جمعه گردی هایی که ره به ترکستان دارد

زاهدی مهمان پادشاهي بود. چون به طعام بنشستند، كمتر از آن خورد كه ارادت او بود، و چون به نماز برخاستند، بيش از آن كرد كه عادت او، تا ظنّ صلاحيت در حقّ او زيادت كنند. حال حکایت نتیجه گیری جمعه گردی اخیر آقای دکتر نوری علا که چهره شاخص شبکه سکولارهای سبز می باشد، بر همین روایت است. روایتی که نه تنها بیانگر جلوه زاهدان در محضر پادشاهان بلکه نمایانگر گسل عمیق در باورهای مبارزاتی و سردرگمی استراتژیکی است که در لایه های مختلف فکری این جمع ناهمگون نفوذ کرده است

زاهدی مهمان پادشاهي بود. چون به طعام بنشستند، كمتر از آن خورد كه ارادت او بود، و چون به نماز برخاستند، بيش از آن كرد كه عادت او، تا ظنّ صلاحيت در حقّ او زيادت كنند. حال حکایت نتیجه گیری جمعه گردی اخیر آقای دکتر نوری علا که چهره شاخص شبکه سکولارهای سبز می باشد، بر همین روایت است. روایتی که نه تنها بیانگر جلوه زاهدان در محضر پادشاهان بلکه نمایانگر گسل عمیق در باورهای مبارزاتی و سردرگمی استراتژیکی است که در لایه های مختلف فکری این جمع ناهمگون نفوذ کرده است، تا بدانجا که ایشان بعنوان تئوریسین این طیف سکولار آب تطهیر بر خشونت و کشتار نوع القاعده ای ریخته و از حق حاکمیت مردم از طریق صندوق رای و انتخابات آزاد تبری جسته است. ایشان طبق معمول با توکل به نفس خودگرا و مدعی به تقوای سیاسی خویش همه نیروهای مختلف و ناهمگن اپوزیسیون را در یگانه کفه ترازوی سنجش حق به جانب خویش نهاده تا با نفی دیگران اثبات ادعای خودی کند. آنهم سه ادعای جدید     "الکاشفه عن المقاصد" و نسبتا ً حیرت انگیز. اول اینکه با تائید "مقوله خشونت"، نتیجه گیری می کنند که خشونت گریزی در مبارزه ضرورت و معنا ندارد، و بطور غیر مستقیم خشونت را تقدیس می کنند. دوم با اشاره به خطرات و خسران های "انتخابات آزاد"، این شیوه مبارزاتی دمکراتیک را مخدوش خوانده و آن را نفی می کند. ایشان می گویند: "بخصوص از منظر نيروهای سکولار دموکرات کشورمان (بخوان شبکه سکولارهای سبز) که واقعی ترين دموکراسی خواهان ايرانند، طرح فکر انتخابات آزاد بعنوان وسيله ای برای مبارزه با حکومتی استبدادی می تواند کل مبارزه را مخدوش سازد." سوم عدم مراعات انصاف سیاسی و روشنگری عادلانه در قیاس مع الفارق بین حرکت های دمکراتیک، شفاف و کثرتگرا نظیر منشور برای تشکیل شورای ملی از یک سو، و پروژه های مخفی غیر شفاف و سوال برانگیز نظیر اتحاد برای دمکراسی در ایران. به هر سه این موضوع به اختصار خواهم پرداخت.

 

اگرچه توجیه و تقدیس خشونت آنهم از نوع کشتار جمعی توسط عوامل انتحاری جندالله و حرکت انصار ایران، توسط برخی از مسئولین رده بالای شورای هماهنگی شبکهء سکولارهای سبز ايران امر جدیدی نیست. ولی در گذشته توجیه قتل عام انتحاری و ضد انسانی زن و کودک و پیر و جوان، بعنوان نظر شخصی یک فرد توسط اکثریت اعضای شبکهء سکولارهای سبز ايران بی اهمیت جلوه داده شده بود. اینک برای اولین بار حقانیت نظریه توجیه خشونت مشروع بصورت یک "تئوری سکولار ـ دمکراتیک" و قابل دفاع توسط تئوریسین این شبکه مطرح می شود. حداقل تا آنجایی که بنده آگاه هستم و تئوری های ارائه شده توسط گروههای خشونتگرای مذهبی و تکفیری ـ جهادی را مورد مطالعه قرار داده ام، تشابه توجیهی و سنخیت "استدلال معیوب" بین نظریه استشهادیون متعصب مذهبی در سیستان و بلوچستان و ادعاهای جدید "سکولارهای دمکرات خوشونتگرا" در اروپا و آمریکا وجود دارد، که می تواند و باید بعنوان یک زنگ خطر برای اپوزیسیون محسوب شود. زیرا نمی توان از مسیر خشونت و خون به دمکراسی دست یافت. هدف هر چه قدر هم مقدس باشد، نمی تواند و نباید وسیله را توجیه کند. دکتر نوری علا می نویسند " حکومت استبدادی بايد يقين کند که در صورت اعمال خشونت با مقاومت خشن روبرو خواهد شد".  این دقیقا ً همان استدلالی است که گروههای خشونت محور نظیر جندالله برای توجیه و تئوریزه کردن خشونت خود ارائه می دهند. جفای بی پروای دکتر نوری علا به واژه "انحلال طلبی" در همین حقیقت تلخ نهفته است. چون بر خلاف ادعای ایشان بسیاری از شارعان و واصفان شیوه های خشونتگریز مبارزه از جمله حامیان منشور شورای ملی خواهان انحلال کامل نظام استبدادی هستند. ولی انحلال را با خشونت مترادف نمی دانند. این در حالی است که ایشان سخت در تلاش هستند تا مفهوم درهم تنیده ای از خشونت و انحلال طلبی را با ریسمان تئوریک خویش ارائه دهند. اتهامی که مورد پسند جمهوری اسلامی و طرفداران اصلاح طلب آن واقع خواهد شد. وانگهی ایشان به نادرستی مدعی می شوند که "می توان حدس زد، و حتی يقين داشت، که اصلاح طلبان مذهبی و طرفداران غيرمذهبی آنها در گروه صادر کنندهء منشور نفوذ کرده و قطار آن را روی ريل دلخواه خود قرار داده اند".  سوال اساسی این است که ایشان تا قبل از انتشار منشور برای شورای ملی در بطن مشورت ها و رایزنی ها قرار داشتند و بسیاری از پیشنهادات ایشان در بطن منشور گنجانده شده است، و هیچگونه ادعا و اعتراضی نسبت به "مبارزهء خشونت گريز" و  "انتخابات آزاد" مندرجه در منشور و یا به اصطلاح نفوذ اصلاح طلبان مذهبی و طرفدارانشان نداشتند. چطور شد به ناگاه کاشف الاسرار، معترض و غرّه بر حسن گفتار دیرهنگام خويش شده اند؟

 

موضوع دوم مقوله شناخته شده "انتخابات آزاد" و سالم است که با پیروی از ماده ۲۱ بیانیه (منشور) جهانی حقوق بشر  و اعلامیه ۱۵۴ نشست شورای بین المجالس تعریف شده است.  انتخابات آزاد در چارچوب منشور شورای ملی معنی حقوقی و عملی خاص خود را دارد. همانگونه که حقوق بشر در چارچوب یک منشور قانونی و بین المللی تعریف شده است و معنی خاص خود را دارد و تفسیر بردار نیست. منشور شورای ملی  بصورت شفاف و واضح امکان برگزاری یک انتخابات آزاد ، سالم و عادلانه در نظام جمهوری اسلامی را ناممکن می داند و تصریح می کند: "تصور اینکه می توان این نظام را از راه برگزاری انتخابات نمایشی و بطور تدریجی اصلاح کرد، توهمی باطل است". در نتیجه شعار محوری "انتخابات آزاد" بعنوان حق بنیادین "حاکمیت مردم بر مردم" می تواند برای بسیج مردم داخل کشور هم تاکتیک مبارزاتی باشد و هم استراتژی مورد توافق همگانی! متاسفانه ظاهرا ً فرق بین تاکتیک مبارزاتی و هدف استراتژیک برای دکتر نوری علا  مشخص نیست. و من حقیقتا در عجبم از اصرار ایشان در تحریف منشور شورای ملی و همسان نمایاندن آن با منشورهای اصلاح طلبان حکومتی و  مشاوران نهان و عیان  و سوزن بانان متبحر.

 

درخواست مشخص "انتخابات آزاد" از سوی منشور شورای ملی با ادعای "سوزن بانان متبحر" کاملا ً متفاوت است. آنها با اعتقاد به اینکه کاسه خاصان منه در پیش عام، و  با صرف هزینه های گزاف و غیر قابل تصور در سپهر مالی اپوزیسیون "مفلس" و اعمال شیوه های غیر شفاف، تدریجی و تطمیعی تلاش می کنند نیروهای صادق و شریف اپوزیسیون را ظاهرا ً برای امـــر گفتمان دمکراسی، اما حداقل به به ادعای برخی برای پیشبرد "مقاصد اصلاح طلبی نامعلوم" ایستگاه به ایستگاه  وارد قطاری بکنند که در مبداء سفر و آغاز کار منکر براه انداختن آن بودند؛ زیرا از قدیم گفته اند "فرستاده باید فرستاده ای، درون پر زمکر و برون ساده ای" . مضافا ً ظاهرا ً  بسیاری از هموطنان وسواس و رفقای بینا و نکته سنج (Discerning) که اشتیاق حضور دارند مایل نیستند بدانند که هزینه گزاف  سالن، هواپیما و قطار و هتل و اشربه و اغذیه از کجا تامین می شود و یا خوش باورانه بپذیرند که گویا "ایرانیان سرمایه دار اما خـیّـر" حاتم طائی دوران شده اند تا رفقا فصل به فصل و شهر به شهر گرد هم آیند.

 

در راستای مقوله سوم باید تاکید کرد که نمی توان پروژه ملی، شفاف و کثرتگرا نظیر شورای ملی را با پروژه های مخفی کاری و سری به اصطلاح "نخبه گرایی" و یا بعبارتی "خصوصی سازی اپوزیسیون" که توسط منابع مالی نامعلوم هدایت و حمایت می شوند، مقایسه کرد. مخفی کاری و عدم شفافیت باعث بروز بی اعتمادی و شیوع شایعات فراوان می شود. شایعاتی نظیر ملاقات با مهدی هاشمی زمانی که وی در لندن بود و یا تزریق دلارهای نامناسب از منابع ناگفته. باید پرسید گربه را بر موش کی بوده است مهر مادری؟  البته بعقیده من نباید به اینگونه "شایعات" وقعی چندانی نهاد، اگرچه ممکن است آسیب پذیری اپوزیسیون را در کلیت خویش افزایش دهند.

 

اما  شورای ملی حرکتی است که با رایزنی های گسترده قریب به یک سال، و انتشار فراخوان عمومی، از کف اجتماع (grass roots) و اکثریت خاموش بخصوص نسل جوان و از پائین آغاز شده است. در حالی که پروژه های نخبه سازی از نوع استکهلمی یا فیلادلفیایی از طریق دعوت های خصوصی و محفلی با تحکم انتقاد ناپذیری مطلق طرح ریزی شده اند. منتقدین این پروژه های نیمه مخفی "جایگاه  نخبگی" خود را از دست داده و از افتخار و حق دعوت شدن به گردهمایی های "نخبگان" محروم خواهند شد.  سوزن بانان حتی با جسارت و گستاخی اعلام می کنند که منتقدین خود را به جلسات خود راه نخواهند داد تا درس عبرتی باشد برای نقادان بل الفعل و دیگران تا گرفتار هوس سوال بر زبان و انتقاد در سر نشوند. در نتیجه کالای اینگونه قطارهای زیرزمینی که تلاش می شود در هر ایستگاه بر واگون های آن افزوده شود، دمکراسی و شفافیت برای کشورمان ایران نخواهد بود. بلکه ممکن است از منظر یک "سرمایه گزاری کوچک" به مثابه  یکی از "گزینه های محتمل بر روی میز" از آن بعنوان اهرم فشار در چانه زنی های درون حکومت و یا بر علیه حکومت ایران استفاده شود.  از سوی دیگر شورای ملی بر خلاف دیگران بر اساس شمولیت، شفافیت، استقلال عمل و کثرتگرایی بدون تبعیض و بدون نخوتگرایی بنا شده است. به همین دلیل منتقدین آن نه تنها طرد نمی شوند، بلکه از آنها با اشتیاق و آغوش باز دعوت بعمل می آید ـ البته با خرج خودشان چون حاتمان طائی زمانه حاضر نیستند برای تشکیل یک  شورای ملی شفاف و مستقل سرمایه گزاری کنند. و اینگونه است که میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است. بهر روی متاع کفر و دین بی مشتری نیست، گروهی آن گروهی این پسندند .

 

عبدالستار دوشوکی

شنبه ٢٠ آبان ١٣٩٠

doshoki@gmail.com

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سپاس خدمت دکتر عبد الستار دوشوکی: انتقادی به مقالۀ دکتر نوری علا وارد است و شاید این انتقاد حول این محور باشد که ایکاش با درایتی که دکتر نوری علا در تجزیه و تحلیل دارد، مفاهیم تبیینی و توضیحیِ انتخابات آزاد و پرهیز ازخشونت را بشکل پرسش ها یی از گروههای مختلف مطرح میکرد تا اینکه بخواهد تنها انتقادی برخورد کند و در صورتی که جوابی از این گروهها نمیگرفت، میتوانست دست به انتقاد حتی بسیار تند ببرد؛ البته این تنها نظر اینجانب است حال آنکه فکر میکنم که ایشان مانند خود شما آزاد در اتخاذ تصمیم پیرامونِ تقدم و تاخر در طرح مطالب خود هستید؛

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دوشوکی ازاینکه ادعا کردید منشور شما وشورای ملی هیچکس را بخاطر انتقاد حذف نمیکند واقعایک دروغ است موسسین این شورا مرا بخاطر امضا نکردن بحدی تکفیر کرذند که مجبور به استعفا از نهاد مردمی شدم..تهاجم وتخریب از مقاله شمااز تیتر تا اخر بارز است ره به ترکستان که نه! ره به بلوچستان دارد! شورای ملی مرده بدنیا امد..وفقط شماری افرادجویای شهرت را ارضا کرداگرچه ارزو برجوان عیب نیست ولی برای دکتر دوشوکی پیرسیاست عیب است که بدنبال اعاده سلطنت وحکومت فردی دیگری باشند من شرط بلاغ گفتم وگرنه صلاح مملکت خویش خسروان دانند..با سپاس

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دوشوکی لطفا درون بازی این آدمهای لمپن با اون سابقه تباه نیفتید. روش سیاسی یا شاید هم روش زندگی این آدمها همینه که اینقدر با سماجت به پر و پای دیگران می پیچند که دیگران را وادار به واکنش میکنند،که همین جدی گرفتنشون به اونها هویت و وجود میبخشه. این آقا و امثال اینها آدمهایی هستند که با مصادره یکسری موضوعات مقبول چون سکولاریسم وجنبش سبزخودشونرو تحمیل میکنند به اپوزیسیون ایرانی. این آقا ظاهرا مضرات و صدماتش برای ایرانیان تمامی نداره. ۳۵ سال از مقاله عاشقانه اش برای خمینی میگذره ولی هنوز با تحمیل مسائلی چون فدرالسیم به شبکه ای که خودش شبکه سکولارهای سبز میخونه و غیر از ایشون که همه کاره اش است کس دیگه ای از اون شناخته شده نیست و یا به آب و آتش زدن که مبادا شورای ملی تشکیل بشه(ایشان اخیرا فرموده اند که چرا منشور شورای ملی به احزاب تجزیه طلب مزدورعربستان و اسرائیل و غرب امتیازی نداده!؟)هنوز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
به گوش می رسد مخارح این نشست ها را پسر رفسنجانی تامین می کند برای دوباره رئیس جمهور شدن شخص هاشمی رفسنجانی در کنار خامنه ای

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دوشکی از شما این انتظار را نداشتم. تیتر مقاله شما بسیار بد است. وقتی روشنفکران ایرانی از مثالهایی مانند: ترکتازی، ره به ترکستان بردن و... استفاده می کنند، به جای آنها من خجالت می کشم.