سناریوی دوم خامنه ای در مواجهه با احمدی نژاد

ظاهرا تغییر معنادار رفتار رهبر و نزدیکان او با احمدی نژاد در ماههای اخیر، رئیس دولت را مطمئن ساخته که اراده رأس نظام بر حذف باند او تعلق گرفته است. لذا پیش بینی اینکه احمدی نژاد نیز روش ایذایی در برابر رهبر و عواملش در پیش بگیرد چندان سخت نبود. حتی این احتمال وجود دارد که احمدی نژاد جنجال آفرینی را موجب تضعیف جناح رهبر بداند و از وارد شدن صادق لاریجانی به آن، که بی اعتنایی همه ارکان نظام به دستورات رهبر را آشکار می سازد، ‪ استقبال نماید.

مکاتبه علنی محمود احمدی نژاد ولحن بی سابقه نامه او خطاب به رئیس دستگاه قضا هنوز در کانون توجهات بود که پاسخ تند صادق لاریجانی در رسانه های جمعی انتشار یافت. در مورد مکاتبات رفت و برگشتی میان دو متحدِ سال های نه چندان دور، سخن بسیار است زیرا هر دو نامه‪، حقایقی را افشا کرد که ازسال ها قبل توسط منتقدان حکومت بیان شده و عده ای به خاطر پیشتاز بودن در افشای همین حقایق، سالهاست که در زندان های جمهوری اسلامی جا گرفته اند.

برخی از آنان که اکنون در زندان هستند در مورد وضعیت درون زندان ها پرسیده بودند و از رفتاری که با زندانیان صورت می گیرد ابراز نگرانی کرده بودند و اکنون رئیس دولت جمهوری اسلامی در خواست خود برای بازدید از زندان اوین را ناشی از نگرانی هایی می داند که از بی توجهی قوه قضائیه به حقوق اساسی مردم، ناشی شده است.

او همچنین پرسشی را با رئیس قوه قضائیه در میان می گذارد که نحوه طرح آن، پاسخ را به ذهن هر مخاطبی القا می نماید: "آیا می توان برای آحاد مردم که پشتیبان خاصی جز خدا ندارند امنیت قضایی متصور بود؟"

گروهی دیگر از کسانی که در دوره رئیس فعلی قوه قضائیه به زندان افتاده اند کسانی هستند که از سالها قبل باصراحت در مورد دیکتاتوری پیش رونده احمدی نژاد هشدار داده بودند و به اتهام توهین به رئیس جمهور به زندان افتادند. اما اکنون رئیس قوه قضاییه در توصیف همین رئیس دولت می گوید: "حکایت شما حکایت سلطانی است که اموال و املاک مردم را غاصبانه تصرف کرده بود و به ملک خ.د منضم ساخته بود و به همه می گفت چرا رعایت ملک سلطان نمی کنید؟"

دراین مکاتبات، اعترافات دیگری نیز وجود دارد که حقانیت منتقدان ومخالفان نظام را آشکار می سازد. اماآنچه دو نامه اخیر رانسبت به سایر انتقادات مکتوب یا شفاهی رؤسای قوا متمایز می سازد فاصله زمانی آن با آخرین تذکر رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر خودداری سران قوا از جنجال سازی است. ‪حدود ده روز قبل، آقای خامنه ای در اجتماع مردم شیروان اظهار داشت: "باید همت همه مسئولان این باشد که ارامش سیاسی کشور را حفظ کنند نگذارند فضای سیاسی کشور، جنجالی و متلاطم شود".

کمتر از یک هفته بعد از این توصیه مؤکد رهبر، محمود احمدی نژاد پروژه جدیدی را کلید زد که پیش بینی مراحل مختلف آن، چندان مشکل نبود. رئیس دولت قطعاً رفتارهای خصمانه دو قوه دیگر نسبت به خودش در ماههای اخیر را از یاد نبرده بود و قاعدتاً نامه نگاری با قوه قضائیه در خصوص بازدید از زندان اوین را با یقین به آغاز یک جنجال شروع کرد؛ اگر چه احتمالاً تصور می کرد نهایتاً چاره ای جز موافقت با سرکشی او به اوین وجود نخواهد داشت و این امر می تواند او را حد اقل در میان عوام، قدرتمند نشان دهد بدون آنکه هزینه خاصی برای نظام داشته باشد.

به هر حال کسی که تا سه سال قبل نزدیک ترین یار رهبر تلقی می شد تنها چند روز پس آنکه آقای خامنه ای بر جلوگیری از جنجال آفرینی در کشور تأکید کرد جنجالی بی سابقه در داخل نظام را آغاز نمود . او با تداوم نامه نگاری علنی در خصوص بازدید از اوین، نه تنها به دستور اخیر ولی فقیه بی اعتنایی کرد بلکه نشان داد دیگر به تدبیر رهبر در تأسیس "هیات عالی حل اختلاف قوای سه گانه" نیز اعتنایی ندارد. این در حالی است که کمتر از شش ماه قبل، احمدی نژاد اختلاف خود با قوه مقننه را به نزد همان هیات برده بود.

ظاهرا تغییر معنادار رفتار رهبر و نزدیکان او با احمدی نژاد در ماههای اخیر، رئیس دولت را مطمئن ساخته که اراده رأس نظام بر حذف باند او تعلق گرفته است. لذا پیش بینی اینکه احمدی نژاد نیز روش ایذایی در برابر رهبر و عواملش در پیش بگیرد چندان سخت نبود. حتی این احتمال وجود دارد که احمدی نژاد جنجال آفرینی را موجب تضعیف جناح رهبر بداند و از وارد شدن صادق لاریجانی به آن، که بی اعتنایی همه ارکان نظام به دستورات رهبر را آشکار می سازد، ‪ استقبال نماید. بر همین اساس، جوابیه رئیس قوه قضائیه در نگاه اول عجیب به نظر می رسد. اما آیا واقعاً اقدام رئیس قوه قضائیه بدون هماهنگی با رهبر انجام شده است؟ یافتن پاسخ برای این پرسش، می تواند پیش بینی حوادث ماه‌های آینده ایران را تسهیل کند.

به نظر می رسد از حدود دو سال قبل، تحقیر احمدی نژاد و محدود سازی او با چراغ سبز رهبر آغاز شده است. علنی سازی ‪"فساد سه هزار میلیارد تومانی بانکی"‪ و افشای نقش یاران احمدی نژاد درآن پس از چهار سال مخفی نگه داشتن را می توان در همین راستا دانست. اما افزایش ناگهانی فشارهای خارجی و نگرانی از برخی تحرکات داخلی، آقای خامنه ای را قانع کرد روندعلنی که برای حذف احمدی نژاد آغاز شده بود را متوقف سازد تا جبهه ای جدید در برابراو گشوده نشود.

اما تنها بازیگر این عرصه، رهبر نبود و درمقابل او احمدی نژاد قرار داشت. او از یک سو ضعف مفرط رهبر که از نخستین روزهای آغاز جنبش سبز، آشکار شد را حس کرده بود و فرصت سهم خواهی بیشتر از ‪رهبرِ ضعیف شده"‪" را غنیمت می شمرد. از سوی دیگر، او تجربه هاشمی رفسنجانی و خاتمی را در پیش رو داشت که چگونه پس از کنار رفتن از قدرت، در معرض برخورد رهبر قرار گرفته اند.

احمدی نژاد به درستی می دانست که اگر اوضاع به همان منوال پیش برود او با سرنوشتی به مراتب بدتر از دو رئیس جمهور پیشین مواجه خواهد شد. زیرا اوحتی در بهترین شرایط هفت سال گذشته، نه محبوبیت خاتمی در داخل و خارج از کشور را داشته و نه از نفوذی برخورداربوده است که هاشمی رفسنجانی هنوز در میان برخی حامیان سنتی نظام دارد.

رئیس دولت دهم، همچنین بهتر از هرکس، نتایج رفتار تحقیر آمیز خود با بسیاری از صاحب نفوذان روحانی، نظامی و سیاسی در هفت سال گذشته را می داند و لذا به شدت نگران روزی است که به طور کامل از چرخه قدرت حذف شود. پس او راهی نداشته و ندارد جز آنکه آخرین تیر های ترکش را رها کند شاید در شرایط استیصال رهبر، بتواند از او امتیازی بگیرد و همچنان سهمی از قدرت را در اختیار داشته باشد ‪ که البته این تلاش احمدی نژاد قطعاً از چشم رهبر نیز مخفی نمانده است.

 

نتیجه آنکه به نظر می رسد مخالف اصلی بازدید احمدی نژاداز اوین، آقای خامنه ای بوده است. او با شناخت دقیق از روحیات رئیس دولت، بااین بازدید که هزینه چندانی برای حکومت نداشت مخالفت کرد. ایت الله خامنه ای به خوبی می دانست که اغلب زندانیان سیاسی که سخن آنها مخاطبانی در داخل و خارج دارد در آن بازدید به سراغ احمدی نژاد نخواهند رفت و برای تبلیغات سیاسی وغیرصادقانه او، سوژه سازی نخواهند کرد.

لذا مخالفت با سرکشی احمدی نژاد به اوین تنها با هدف تحریک او به همین اقدامات صورت گرفته که یقیناً همه آنها از جمله صدور نامه های شدید اللحن از سوی رئیس دولت، برای رهبر و عوامل او قابل پیش بینی بود. پاسخ بی سابقه صادق لاریجانی به احمدی نژاد که با رویکرد تحقیر رئیس دولت و با لحنی تحریک آمیز منتشر شد را نیز می توان در ادامه همان سناریو دانست.

در واقع این دومین بار بود که رهبر با آگاهی کافی از ویژگی های رفتاری و اخلاقی احمدی نژاد، بازی مورد نظر خود را به او تحمیل کرد. نخستین بار در موضوع عزل وزیر اطلاعات، رهبر از همین حربه استفاده نمود. در آن ماجرا، آقای خامنه ای به وزارت اطلاعات رفت و از ضرورت هماهنگی وزیر با رهبری سخن گفت.

سابقه عزل طهماسب مظاهری از ریاست بانک مرکزی توسط احمدی نژاد به خاطر ارائه گزارش مستقیم به رهبر، آقای خامنه ای را مطمئن ساخته بود که هر گونه تلاش برای ایجاد ارتباط مستقیم میان وزیر اطلاعات با رهبر به معنای عزل فوری وزیر توسط احمدی نژاد خواهد بود. در آن ماجرا براساس آنچه مرتضی آقا تهرانی اعلام کرد احمدی نژاد، رهبر را به استعفا تهدید و آقای خامنه ای هم استعفای او را بلامانع اعلام کرده بود.

شاید آیت الله خامنه ای سخن ماه گذشته احمدی نژاد را باور کرده که گفت "یک خط می نویسم و می روم" و اکنون به انتظار نشسته که او استعفا دهد و استعفایش با استقبال کارگزاران فعلی نظام و طرد شدگان از حکومت مواجه شود. اما به نظر می رسد غفلت از شرایط واقعی نظام در داخل وخارج ـ که احمدی نژاد بهتر از هرکس بر آن واقف است ـ موجب اشتباه محاسباتی شده و احتمالا، این سناریو آنگونه که مورد نظر رهبر و مشاوران اوست پیش نخواهد رفت.

* مجتبی واحدی روزنامه نگار و فعال سیاسی مقیم آمریکاست.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.