبت به نویسنده مقاله را دارد چاپ نکند نقد سازنده با ابراز نظر شخصی که از روی بغض و کینه نوشته می شود فرق دارد

نظر: 
متاسفانه مقاله ای ضعیف و بدون انسجام ، بدون نتیجه گیری ، پر از اشتباهات تاریخی و گرامری و بسیار گنگ و غیر کارشناسی میباشد ، امیدوارم دفعه بعدی مقاله پخته تری از نویسنده بخونم

نظر: 
بسیار بسیار مقاله ی ضعیفی بود. تحلیل خاصی هم ارائه نداده بود فقط تاریخ جمهوری اسلامی رو دسته بندی کرده بود. دارم به این فکر میکنم که چرا این روی سایت منتشر شده اصلا؟

نظر: 
نویسنده این مقاله .......استفاده از جملات کنگ و بعضا نامانوس و نامفهوم طوری که به خواننده القا میشود این متن توسط google translate از انگلیسی‌ بفارسی برگردانده شده یا فارسی زبان دوم نویسنده آن هم در سطح farsi as a second language۲ می‌باشد در مورد اطلاعات سیاسی و تاریخی‌ فقط به یکی‌ دو مورد اشاره می‌کنم "عدم انجام مسافرت آقای خامنه‌ای به خارج از ۳۲ سال پیش تا کنون و پر نفوذترین مقام روحانی و سیاسی خواندن وی ظرف ۳۰ سال گذشته که به قول نویسنده در حد "خدای ساختگی" حتا در دوران ریاست جمهوری بر جمهوری اسلامی حکمرانی کرده.