اپوزیسیون و نتایج عدم اعتراف به حقوق ملتها در ایران

انچه ماجرا را مضحکتر جلوه میدهد دعوت و تبلیغ انها از احزاب دیگر ملتها برای ایرانی ازاد و دمکراتیک در اینده است که نه از لحاظ گفتاری و نوشتاری و نه از لحاظ رفتاری کوچکترین انعکاسی از مصداقیت انها در این دعوات و تبلیغات نشان داده نمیشود، و نمونه بارز ان اعتراض جمع کثیری از اپوزیسیون در بیانیه مشترک احزاب دمکرات و کوموله بود.

با نگاهی سطحی بر رفتار اپوزیسیون هر انسان عاقلی متوجه میشود که این مثلا اپوزیسیون در واقع کوچکترین مشکلی با رفتار غیر انسانی و جنایتگونه نظام حاکم در حق ملتهای دیگر ندارد و تنها زمانی اظهار فضل مینماید و سینه خود را چاک میکند و بیانیه صادر میکند که یقین داشته باشد که جنایتهای رژیم در قبال ملتهای غیر ( بخصوص ملتهای خاصی ) در اعتراض و بیانه  های انها انعکاس پیدا نکند و سر صدایی بر پا نکند.                                                                                                    

انچه ماجرا را مضحکتر جلوه میدهد دعوت و تبلیغ انها از احزاب دیگر ملتها  برای ایرانی ازاد و دمکراتیک در اینده است که نه از لحاظ  گفتاری و نوشتاری و نه از لحاظ  رفتاری  کوچکترین انعکاسی  از مصداقیت انها در این دعوات و تبلیغات نشان داده نمیشود، و نمونه بارز ان اعتراض جمع کثیری از اپوزیسیون در بیانیه مشترک احزاب دمکرات و کوموله  بود.

در واقع  تمامی 4 زمامدار دوره معاصر ایران  از رضا خان گرفته تا خامنه ای همگی در نهایت یک نوع سیاست را در قبال ملتهای در ایران اعمال میکردند با این تفاوت که ابزارهای انها برای رسیدن به ان هدف تفاوت میکرد رضا خان با زور و قدرت و چوب و چماق و تفنگ عمل میکرد فرزندش به دلیل اینکه تحصیل کرده اروپا بود سیاست انگلیسی – امریکایی همراه با زور و زر در پیش گرفته بود ، رژیم کنونی نیز سیاستش اشکارتر از انستکه در باره ان صحبتی شود.اما اپوزیسیونی که مثلا علم مخالفت با نظام دینی حاکم برایران را برافراشته است نیز در واقع دقیقا همان مسیری را طی میکند که سه دهه قبل خمینی برداشته است با این تفاوت که خمینی شعارهای دینی را علم  کرده بود  که بیش از 98% جمعیت ایران را پیروان همان دین تشکیل میداد و سپس با استفاده از همان  شعارهایی که اغلب  دروغین و من دراوردی بود فجایعی را رقم زد که همه از ان اگاه هستند، ملی گرایان قوم غالب نیز شعارهای ملی ملتی را علم کرده اند که در بهترین حالت تنها نیمی از جمعیت ایران از ان قوم هستند و بیشتر نیمه دیگر جمعیت ایران کوچکترین سنخیتی با شخصیتهای ملی ملت غالب در ایران ندارند، شخصیتهای ملیی که ارزش و اعتبار و تقدیس انها از دید همین اپوزیسیون از شخصیتهای دینی بسیار بسیار بالاتر شده است. بنابراین با اینگونه رفتار و گزینشی عمل کردن اپوزیسیون چه تضمینی وجود دارد که در صورت رسیدن به قدرت همین اپوزیسیون همان بلایی که خمینی و خلیفه اش بر ملتهای دیگر روا داشته اند همان بلا و شاید بدتر از انرا بر ملتهای دیگر روا ندارند. اینان که اکنون دارای هیچ قدرت اجرایی و قضایی در مملکت نیستند اینگونه اند وای به ان روزی که صاحب قدرت شوند.

واقعیت انست که اینده ایران از دو حالت خارج نیست یا تجزیه ویا رسیدن به نظامی فدرال براساس جغرافیای قومی که در دو حالت انچه باقی میماند ملتهایی سربلند از ازادی خود و نیز شرمساری شبه اپوزیسیونی که اکنون دم از ازادیخواه و دمکراتیک بودن خود میزند چرا که دیگر اینده کشورها را زمامداران و یا ملتهای غالب رقم نمیزنند بلکه بلوغ سیاسی ملتها و واقف بودن ملتهای مظلوم و مورد ستم به حقوق و حقانیت خود است  که اینده سیاسی کشورها را رقم میزند و عدم اعتراف به حق ملتها و نیزسکوت در قبال ظلم و ستمی که بر انها روا میشود تنها به صرف تفاوت قومی و زبانی از جانب اپوزیسیون چیزی نیست که در اینده براحتی بتوان برای ان دلیل تراشی و یا فلسفه بافی کرد و در واقع تمامی این سکوتها روزی شکسته خواهد شد و ملتهای مظلوم خواهان جوابی برای ان خواهند بود.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درموردمسائل ملی اپوزیسیون فارس زبان نداریم موضع پوزیسیون(حاکمیت فارس زبان) وباصطلاح اپوزیسیون درسازمانهای پرطمطراق ودهن پرکن جمهوریخواهی ودموکرات منشی وفعالین منفرد،بادلقک های تلویزیونها ومدیای رنگارنگ پان فارسیسم درموردمساله ملی یکی است.مگرندیدید ونخواندید که بیانیه ارتجاعی تمامیت ارضی رااین روشنفکران طرفداروحدت کلمه خمینی درکناربنی صدرقاتل کردستان امضاء کردند واین ننگ ابدی راباجان ودل پذیراشدند که ننگشان باد