بررسی قتل سیاسی ستار در ملاخانه، پوششی بر جنایات 33 ساله رژیم اسلامی

جمهوری اسلامی در چند ماه اخیر هارتر از گذشته، به کشتار فرزندان ایران ابعاد گسترده ای داده است. اسامی اعدام شده گان توسط  نهادهای پشتیبان حقوق بشر انتشار یافته و نمایانگر ماهیت عمیقا جناینکارانه رژیم اسلامی ست.

پس از قدرت گیری اسلامگرایان در ایران؛ دانشگاهها، کارخانجات، محلات و کردستان (به دلائل فرهنگ و سنت های غنی مبارزاتی) به سنگرهای اصلی ایستادگی در برابر استقرار فاشیسم اسلامی بدل شدند. نسلی از بهترین های ایران به جوخه های اعدام سپرده شدند. خمینی جلاد، پس از سرکوب و کشتار خونین در دانشگاه ها، ادارات، کارخانجات و ...، پیش شرط زندگی را سر فرود آوردن در برابر دین، سیاست، فرهنگ و سنت های اسلامی- عربی قرار داد. زندگی زیر سلطه روحانیت شیعه ادامه یافت و جغد شوم استبداد و دیکتاتوری بر بام ایرانزمین نشست. ناباوران به اسلام و سلطه اسلامگرایان از همه حوزه های سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی، اقصادی حذف شدند و طیف روحانیت و دنبالچه هایشان سکاندار جامعه و کشور شدند.

سرکوب در آغاز حکومت اسلامی با اتکاء به لمپن های جامعه و در اشکال توده وار پیش گرفته شد. دست اندرکاران نظام اسلامی در جریان قلع و قمع نسلی دلاور و پاکباخته، دسته جات فاشیستی را در نهادهای سپاه و بسیج سازمان دادند. سرکوب های سال های نخستین با اتکاء به همکاری و تجارب ساواک انجام گرفت و با شناختی که از دست اندرکاران امنیتی اطلاعاتی رژیم وجود داشت، آنها خود شعور پیاده کردن چنین شیوه هایی را تداشته و باعتبار همکاری ساواک تعقیب و مراقبت و شناسائی و سرکوب اپوزیسیون را عملی می کردند.

دستگیری دختران دانشجو، نگهداری و شکنجه و تجاوز در زندان های مخفی توسط "حاج آقا ها" در سال 1359 رواج یافته بود. در سالهای 1358 و 1359؛ قبل از آغاز کشتارهای دهه 60 نهادهای  سرکوب، قتل و جنایت فیزیکی و آئینی ایجاد شدند.

سه قوه اجرائیه، مقننه و قضائی دست در دست هم سنگ به سنگ بنای اقتدار بربرمنشانه و جنایتکارانه جمهوری اسلامی را نهادند و تاریخ ننگین 33 ساله حکومت اسلامی را رقم زدند.

وقتی به گذشته مراجعه می کنیم یاد هزاران دلاور جانباخته راه آزادی از جلو چشمانمان رژه میروند که آخرین شان ستار بهشتی و بقول مادرش سیاوش ایران است.

ایجاد جمهوری اسلامی بمعنای ظهور شقاوت، بیرحمی و انسان ستیزی مردمان عصر جاهلیت، و فاجعه ای برای بشریت بود. جمهوری اسلامی بر بنیاد خرافات، گذشته گرائی، بیدادگری، زن ستیزی، کفارکشی (بخوان ایرانی کشی)  شکل گرفت و از این کوزه  همان برون تراوید که در او بود!

اکنون که دامنه جنگ قدرت و ثروت اوج گرفته است؛ جناح های مغلوب نیز مورد تهدید مافیاهای غالب قرار دارند و صدای اعتراض به آزار  و اذیت خودی ها بلند شده است. همه جناح های حکومت در کشتار فیزیکی و ائینی اشتراک نظر داشته و انتقادات شان از چارچوب نظام دینی فراتر نمی رود.

در چند روز گذشته نهادهای حکومتی  با سراسیمگی کوشش کرده اند تا دامنه قتل ستار بهشتی در شکنجه گاههای ولی فقیه را در محدوده پادوهای نظام حبس کنند و تاریخ آدمکشی های رژیم و سیستم فاشیستی را از زیر ضرب ملت خشمگین خارج کنند. آملی لاریجانی اظهار داشت: "هر فردی که قصورا یا تقصیرا در این واقعه دخالت داشته است، مورد پیگرد سریع، قاطع و بدون اغماض دستگاه قضایی قرار خواهد گرفت". ، روز یکشنبه (۲۱ آبان / ۱۱ نوامبر ) نایب رئیس ملاخانه ایران، محمد حسن ابوترابی فرد، از تشکیل کمیته ویژه بررسی مرگ ستار بهشتی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی ملاخانه خبر داد و ، در جلسه روز یکشنبه ملاخانه، احمد توکلی نسبت به سکوت دستگاه قضایی و وزارت خارجه پیرامون مرگ ستار بهشتی تذکر داد.

همه ارگانهای نظام بسیج شده اند تا ننگ قتل سیاسی ستار بهشتی را از دامان جمهوری اسلامی پاک کنند؛ ولی با تاریخ خونبار 33 ساله جنایات علیه بشریت چه خواهند کرد؟!!!

پاسخ نسرین ستوده، گرد آفرید زمانه را چه خو.اهند داد؟

آیا می دانند که اگر موئی از سر نسرین کم شود؛ چه بسا که  خشم فروخفته ملت  سر باز کند و کل نظام راهی زباله دان تاریخ شود؟

ملت ایران برای ساختن فردای خود به امنیت، آرامش، رفاه، صلح، آزادی و دمکراسی  نباز دارد. جمهوری اسلامی سم کشنده ای برای جامعه، ملت و ایران است و بدون درهم شکستن اقتدار سیاسی – نظامی رژیم، چشم اندازی برای فردای بهتر نیست.

به نظر می رسد که اگر قدرت در اشکال مسالمت آمیز و داوطلبانه به ملت ایران منتقل نگردد؛ مستقل از اراده نیروهای سیاسی، خروش جنبش های خودجوش و خشم مهارناپذیر مردم، نسل انسان نماهای حاکم را منقرض خواهد کرد!

 

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اقای اقبالی -توکلی دهگریز دهاتی مزدور در مجلس برای کشته شدن ستار متاسف نبود میگفت این کارها ابروی نظام روستایی را مبیرد و ابروی خون شهیدان روستایی را وباعث حمله به نظام وشهدای روستایی میشود نگرانیش بی ابرویی نظام وشهدای روستاییش بود نه اینکه رژیم روستایی یک جوان شهریگر لاییک را کشته ناراحت شده چرا مسئله علنی شده وگرنه همه این دهاتیان حاکم خواستارکشتار مخفی وبی سروصدای تمام شهریان لاییک هستند واز سال ها پیش که به شهرها هجوم اوردند سیاستشان حذف شهری های لاییک بوده که جلوی هجوم انهارا به شهرها سد کردند وبرایشان فرش قرمز نیانداختند تا به کشاورزی ودامداری کشور خیانت کنند وبزور شهر نشین وشهر ستیز شوند.ازینکه درباره کشتارو تجاوز به دختران شهری توسط مزدوران دهگریز در سال 1359 نوشتید ممنونم دفاع شما از شهری های لاییک قربانی شده درین 50 سال ستودنی است پاینده باد رزم شهریگران ایران