رژيم اسرائيل باسياست فعلي، نمي تواند دوست کرد باشد، آنطور جمهوري ملاها نيست

انسان هنگامی که به این عکسها نگاه می کند، اغلب باورش می شود که دوستی بین دو ملت است و این چقدر خوشایند است بجای جنگ و خصومت و خون ریزی همیشه نه فقط درظاهر بلکه درعمل نیز این گونه باشد. اما واقعیت چیز دیگری است، همین است که در زبان عامیانه گویند: سیاست شغل کثیفی باید باشد!

 

حکومت اسرائیل، دوست ملت کرد نیست هم

چنانکه رژیم جمهوری اسلامی نخواهد بود.

قبل ازهرموضوع دیگر باید باصراحت بگویم که همه انسانهای دمکرات و مدافع حقوق انسانی، در هرکجای دنیا و باپیروی ازهر ایدئولوژی نمی توانند با ملیتی ستمکش و تحت سلطه دیکتاتوری ضدیت کنند. بهمین دلیل من و هزاران مانند من از موجودیت و حقوق برابر همه ملیتهای زیردست، ازجمله ملت ستم دیده ی فلسظین، ملت کرد درهر بخش ازکردستان و ملت تا اوایل قرن بیستم سرگردان یهود باتمام قدرت حمایت می کنیم و رژیمها وسیستمهای دیکتاتوری و خشن بر این جوامع و خشونت آنهارا نسبت به دیگر ملتها، شدیدا محکوم می دانیم و رد می کنیم و آرزو داریم این حکومتها روزی سر عقل بیایند و بدانند، آنچه که برای خود و ملت خود خوب است برای دیگر ملتها نیز باید خوب باشد. متأسفانه در دنیای امروز هر کسی کوشش کند و فقط کوشش کند، که حق بگوید، دربرابر جنایتکاران تاریخ وانتحاریون افراطی شیفته بهشت باحوریان درانتظار آنها، ازجانش بایدبترسد. من که نمی ترسم، چون 20 سال ازترور زنده یاددکتر شرفکندی دررستوران میکونوس می گذرد که من نیزبه عنوان مترجم می بایستی همراه آنها باشم، اما هنوز زنده ام و بعلاوه اگر عمر نسبتا درازی کرده ام و خیال دارم هنوز زنده بمانم، به این دلیل است که پدر بیچاره ام در سن نو جوانی به دلیل مریضی تا به امروز برای من نامشخص فوت کرده اند و به قول معروف "عمرش را به من دادند". من اکنون حدود 71 سال دارم و ازکشته شدن هم بهیچ وجه ابائی نداشته وندارم ومی کوشم حقیقت رابگویم. اگربه مذاق رژیمی دیکتاتور خوش نیاید، می تواند وقدرت دارد خیلی ساده دهانم را ببندد و صدای مرا خفه کند، اما مطمئن باشد و شکی در آن نیست که دیگری بر خواهد خاست و کار مرا ادامه خواهد داد. من بارهاگفته و نوشته ام که دنیا عوض شده وتحولاتی بسود ملتهای تحت ظلم و ستم بوجود آمده است که نمی توان این تحولات را به عقب برگرداند. کسی تصورش را هم نمی کرد که دولت ناسیو نالیست ترکیه روزی مجبور شود و بپذیرد که حدود 20 میلیون کرد در آن سر زمین رندگی می کند و امروز باید برای آنهاکتاب به زبان کردی (کتاب درسی) رسما چاپ نماید. حکومتی که تا چند سال پیش به کردها ترک کوهی می گفت! این هر چند آهسته، پیش رفتی است، اما لایق تبریک به مبارزان کرد، در هر صورت این اقدام لازم بود ولی کافی نیست. آرزو دارم رژیم اسرائیل هم در دوستی با کردها این گونه اندیشیده باشد و تغییری در سیاست ارتجاعی خود داده باشد. اگر نه واقعا من در تعجبم که چطور بعضی از جوانان قلم به دست و از نظر فنی با استعداد را بخود جذب می کند؟ من نمی فهمم که چگونه و با چه منطقی، دشمن درجه یک ملتها را دوست تلقی می کنند و با آنها رغبت به همکاری نشان می دهند؟ اینکه بعضی کردها در مقابل، که درزبان عامیانه به آنها جاش می گویند، به دلیل نیاز اقتصادی باجمهوری اسلامی هم کاری می نمایند و همکار، و ملیتهای خودرا لو می دهند، اعمال بسی نا شایست و غیر ازحیطه کرد بودن است و ما آن راشدیدا محکوم می کنیم وبحساب ناآگاهی و نیاز مبرم مردم کم چیز و بی چیز می گذاریم. بهر حال برخی که با رژیمهای ضدفدرالیسم و درواقع هوادار حکومت مرکزی، مانند دولت اسرائیل، نه مردم آن و جمهوری اسلامی و غیره، همکاری می کنند، به هیچ وجه قابل فهم نیست. جمهوری اسلامی که سیاست اش در قبال ملتهای ساکن ایران عیان و بد تر از ناسیونالیستهای دو آتشه است و باید برود. اما اگر اسرائیل در سیاست اش تغییری داده باشد و واقعا از دوستی استفاده نکند که نیرنگ بسازد، حرفی نیست. اما با تأسف باید گفت: آنطور که ملاحظه می شود، دولت اسرائیل تا این لحظه هیچ تغییری در سیاست ضدیت با ملیتها نداده است، لذا همکاری با سیاست ضد کرد عملی نادرست است. درهرصورت بعنوان کردی که دهها سال ازعمرش را بخاطر کسب حقوق اولیه برای ملت خویش صرف نموده، هنگامی که چشمم به عکس بالا می افتد، از طرفی خوشحال می شوم که دو ملت (البته فقط دو ملت آنطور که در زیر یکی از عکسها آمده است) باهم دست دوستی می دهند و باهم تبادل کارفرهنگی می کنند. اگر واقعا نیرنگی درکار نباشد، عمل درستی است. اما هنگامیکه به رژیم حاکم بر اسرائیل نگاه می کنم و سیاست صیهونیستی آن رادنبال می نمایم، بقول معروف چشمم آب نمی خورد وباورم نمی شود، دولتی که حتا واژه ملت را برای کردها بکار نمی برد و بهیچ وجه موافق یک سیستم فدرالیسم نبوده و نیست، این دوستی را چگونه باید تعبیر نمود؟! آیا سیاست اسرائیل مطابق با زمان شده؟ و در آن تغییری حاصل گردیده؟ که من گمان نمی کنم. البته آرزودارم که تغییری حاصل شده باشد. پس اگر نه، بدون شک هدف دیگری درکار است وقصد همکاری دوستانه و پیشبرد فرهنگ کرد باهیچ بخشی از کوردستان نیست، بلکه استفاده ازمرز مشترک برای مثال حریم کردستان آزاد با ایران و ازنیروی جوان وقلب پاک کرد که برای آزادی خود دست بهر کاری می زند و هر کمکی را اگر دولت اسرائیل هم بکند از آن استقبال می نمایند، خواهد بود. بهمین دلیل باید از خود مکرر بپرسیم، رژیم اسرائیل که تا کنون، حتا ملت کردرا به عنوان یک ملت به رسمیت نشناخته است و همان سازی را می نوازد که دهها سال، شاخه های راست و افراطی و ناسیو نالیستی رژیمهای دیکتاتوری ضدکرد در ایران می نواختند و اکنون هم می نوازند، چگونه یک باره دوست ملت کرد شده است؟ در واقع دولت اسرائیل غیر مستقیم همان سیاستی را در برابر کردها دارد که رژیم شاه دیکتاتور و رژیم خمینی و ناسیو نالیستهای کور درلباس آخوندی دارند. در همین سایت آقای مولود آوند آمده است: "که یهودیهای عراق اگر چه از عراق بیرون رانده شدند اما هنوز کرد اند". این جالب است که گفته شود، زیرا به آن عزیزان که در تعریف ملت مذهب را نیز دخیل می دهند، یاد آوری گردد که مذهب و آئین درتعریف ملت هیچ نقشی ندارد. باتمام این توصیف دولت کنونی اسرائیل حالا با راست ترین شاخه اپوزیسیون یا ضد رژیم ملاها در ایران همکاری می کند. با گروهائی که اگر برای مثال، کردها حق خود را بخواهند، زود مهر تجزیه طلبی به آنها زده می شود و این آقایان، زیر نام حفظ تمامیت ارضی ایران در کنار رژیم جمهوری اسلامی علیه دیگر ملتهای ایران مبارزه خواهند کرد! نمونه آنها مرحوم داریوش همایون و حزب مشروطه ایران و آقای فرامرز فروزنده با تلویزیون اندیشه و غیره. درحقیقت رژیم نتانیاهو، همان کاری را می کند که جمهوری اسلامی در سدد آنست و جالب است که رژیم اسلامی در ایران با رژیم اسرائیل و آقای فرامرزفروزنده (باصطلاح اوپوزیسیون) همانند کارد و پنیر هستند، اما در یک نکته اشتراک دارند و آن ضدیت با ملتها و احیاء یک دیکتاتوری با مردم گوش بفرمان در ایران اند! بدون شک اگر جمهوری اسلامی، علیه اسرائیل نمی بود، برای آقای نتانیاهو و هم فکرانش مهم نبود اگرحقوق ملت کرد زیرپا گذاشته شود. پس رژیم اسرائیل اگر چنین سیاستی را دنبال کند، چگونه می تواند دوست کردباشد؟ من از کردهای پاک دل و خوش نیت تقاضا دارم که روی این مسئله با دقت بیاندیشند و احساساتی بر خورد نکنند. اگر روزی رژیم اسرائیل و بویژه آقای منشه امیر  رئیس دستگاه رادیو و تلویزیون اسرائیل با صراحت اعلام نمود که کردها به عنوان یک ملت در هر بخش از کردستان مانند کردستان عراق حق دارند یک سیستم فدراتیو داشته باشند و از سیستمهای فدرال درکشورهای خاورمیانه حمایت کنند وحقوق حقه فلسطینی هارا به رسمیت بشناسند و نسبت به آنها مرتکب هیچ جنایتی نشوند، بی تردید من اولین نویسنده کرد خواهم بود که با دوستی فرهنگی دولت اسرائیل با ملت کرد هیچ مخالفتی نکنم. متأسفانه ما دنیای عجیب و غریبی داریم و می بینیم که هرگاه نیاز روز باشد دشمن ایدئولوژی هم، دست دوستی بسوی ما دراز می کند و اما قلبا دشمنی را حفظ می نماید. ما می دانیم و آنگونه که بارها تکرار کرده ایم، اسرائیل اکنون به کردها و کردستان که همسایه ایران است، نیاز مبرم دارد و او می خواهد درباره ایران توسط افراد خودی اطلاعات جمع آوری کند و رژیم جمهوری اسلامی برای خنثا کردن فعالیت اسرائیل، می کوشد با میلیونها تومان افراد خودی را خریداری نماید. افرادی که دستشان از آسمان و زمین بریده شده و نیاز به پول دارند، این بدی کار است؛ پس همانطورکه گفته شد، رژیمهای متخاصم سعی دارند، ازطرفی باپول ازخودی های نا آگاه ازاوضاع و احساساتی خریداری نمایند و حداکثر استفاده را بکنند و همینکه به هدف خود رسیدند، خیلی ساده آن افراد را نیز کنار بگذارند. از طرف دیگر من تعجب نمی کنم که در میان این آدم های قلب پاک و خیلی احساساتی که گرایش مادی هم دارند، افرادی پیدا شوند که این زر لعنتی برایشان مهم تر از هر چیزی باشد! ویلیام شکسپیر انگلیسی انگشت روی حساس ترین نقطه ضعف این انسان دو پا گذاشته است و  در شعری که قبلا هم به ترجمه آن استناد کرده ام، ضعف انسان را در برابر زر و ارزش این  زر را تا آن اندازه بالابرده که داشتن آن دزد را برمسند شاهی می رساند و تاج بر سر می کند. پس نباید زیاد تعجب کرد که این زر نزد بعضی از آدمها عزیز دانسته شود تا آنجا که حاضر شوند، همه چیز را درپای آن بریزند. یعنی شرافت، انسانیت و هویت خود را بخاطرش قربانی کنند. من امروز که در فه یسبوک پرسشی را نگاه می کردم که جوانی مطرح کرده بود، اکثر دختران عزیز من به پول داشتن رأی داده بودند و اکثر جوانان در دنیای امروز فکر می کنند پول مشکل گشا است. در صورتی که نباید اینطور بیاندیشیم، از پول بالا تر شرافت، انسانیت، آگاهی اجتماعی و علم داش است. من هنگامی که به این دو عکس زیر نگاه می کنم، بی اختیار لعنت می فرستم بر قدرت زر و بیاد آن شعر از ویلیام شکسپیر می افتم که توسط یک جامعه شناس و دانشمند ایرانی، به فارسی ترجمه شده و در اختیار فارسی خوانان قرار دارد.

 

   

شیرزاد عمر بنا بگفته روزنامه های هودار اسرائی مأمور جمهوری اسلامی و مولود ئاوند بنا بونوشته مخالفان مأمور اسرائیل

 

اگر چه قبلا، آنطور که اشاره شد، این شعر را در مقالات دیگرم آورده ام، اما تکرارش هر از چند گاهی برای عبرت گیری، مبرم بنظر می رسد.

"زر"       

ای فلز پربها، ای جادوی رخشنده، ای زر      زشت از تو گشته زیبا، تیره گون از تو منور     

پست والا، پیر برنا، کذب حق، ناکس دلاور      چیست گوئید ای خدایان! ازچه رو این دیو اصغر!

کاهنان و زاهدان را راند از معبد به معبر      بالش آرامش بیمار برباید از بستر                

گه بسازددین وگاهی دین دهد بربادیکسر      مایه آمرزش جرم است بی فرمان داور             

از جذامی دور سازد زشتی آن رنج منکر      دزد را بر مسند اقبال سازد تاج بر سر           

بخشد اورا شهرت وجاه وجلال وقدرت وفر      وآن عجوز شوم را سازد عروسی نیک منظر    

دور شو ای دیو ملعون! ای پلید تیره گوهر!            

برخی باور دارند که با خود فروشان و باصطلاح با جاشهارا باید دشمنی نمود. در واقع نا آگاهی دلیل بر آن نباید باشد که ما این افرادرا که خود فروش و جاش می نامیم کلا طرد کنیم و از آنان دوری جوئیم. به نظر من باید کوشید ارزش شرافت و مردانگی (شهامت برای زن و مرد) وغیرت و هویت ملی را برای این افراد سست پایه که همه چیز را از دریچه زر وپول می بینند، روشن کرد. با اطمینان هستند بسیاری چه زن و چه مرد رگ غیرتشان خواهد جوشید و حاضر نخواهند بود، به خود فروشی ادامه دهند و هویت خود را با پول ارزان فروش کنند. اطمینان دارم برای مثال شیرین علم هولی که اصلا سواد نداشت و سواد فارسی را در زندان یاد گرفت و با نیشخند به قاضی مرتضوی گفت: "حکم اعدامی که به من دادی در آن زمان یک کلمه از آن نمی فهمیدم و اکنون به من پیشنهاد می کنید، اگر بگویم کرد نیستم مرا اعدام نخواهید کرد. اما حاضرم بمیرم ولی هویت، کرد بودنم را حفظ کنم"! نقل به معنی، بله این دختر قهرمان که یادش دایم و همیشه درقلب من پیر خواهد ماند و اوبرایم الگوی نیکی بود و چه خوب است، ما به اندازه شیرین علم هولی اگر شهامت نداریم که همه مانند او متهور باشیم، این که امری طبیعی است، حد اقل خود فروش نباشیم. عده ای از جوانان هستندکه می گویند، حیف است برای چنین افراد خود فروخته ای نیرو صرف نمود. بنده پیر خواهم گفت، نه به هیچ وجه حیف نیست اگرما ازصد نفر فقط نیمی ازآنان را قانع کنیم که حفظ شرافت و هویت ملی و انسانیت بالاتر از هرقیمتی است، شاهکار کرده ایم و آن نیم دیگررا که می خواهند جاش بمانند وزندگی خودرا زیاد مهم تر می دانند اززندگی ملت شان، مانند هوشمند، قانعی فرد و آدمهای بی دست و پا ویا مأموران معذور مانند "شیرزاد عمر" و امثال را ..... با منطق افشاء کنیم. برای افشاگری منطقی، اول باید خود یاد بگیریم، بدیگر سخن با احساسات وضرب و شتم و دشنام، افشاگری نا درست است. دشمن همین رامی خواهد که شما این فرد را دشنام دهید و آن فرد بر اعمال کثیف اش راسخ شود. من اطمینان دارم از میان فرزندان هوشمندها و قانعی فردها هنگامی که درباره اعمال نا شایست پدرانشان بخوانند، دختر صادق خلخالی، خانم دکتر فاطمه صادقی ها، یعنی دختر جنایتکار ترین مرد تاریخ ، بیرون خواهند آمد. اگر درنوشته  هایم بامتانت و ادب با قانعی فرد و هوشمند و امثال رفتار می کنم، همین هدف را دارم که فرزندان آنها همانند فاطمه صادقیها تو فکر بروند و ببینند که پدرانشان چکار کرده اند و چرا اینجوری عمل کردند و هویت خودرا زیر علامت پرسش بردند؟ مابهیچ وجه نمی خواهیم دشمن حتا در خیالش موفق به تفرقه بیشتر ملتها و افراد ملتها بشود. قبل از هر موضوع دیگر، من به عنوان یک انسان مدافع حقوق بشر از تمامی رژیمهای پلیسی می خواهم که جان انسانها را نگیرند و آنها را بی جهت مجبور به اعتراف گناهان ناکرده، ننمایند. باید بدانند اگر برمبنای گزارش مأموران معذور دست به چنین جنایتی می زنند، به احتمال قوی نادرست است، زیرا گزارش این مأموران بیشتر بخاطر آن زری است که به آنها داده می شود. یعنی حساب کنید کسی که هویت و شرافت خودرا با زر عوض کند، درگزارشش تهمت زنی به دیگری خیلی ساده و پیش پا افتاده است. حتا آنانی که بجرمهای بی دلیل ویا بادلیل زیرنام جاسوس و خبرچین دستگیر می شوند، انسانی باید با آنان رفتار شود. اگر برای مثال، مولود آوند که بجرم مأمور اطلاعاتی اسرائیل توسط وزارت اطلاعات ایران دزدیده شده، بنا به حقوق انسانی، باید در اسرع وقت از زنده بودن او خبری به دست داده شود. ما اعمال جاسوسی و تهمت زنی و جنایت از هر طرفی که باشد را شدیدا محکوم می دانیم، اما این ابتدائی ترین حقوق انسانی است که باید درهمه جای دنیا رعایت شود. حتاحقوق مأموران جاسوس اگر انسانهای بیگناهی هستند، پس از بازجوئی های عادی نه با شکنجه،  باید آزاد شوند. ما می دانیم که رژیمهای دیکتاتور و دررأس آنها رژیم جمهوری اسلامی برای سرپوش گذاشتن بر جنایت خود مخالفین کرد را دستگیر، زندان، شکنجه و اعدام می کند و بی طرفان را معتاد می نمایند و بی اراده هارا می خرد. اینان از این سیاست ارتجاعی خود دست بردار نیستند. جمهوری اسلامی از مأمورانی، چون شیرزاد عمر که ادعا می شود، برای اطلاعات ایران درکردستان عراق کار می کند، حمایت می نماید. گویند مأموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی درسلیمانیه، همانند مورچه پرسه می زنند و زیر نام کنتراتچی و دارای شرکت و غیره، خبر چینی می کنند ونیروهای اپوزیسیون کرد را زیر نظر دارند. بهرحال این کار درکوتاه مدت می تواند موفقیت آمیز باشد و با نیرنگ و خریداری عده ای از فرزندان ملت کرد، بر علیه خود بسیج کنند، اما بدون شک در دراز مدت مایه سرافکندگی برای دیکتاتوران و مستبدان و برای آن کسانی که آگاهانه خود فروشی می کنند، خواهد بود.

این اطلاعات رسیده تا چه اندازه درست هستند که کردهائی مانند این شیرزاد عمر و مولود آوند، برای سازمانهای اطلاعات ضد کرد کار می کنند، لایق اندیشیدن است. اینها اگر واقعیت داشته باشد که روز نامه های مخالف هم می نویسند، در حقیقت فاجعه است و عامل این فاجعه تربیت نادرست است نه خود فرد. این افراد هیچ گناهی ندارند، بلکه دیکتاتورها مقصر اصلی بوده و هستند که فرهنگ ترس و وحشت و بی اعتمادی و بچنگ آوردن زر فراوان بهر قیمتی را در تعلیم و تربیت اجتماعی گنجانده اند. بهمین دلیل ثروت را بالا تر از شرافت، انسانیت و هویت قرار داده اند. اگر ما یاد بگیریم که زر جزام را از فرد دور نمی کند و دشمنی که ما را می خرد که برایش کار کنیم، هرگز دوست ملت ما نخواهد شد و همین که به هدفش رسید، مارا همانند پشه می کشد و بدور می اندازد و حتا برای جلوگیری از افشای جنایت آن مأموران زبده را سر به نیست می کند. پس هرگز دست به چنین اعمال کثیفی نمی زنیم. این باید یاد آوری باشد برای آن جوانان قلب پاک که زود با یک قاشق آب به شنا نیافتند.

 

هایدلبرگ، آلمان فدرال 22.10.2012                                                             دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

ایمیل نویسنده: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دکتر گلمرادی وضعیت در عراق مناسب نیست دولت مرکزی عراق در عرض این دو سال چند قرار داد نظامی برای تجهییز ارتش عراق بسته است در حالی که اقلیم کردستان اجازه داشتن سلاحهای سنگین را ندارد و با سیاستی که دولت مرکزی عراق در پیش گرفته است نگرانی از این است که دوباره اقلیم کردستان مورد هجوم قرار گیرد و نشانه های آن نیز در حال رویت است در این بین نیز برای تحریک مسلمانان منطقه بر علیه اقلیم کردستان خصوصا درعراق و ایران و ترکیه می خواهند وانمود کنند که در پشت دولت اقلیم کردستان اسرائیل قرار دارد و در صورت عملیات ارتش عراق در اقلیم کردستان حمایت مردم منطقه را نیز داشته باشند احتمالا حرکت بعدی ارتش عراق به بهانه نا امن بودن مرزهای شمالی و کنترل آن خواهد بود که صدایش می آید در این بین عواملی در داخل کردستان در خدمت این تحرکات قرار می گیرند.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دکتر گلمرادی گرامی / لطفا یک تماسی با من بگیرید و یا تلفن بدهید با شما تماس بگیرم