ادبیات چپ سنتی را باید از جنبش سیاسی آذربایجان طرد کرد

نقدی گذرا به مقاله "مانیفست مهران بهاری" به قلم علی قره جه لو
از وظایف اصلی فعالین و نویسندگان متعلق به جنبش ملی دمکراتیک خلق ترک در ایران پروراندن ادبیات سیاسی دمکراتیک و استفاده از ادبیات سیاسی در اشکال مدرن و پداگوژیک آن است. امروز نسل جوان ترک در آذربایجان و ایران انتظار بیشتری از فعالین و نویسندگان میان سال خود دارند.
قرار نیست هر کسی و هر نسلی تجارب گذشته را دوباره تجربه کند.

نقدی گذرا به مقاله "مانیفست مهران بهاری" به قلم علی قره جه لو

آقای علی قره جه لو طی مقاله ایی تلاش کرده اند دیدگاههای مهران بهاری را تحت عنوان "مانیفست مهران بهاری" برای خوانندگانشان توضیح دهند. اما مرور این مقاله، جدا از فکر جاری در آن، نظر مرا به مسئله دیگری جلب کرد. مسئله ایکه نه تفاوت در فکر بلکه متدهای مورد استفاده در این مقاله است. متدهایی که نه تنها در راستای شکوفایی ادبیات سیاسی جنبش ما نیست، بلکه نشانهء از یک عقب گرد به گذشته و توسل جستن به معیارهای عقب مانده چپ سنتی است که نهایتا غیر از تخریب حاصل دیگری برای جنبش ملی دمکراتیک خلق ما ندارد. من در اینجا بصورت خلاصه تنها به سه مورد از این متدها که ماهیتا نه تنها نادرست بلکه حتی غیراخلاقی نیز هستند، اشاره میکنم.

 

یک: زبان ترکی مقاله مورد انتقاد و زبان فارسی نقد 

 زبان نوشتاری مقاله آقای مهران بهاری که آقای علی قره جلو در این مقاله به اصطلاح آن را نقد کرده اند به ترکی نوشته شده است. اما پاسخ و نقد ایشان به این مقالهء ترکی به زبان فارسی تحریر شده است. آیا برای هر خواننده ایی این پرسش پیش نمی آید که چرا آقای قره جه لو نقد خود به یک مقاله ترکی را به فارسی تحریر کرده اند؟ اگر مقاله آقای بهاری به ترکی است، یعنی فقط ترکی خوان ها از متن مقاله ایشان میتوانند مطلع شوند و اگر آقای قره جه لو متن مقاله انتقادی خود را به ترکی می نگاشتند باز هم تنها ترکی خوان ها میتوانستند متن مقاله ایشان را بخوانند. اگر چنین میبود عدالت برقرار میشد. اما انتخاب زبان فارسی برای نقد مقاله (به زبان ترکی) مهران بهاری و انتشار آن در مئدیای فارسی چه معنی دیگری غیر از به اصطلاح افشای مهران بهاری در مئدیای فارسی و خوش خدمتی به این مئدیا میتواند داشته باشد؟

آیا آقای قره جلو نمیداند که نوشتن نقد به زبان فارسی (آنهم با آن لهن تند مملو زا توهین، تحقیر و تحریف) علیه فعالین و یا نویسندگان ترک در ایران میتواند به مسمومیت بیشتر فضای مئدیای فارسی و جامعه فارس نسبت به جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان کمک کند؟

 

انتشار نقد مسائل داخلی جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان به زبان فارسی، غیر از فرستادن سیگنالهای نامرئی در مظلوم نمایی به جامعه سیاسی فارس در ایران و جلب حمایت آنان در برخورد با اندیشه ها و یا گرایشان فکری و سیاسی در جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان نیست؟

غیر از این چه هدف و انگیزه ایی میتواند فارسی نوشتن یک نقد علیه یک مقاله ترکی را توضیح دهد؟

به نظرم استفاده از این روش منافع خلق ترک در ایران و جنبش ملی دمکراتیک متعلق به این خلق در آذربایجان را تامین نمیکند. بلکه این روش مطلقا در استخدام منافع غیر آذربایجانی و غیرترکی در ایران است.

 

دو: سایتهایی که این مقاله را منتشر کرده اند

مقاله "مانیفست مهران بهاری" آقای علی قره جه لو در چهار سایت فارسی (اخبار روز، ایران گلوبال، عصر نو و راه کارگر) و سایت متمایل به چپ فارس یعنی آذربایجان آنلاین و (بالاجبار) در سایت آچیق سؤز (که آقای قره جه لو عضو این گروه محسوب میشود) منتشر شده است. به عبارت ساده تر این نوشته از سوی سایتهای فارسی زبان مورد استقبال قرار گرفته است. مطمئنا و بتدریج سایتهای فارسی زبان بیشتری این مقاله را نیز منتشر خواهند کرد. اما این تصور که سایتهای آذربایجانی بیشتری این مقاله را منتشر کنند بسیار غیرمحتمل است.

فکر میکنید، علت گرایش سایتهای فارسی زبان برای نشر این مقاله چیست؟ اگر مقاله در جهت منافع خلق ما منتشر شده است، معمولا در سایتهای فارسی مهر سانسور میخورند. اما این مقالات در سایتهای آذربایجانی بصورت وسیعی منتشر میشوند.

 

علت استقبال سایتهای فارسی زبان از این مقاله یکی دیگر از جهت های منفی متدی استکه نویسنده مقاله آگاهانه و یا ناخودآگاه در نوشتار خود و در عین حال انتخاب زبان آن به خطا رفته است. متدی که خود گویایی غیر اصولی بودن این شیوه کار و حتی گاه غیراخلاقی بودن و خودزنی آن را نشان میدهد.

 

سه: بازتولید ادبیات چپ سنتی در توهین، تحقیر، تخریب و تحریف

اول قصد داشتم تمامی مفاهیم توهین آمیز، تحریف شده و تحقیرکننده را در این مقاله بشمارم بعد از یکی دو پاراگراف متوجه شدم که شمار این نوع واژه ها و مفاهیم بقدری زیاد است که نیازی به شمردن آنها نیست. چون خواننده این مقاله به راحتی وزن سنگین این واژه ها و مفاهیم اهانت آمیز و تحقیرکننده را حتی در سطور و پاراگرافهای اولیه آن متوجه خواهد شد.

بخشی از مفاهیم تحقیر و توهین آمیز و تحریف شده ایی که آقای قره جلو آقای مهران بهاری را به آن متهم میکنید را از متن مقاله یادآور میشوم تا هر کسی حدیث مفصل را از این مجمل بخواند؛ (اتهامات) "به انحراف کشاندن حرکت ملی-دمکراتیک آذربایجان، "نجات جمهوری اسلامی"، "شبکه ایی که در تاریکی کمین کرده"، "جا انداختن سیاست انحرافی و عمیقا ارتجاعی"، (تحقیرها) "شبکه مهران بهاری"، "اشباه مجهول الهویه"، "شبکه لو رفته"، "امام غایب"،  "ادعاهای انحرافی"،  (توهین ها) "خانه اشباح"،  "شیادی"، "دنائت ها و پستی ها"،  (تحریف ها) "دشمنی با چپ"، " نفرت پراکنی در بین ملیتها"، " رو در رو قرار دادن خلق آذربایجان با خلق فارس" و...!

زبانی که در نقد خود از این مفاهیم استفاده میکند زبان سیاسی چپ پوپولیستی و سنتی است. این زبان با ادبیات مدرن سیاسی در تعارض است. نگاه مثبت در این زبان مرده است و تخریب حرف اول را میزند. ادبیات سیاسی جنبش ملی دمکراتیک خلق ترک در ایران بایستی این ادبیات را برای همیشه از خود دور کند. بایستی از بازتولید این زبان و خودزنی های آن در جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان ممانعت به عمل آورد. جنبش خلق ما بایستی به یک زبان سازنده، دینامیک ، زنده و مدرن تکیه کند و از توهین، تهمت و افترا بستن به مخالفان فکری خود برای همیشه دست بشوید. این آنچیزیست که قلم آقای علی قره جلو در این نوشته در تناقض با آن عمل کرده است. 

 

نتیجه گیری:

یکی از وظایف اصلی فعالین و نویسندگان متعلق به جنبش ملی دمکراتیک خلق ترک در ایران پروراندن ادبیات سیاسی دمکراتیک و استفاده از ادبیات سیاسی در اشکال مدرن و پداگوژیک آن است.  امروز نسل جوان ترک در آذربایجان و ایران انتظار بیشتری از فعالین و نویسندگان میان سال خود دارند.

قرار نیست هر کسی و هر نسلی تجارب گذشته را دوباره تجربه کند. انتقال تجارب مبارزاتی و تاکید به شیوه های دمکراتیک در برخورد با مسائل سیاسی خود راهگشای برپایی یک جامعه دمکراتیک در آینده است. فعالین پیشرو جامعه سیاسی ترک در ایران بایستی با رفتار و کردار خود به برپایی و تحکیم مناسبات دمکراتیک میان فعالین جنبش ملی دمکراتیک آذربایجان کمک کنند.

آیا مقاله مورد ذکر آقای علی قره جه لو با مضامین مورد استفاده اش میتواند در خدمت تحکیم مناسبات دمکراتیک در درون جنبش سیاسی خلق ترک در ایران قرار بگیرد؟ پاسخ من به این پرسش منفی است.

Yunes.shameli@gmail.com

20121022

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با پوزش از خوانندگان، این نوشته من بدلایل فنی متاسفانه بصورت ناقص منتشر شد. با سپاس از دوستانی که مرا متوجه این نقصان ساختند، بخش جا افتاده را باگاهی خوانندگان می رسانم. سیروس مددی. ******

انتقاد دیگر آقای شاملی به آقای قره جه لو این است که ایشان از ادبیات «چپ سنتی» در نوشته خود استفاده کرده است. این ادبیات کدامند؟ قره جه لو نوشته است که شبکه مهران بهاری شبکه ای است که «در تاریکی کمین کرده»، برای "به انحراف کشاندن حرکت ملی-دمکراتیک آذربایجان" و برای "جا انداختن سیاست انحرافی و عمیقا ارتجاعی" و" نفرت پراکنی در بین ملیتها" «شیادانه» تلاش می کند. کدام یک از این اوصاف نامنطبق است؟ کدام یک از این صفات نابرازنده شبکه مهران بهاری است؟ لقمه را از پشت سر بدهان گذاشتن چه ضرورتی دارد؟ آیا شبکه مورد بحث در تاریکی کمین نکرده است؟
تصویر ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای سیروس مددی، نظر شما ناتمام مانده و بطور کامل منتشر نشده است، لطفا آنرا دوباره بنویسید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من برخلاف برخی قلمزنان، زیاده نویسی و نوشتن به هر بهانه ای و درباره هر کسی و هر موضوعی را نمی پسندم و آن را پیشه خود نکرده ام. از طرف دیگر شیوه کار و زندگی ام نیز متاسفانه امکان زیاد نوشتن، حتی اتمام نوشته های ناتمام را بمن نمی دهد. بنابرین همواره می کوشم فرصتهای پیش آمده را صرف نوشتن مطالبی کنم که بنظرم بسیار ضروری هستند. با این وصف می خواهم از فرصت های کوتاهی که در حین کار پیش می آیند، استفاده کنم و چند نکته درباره نوشته اخیر آقای شاملی علیه آقای قره جه لو را خاطرنشان کنم. این نکته را نیز ناگفته نگذارم که اگر نویسنده مطلب مورد اشاره، شخصی غیر از آقای شاملی و از نقابداران شبکه انحطاط بود، زحمت نوشتن و در مواردی شاید خواندن را نیز بخود هموار نمی کردم. برخوردهای آقای شاملی با نوشته آقای قره جه لو از یکسو و اشاره ایشان به «چپ»

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 

آ .طهرانى
آقاى على قره جه لو ،مرتب به آقاى مهران باهارى ايراد مى گيرند، چرا ايشان مقالات علمى خود را با اسم مستعارمى نويسند، ׳
من تا به حال در هيچ سايتى نديدام ، که ايشان به مقالات علمى آقاى مهران باهارلى جوابى علمى نوشته باشند. ׳
.هويت واقعى آقاى باهارلىبراى من شخصأ مهم نيست . مهم مقالات علمى ايشان ميباشند ،آنهايى که ايشان را مرتب تنقيد
مى فرمايند، بيايند اول در جواب مقالات علمى ايشان ، مقالات علمى به تحرير در آورند ، و بى خود هم در مقابل حرکت مردمى
آزربايجان سنگ نياندازيد. حرکت مردمى آزربايجان حرکتيست ميانه،اين حرکت درجهت کسب و تعمين منافع اين مردم مى باشد. ׳
فاشيسم در حرکت مردمى ازربايجان جايگاهى ندارد.ظهور فاشيسم درهر جايى ،منوط به داشتن صنايع عظيم نظامى و مالى مى
باشد ،مثل کشور المان د ر جنگ دم جهانى.در سرزمين فلاکت زده ازربايجان جنوبى،مردم داراى چنين پتا نسيلى (Potenzial) نمىباشند. ׳

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مانیفست مهران بهاری
آ .طهرانى
آقاى على قره جه لو ،مرتب به آقاى مهران باهارى ايراد مى گيرند، چرا ايشان مقالات علمى خود را با اسم مستعارمى نويسند، ׳
من تا به حال در هيچ سايتى نديدام ، که ايشان به مقالات علمى آقاى مهران باهارلى جوابى علمى نوشته باشند. ׳
.هويت واقعى آقاى باهارلىبراى من شخصأ مهم نيست . مهم مقالات علمى ايشان ميباشند ،آنهايى که ايشان را مرتب تنقيد
مى فرمايند، بيايند اول در جواب مقالات علمى ايشان ، مقالات علمى به تحرير در آورند ، و بى خود هم در مقابل حرکت مردمى
آزربايجان سنگ نياندازيد. حرکت مردمى آزربايجان حرکتيست ميانه،اين حرکت درجهت کسب و تعمين منافع اين مردم مى باشد. ׳
فاشيسم در حرکت مردمى ازربايجان جايگاهى ندارد.ظهور فاشيسم درهر جايى ،منوط به داشتن صنايع عظيم نظامى و مالى مى
باشد ،مثل کشور المان د ر جنگ دم جهانى.در سرزمين فلاکت زده ازربايجان جنوبى،مردم داراى چنين پتا نسيلى (Potenzial) نمىباشند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در تمامی جنبش ها وحرکت های سیاسی همواره افرادی بوده اند که با اسم مستعار و بصورت مخفیانه به فعالیت خود ادامه داده اند. حرکت ملی ملت آزه ربایجان جنوبی نیز از این قاعده مستثنی نیست.این افراد بیشتر از دیگر فعالان شناخته شده به هدف و جریان سیاسی منسوب خدمت کرده اند.جریان های اطلاعاتی و همچنین خودی ها(آگاهانه و یا نا آگاهانه) این شگرد و مخفی کاری را بدلایلی بر نمی تابند.به نظر اینجانب یکی از نقاط قوت حرکت ملی ملت تورک در آزه ربایجان جنوبی وجود شخصیت ها وافراد فعال با اسامی مستعار و چهره های مخفی می باشد که می توانند بخشی از انرژی نیرو های پان ایرانیست و اطلاعاتی رژیم فارس را هدر داده و در عین حال به مبارزه پایدار ادامه دهند.بعد از انقلاب ضد سلطنتی در ممالک محروسه ایران شاهد این مسئله بودیم که چطور نیرو های انقلابی چپ و مجاهدین توسط حزب توده لو داده شدند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب شاملی، چیزی که در مقالهٔ شما پوشیده مانده موضوع «شبکه مهران بهاری» است. پس با این حساب شما فرد ویا شبکه مذکور را میشناسید و به عنوان وکیل مدافع برایش قلم فرسایی میکنید. سایتهای تورکیی که مقالات «شبکه مهران بهاری» را منتشر میکنند کم نیستند وهیچ کدام ازاین جوان خوش چهرهٔ رعنا اطلاعی بدست نمی دهند. اگر لطف کرده وشناختی از این شبکه ویا فرد را بدهید ویا حداقل اظهار بدارید که این شبکه ویا فرد ازلحاظ امنیتی مورد تائید شماهست این جماعت گمراهان را آسوده خاطر خواهید کرد.
با تشکر ص ـ کوچه باغلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام ، لطفاً این کامنت را همراه با کامنت قبلی‌ بنده درج بکنید



آقای شاملی نزدیک به نیمی از مقاله‌شان را به انتقاد از بفارسی نوشتن دکتر قره جلو اختصاص داده است. در حالی که خود آقای شاملی همواره به فارسی مقاله می‌نویسد و همانطور هم گروه مهران بهاری به فارسی قلمفرسایی میکنند.

دیگر اینکه آقای شاملی چاپ نشدن مقاله دکتر قره جلو در سایت‌های آذربایجانی را نه‌فقط تقبیح نمیکند بلکه تلویحاً عمل آنها را تایید کرده و آنها را تشویق هم می‌کند!!!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" ادبیات چپ سنتی، ادبیات نکبت است """ نسل امروز آذربایجان دنبال "" شفافیت "" است که با دنیای شعار زده و عوام زده چپ سنتی فرسنگ‌ها فاصله دارد . در دنیای اقتصاد امروز، پتانسیل انسانی‌، ساختار کسب و کار و یک سیستم مالی‌ بسیار روشن و قوی از عناصر "" اساسی‌ یک اقتصاد پایدار "" است، چپ سنتی با این عناصر اساسی‌ اقتصاد پایدار به کلی‌ بیگانه است، ادبیات غلام شام قازانی توهینی به خرد کلی‌ ماست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای شاملی به يک نکته بسيار مهم انگشت گذاشته ايد و آن ادبیات چپ سنتی است منتها من فکر ميکنم که بايد علت های اين بيماری را نيز جستجو کرد که چرا برخی باصطلاح افرادی که خود را چپ تلقی ميکننند بشکل غير مسئولانه به مسائل برخورد ميکنند . و هيچ آموزشی و يا راه حلی برای از بين بردن مشکلات از تفکر اين افراد تراوش نميکند .اگر نظرم را بشکل مختصر بيان کنم اينست که چپ سنتی ايران که امروز بازمانده هايش نسيب آذربايجان شده در طول تاريخ مسئوليت پذير نبوده ، هميشه از موضع مخالفت به مسائل برخورد کرده حتی بر عکس رايج چپ در دنيا چپ سنتی ايران کار سنديکايی نيز نکرده . بالا ترين اشل اينها از طريق کودتا با تز راه رشد غير سرمايه داری بود که مبلغينش توده - اکثريت بود و در جناح چپ اينها با تفکر بغايت راست سازمان پيکار که امروز تجمع حکمتيست ها ناميده ميشود . خلاصه اينکه اينها هيچوقت دستشان را زير سنگ نگذاشته اند و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقایی یونس شاملی بنظر من بهتر است آقای علی قره جه لو همچنان مقالات خود را به فارسی بنویسد و پان ایرانیستهای راست و چپ برد سخنان و نوشته های ایشان را در بین مبارزین حرکت ملی آزربایجان سنجش نمایند